همه چیز ، همه جا ، برای همه

درباره وبلاگ:


آرشیو:


آخرین پستها :


پیوندها:


صفحات جانبی:


نویسندگان:


آمار وبلاگ:


> +
وبلاگ
+

پیج رنک گوگل

پیج رنک سایت شما

پیج رنک

+

نمایشگر آمار آلکسا

+
  • کد نمایش افراد آنلاین
  • + +

    Admin Logo themebox

    خدایا هرکس عهده دارکار امت من شد

    نوشته شده توسط:عیسی بابایی
    سه شنبه 22 اسفند 1391-10:35 ق.ظ

     

    اللهم

    من ولی من أمر أمتی  شیئا فشق علیهم فاشقق علیه

    و من ولی من أمر أمتی شیئا فرفق بهم فارفق به ؛

     

    خدایا

    هرکس عهده دار کار امت من شد و برآنها سخت گرفت

     براو سخت گیر

     

    و هرکس عهده دار کار امت من شد و با آنها مدارا کرد

     با او مدارا کن .

     

    نهج الفصاحه

    حضرت محمد

    صلی الله علیه وآله وسلم

     




    تاریخ آخرین ویرایش:- -

    نمایشگاه خودرو کرمان

    نوشته شده توسط:عیسی بابایی
    دوشنبه 3 آذر 1393-10:41 ب.ظ

    نمایشگاه خودرو کرمان
    نمایشگاه خودرو، نیرو محرکه و قطعات سبک و سنگین در سایت دائمی نمایشگاه‌های بین‌المللی جنوب شرق کرمان در حال برگزاری است.
    عکس: محسن رجب‌پور
    1393/08/23 - 12:12


    منبع : خبرگزاری فارس




    تاریخ آخرین ویرایش:دوشنبه 3 آذر 1393 10:52 ب.ظ

    گزارش فارس از زندگی ورزشی ستارگان فوتبال جهان - مارادونا

    نوشته شده توسط:عیسی بابایی
    یکشنبه 25 آبان 1393-05:42 ب.ظ


    93/08/25 - 00:42
    شماره: 13930824000761


    گزارش فارس از زندگی ورزشی ستارگان فوتبال جهان - مارادونا

    «دست خدا»، حاشیه، تنفر از آمریکا تمام زندگی اسطوره‌ای تکرارنشدنی به نام دیگو آرماندو مارادونا+فیلم

    زندگی اسطوره فوتبال آرژانتین که بسیاری او را بهترین بازیکن تاریخ فوتبال می‌دانند، با حاشیه‌های فراوانی روبرو بوده و هست.

    خبرگزاری فارس: «دست خدا»، حاشیه، تنفر از آمریکا تمام زندگی اسطوره‌ای تکرارنشدنی به نام دیگو آرماندو مارادونا+فیلم

    به گزارش خبرگزاری فارس، دیگو آرماندو مارادونا یکی از بزرگترین بازیکنان تاریخ فوتبال است و بسیاری او را بدون رقیب بزرگترین بازیکن می‌دانند. مارادونا یک رهبر شجاع در زمین بازی با شخصیتی زیرک بود که در هر لحظه ممکن بود با توانایی‌های خارق‌العاده‌اش دست به جادویی در میدان مسابقه بزند. بازیکن کوتاه قد، چهارشانه و چپ پایی که مهارت‌های حیرت‌انگیزش در کنترل توپ، دریبل، پاسکاری و بازی‌سازی‌ مهار کردن وی را تقریبا غیرممکن می‌ساخت. دنیا در جام‌جهانی 1986 او را در اوج توانایی‌هایش دید. نقش او در رسیدن آرژانتین به قهرمانی را بیشترین تأثیرگذاری یک بازیکن در جام‌جهانی برای تیم ملی کشورش می‌دانند.

    به سختی می‌توان موفقیت‌های مارادونا را زیر سوال برد. بیشتر مردم او را و نه پله مشهور و محبوب را بهترین بازیکن تاریخ فوتبال می‌دانند و در حقیقت برخی او را بهتر از پله می‌دانند. وی در یک نظر سنجی اینترنتی برای انتخاب بهترین بازیکن قرن بالاتر از پله قرار گرفت. به سختی می‌توان جایگاه او را در زمین مسابقه تعیین کرد زیرا مانند یک مهاجم گل می‌زد اما زمان زیادی را در خط میانی سپری می‌کرد و موقعیت‌هایی را برای هم‌تیمی‌هایش خلق می‌کرد. مارادونا اغلب در خط میانی بازی می‌کرد اما مهارت‌هایش به قدری کامل بود که در تمام زمین حاضر می‌شد. هیچ بازیکنی توانایی‌های او را نداشت و شیوه بازی‌اش نسل‌های بعدی را به شدت تحت تأثیر قرار داد. مثل خیلی از پدیده‌های بسکتبال که آنها را «جردن آینده» می‌خوانند، به بسیاری از فوتبالیست‌های برتر آرژانتین لقب «مارادونای آینده» می‌دهند. برخی بازیکنان مانند مسی پیشرفت زیادی کردند اما اکثر آنها نتوانستند انتظارات را برآورده کنند.

    ناعادلانه است که بازیکنان را با استانداردهای مارادونا قضاوت کرد زیرا او دنیایی متعلق به خودش داشت. با در نظر گرفتن اندام فشرده و به گفته برخی کوتاه وی، عجیب است که می‌توانست در زمین مسابقه تسلط داشته باشد. با این حال پاهایی به شدت نیرومند داشت. علاوه بر این مهارت‌های فوق‌العاده دریبل زنی وی که به او اجازه می‌داد با تمام سرعت به سمت دروازه حریف برود که یا شوت‌های مرگباری به توپ بزند و یا پاس دقیقی را برای هم‌تیمی‌هایش ارسال کند، او را از سایر بازیکنان متمایز می‌کرد.همان طور که از گل فوق‌العاده وی به انگلیس در جام‌جهانی (گلی که با دست نزد) پیدا است، مارادونا می‌توانست مدافعان را با سرعت تمام جا بگذارد؛ در حالی که به نظر می‌رسید توپ به پاهایش چسبیده است. مارادونا می‌توانست تله‌ها را پشت سر بگذارد و تکنیک «رابونا» را به محبوبیت رساند؛ وی همچنین کاشته‌های مرگباری می‌زد.

    دیگو آرماندو مارادونا

    آرژانتین؛ 1976-1997

    آرجنتینوس جونیورز (1976-1981)

    بوکا جونیورز (1981-1982، 1995-1997)

    بارسلونا (1982-1984)

    ناپولی (1984-1991)

    سویا (1992-1993)

    نیوولز اولد بویز (1993)

     

    مارادونا در بوینوس‌آیرس متولد شد و در شهر زاغه‌نشین ویا فیوریتو بزرگ شد. او فرزند پنجم یک خانواده هشت نفره بود و اولین توپ فوتبالش را در سن 3 سالگی هدیه گرفت. مارادونا با بازی برای لوس سبولیتاس (پیازهای کوچک)، به دلیل مهارت‌های باورنکردنی‌اش به سرعت نام پسر اعجاب انگیز را برای خودش دست و پا کرد و رکورد استثنایی 136 بازی بدون شکست را با این تیم به دست آورد.وی در سن 10 سالگی با انجام حرکات خارق‌العاده با توپ بین دو نیمه بازی‌ها، شهرتی ملی به دست آورد. روزی یکی از گزارشگران تلویزیون گفت‌و‌گویی با او انجام داد و مارادونا گفت: دو آرزو دارم: بازی در جام‌جهانی و قهرمانی در آن.

    مارادونا تنها 15 سال سن داشت وقتی برای اولین بار با بازی برای تیم آرجنتینوس جونیورز، اولین تجربه‌اش در بالاترین سطح فوتبال باشگاهی را کسب کرد و فقط 16 سال داشت که اولین بازی ملی خود برای آرژانتین را در سال 1977 مقابل مجارستان انجام داد. وی در آرجنتینوس پیشرفتی چشمگیر داشت و پنج بار به عنوان برترین گلزن آرژانتین انتخاب شد. وی در سال 1979 و 1980 به عنوان بهترین بازیکن سال آمریکای جنوبی انتخاب شد.

     

    اولین ناکامی بزرگ وی خط خوردن از ترکیب تیم ملی برای رقابت‌های جام‌جهانی در خاک آرژانتین در سال 1978 بود. سزار لوئیس منوتی، سرمربی تیم ملی فوتبال آرژانتین معتقد بود که مارادونای 17 ساله برای رویارویی با فشار این مسابقات بسیار جوان است. او آخرین بازیکنی بود که از فهرست 22 بازیکن تیم ملی خط می‌خورد. با این حال مارادونا سال بعد آرژانتین را به قهرمانی جام‌جهانی نوجوانان در ژاپن رساند.

    انتقال یک میلیون پوندی به بوکاجونیورز در سال 1981 به مارادونا کمک کرد تا تنها عنوان قهرمانی خود در لیگ آرژانتین را به دست آورد و خیلی زود راهی اروپا شود. بارسلونا زمانی که پنج میلیون پوند برای جذب مارادونا در ابتدای فصل 83-1982 پرداخت کرد، رکورد مبلغ نقل و انتقالات دنیا را شکست.

     

     

    پس از آن شهرت مارادونا با کاری که در جام‌جهانی 1982 در اسپانیا انجام داد، صدمه دید. او به دلیل خطای غیرورزشی روی باتیستای برزیلی از زمین مسابقه اخراج شد.

    حضور او در بارسلونا تنها دو فصل دوام داشت و در هر دو فصل هم بیماری، مصدومیت و رسوایی‌های دیگری به سراغ مارادونا آمد. ابتدا او به دلیل بیماری هپاتیت ماه‌ها از میادین دور بود و فصل بعد نیز به دلیل شکستگی قوزک پا به خاطر خطای آندونی گویکوچه‌آ «قصاب بیلبائو» ماه‌های بیشتری نتوانست برای بارسلونا بازی کند. وی همچنین مدام با رئیس باشگاه بارسلونا مشاجره داشت. به هر حال در میان مشکلاتی که مارادونا همیشه داشت، لحظاتی به یادماندنی نیز برای بارسلونا خلق کرد؛ از جمله یک دیدار خارج از خانه مقابل رئال مادرید که هواداران در سانتیاگو برنابئو به احترام او ایستادند و تشویقش کردند اما دوران وی در اسپانیا با جنجال مقابل اتلتیک بیلبائو در فینال کوپا‌دل‌ری، زمانی که مارادونا در مسابقه‌ای که بیشتر شبیه به کونگ‌فو بود تا فوتبال، نقشش را ایفا می‌کرد، تلخ شد.

    مارادونا موفقیت‌هایی در سطح باشگاهی داشت و توانست با بوکاجونیورز در سال 1981 قهرمانی لیگ آرژانتین شود؛ وی پس از آن به همراه بارسلونا در سال 1983 قهرمان لالیگا و کوپا‌دل‌ری شد. به هر حال این ناپولی بود که مارادونا در آن به یک اسطوره تبدیل شد. وی که با انتقال از بارسلونا به ناپولی با رقم 6.9 میلیون پوند در آن زمان رکورد زد، بهترین دوران تاریخ باشگاه ناپولی را رقم زد و دو قهرمانی تاریخ باشگاه در اسکودتو را برای این تیم به ارمغان آورد. مارادونا همچنین تیم را در فصل 89-1988 به قهرمانی در جام یوفا رساند. وی به محبوب‌ترین بازیکن تاریخ باشگاه تبدیل شد و محبوبیت او به قدری بود که وقتی آرژانتین برای رقابت‌های جام‌جهانی 1990 به ایتالیا رفت، ناپولی تنها شهر ایتالیا بود که هنگام نواخته شدن سرود ملی آرژانتین، هواداران آن را هو نکردند.

    ناپولی که دوفصل گذشته در آستانه سقوط از سری آ قرار داشت، تصمیم گرفت که با پرداخت رقمی نجومی به ارزش 6.9 میلیون پوند در تابستان 1984 مارادونا را به خدمت بگیرد. در روز معرفی مارادونا به هواداران 75 هزار نفر در ورزشگاه سن پائولو جمع شده‌ بودند. در سال‌های بعد باشگاه خودش را از قعر جدول تا تبدیل شدن به یکی از قدرت‌های مدعی قهرمانی در بهترین لیگ وقت دنیا بالا کشید و مارادونا اساس این پیشرفت بود.

    درست در میانه این پیشرفت ناپولی مسابقات جام‌جهانی 1986 مکزیک، دوران کمال فوتبال مارادونا پیش آمد. مارادونا در مرحله یک‌چهارم مسابقات در بازی مقابل انگلیس دو روی خودش را نشان داد؛ یک متقلب باهوش و یک پدیده با استعداد. گلی که او با دست به ثمر رساند و بعدها نامش را «دست خدا» گذاشت و بعد از آن گل فوق‌العاده‌ای که با دریبل‌زنی از 60 یاردی به ثمر رساند، به عنوان بهترین گل تاریخ جام‌جهانی انتخاب شد. مارادونا در بازی مقابل بلژیک در نیمه‌نهایی نیز دو گل به ثمر رساند تا این تیم در فینال به مصاف آلمان غربی برود و با پیروزی سه بر دو فاتح جام شود. مارادونا به عنوان بهترین بازیکن، جایزه توپ طلا را کسب کرد و در سال 1986 از سوی یونایتد پرس اینترنشنال به عنوان بهترین ورزشکار دنیا انتخاب شد.

    موفقیت‌ها در سطح باشگاه در ایتالیا ادامه یافت و ناپولی توانست برای اولین بار با پشت سر گذاشتن یوونتوسِ میشل پلاتینی به قهرمانی تاریخی در مسابقات لیگ این کشور در سال 87-1986 دست یابد و در همان زمان قهرمانی در کوپا ایتالیا را نیز کسب کند.

    جشن و پایکوبی‌ها در در شهر جنوبی و پرهرج و مرج ایتالیا ابعاد تازه‌ای پیدا کرد. قهرمانی در جام یوفا 1989 و یک قهرمانی دیگر در لیگ ایتالیا در سال 1990 پیش از جام‌جهانی ایتالیا به افتخارات آنها افزوده شد.

    مارادونا با مصدومیت به مسابقات جام‌جهانی 90 رفت و در سطح چهار سال پیش نبود؛ تیمش هم همان شرایط را نداشت. به یادماندنی‌ترین لحظه وی در جام‌جهانی پاس گل وی به کلودیو کانیجیا مقابل برزیل در دور دوم بود. آرژانتین در مسابقه نیمه‌نهایی که در ناپل برگزار شد، در ضربات پنالتی ایتالیا را شکست داد اما نتوانست مانع از قهرمانی آلمان غربی شود. مارادونا به عنوان سومین بازیکن برتر مسابقات انتخاب شد.

    پس از اینکه آزمایش کوکائین مارادونا در سال 1991 مثبت اعلام شد، دوران حرفه‌ای وی راه سراشیبی را در پیش گرفت. او به مدت 15 ماه محروم شد و پس از بازگشت در تیم سویا و نیوولز اولد بویز به میدان رفت. وی در مسابقات جام‌جهانی 1994 آمریکا عملکرد خوبی داشت تا اینطور به نظر برسد که همه‌چیز به حالت عادی بازگشته است اما تست دوپینگ او مثبت اعلام شد.

    دیگو مارادونا دوران حرفه‌ای‌اش را با حضور در بوکاجونیورز به پایان رساند. مارادونا در سال 1994 هدایت تیم ماندیو دی کورینتس را بر عهده گرفت و سال بعد روی نیمکت ریسینگ کلاب نشست. وی از سال 2008 تا 2010 سرمربی تیم ملی فوتبال آرژانتین بود و یک سال هم از سال 2011 تا 2012 هدایت تیم الوصل امارات را بر عهده داشت.

     

    معروف‌ترین بازیکن فوتبال آرژانتین پس از بازنشستگی هم نتوانست زندگی آرامی داشته باشد و مواد مخدر و چاقی همیشه زندگی او را تهدید کرد. او در سال 2000 و 2004 به دلیل مشکلات قلبی در بیمارستان بستری شد و دومین بار مجبور بود برای نفس کشیدن از دستگاه تنفس استفاده کند. سال بعد مارادونا تحت عمل جراحی قلب قرار گرفت. آخرین باری که کاراسطوره فوتبال آرژانتین به بیمارستان کشید، در سال 2007 پس از مصرف مشروبات الکی، کشیدن سیگار و خوردن بیش از حد بود.

    وی از طرفداران فیدل کاسترو و هوگو چاوز است و در یک برنامه تلویزیونی اعلام کرد: از هرچیزی که از سوی آمریکا می‌آید متنفرم. با تمام وجود از آمریکا نفرت دارم.

    مارادونا و پله همیشه در مصاحبه‌ها و مراسم مختلف اختلافشان را آشکار کرده‌اند. یک نظرسنجی از سوی فدراسیون بین‌المللی فوتبال مارادونا را به عنوان برترین بازیکن قرن بیستم انتخاب کرد اما حتی این اتفاق هم با حاشیه‌هایی همراه بود. مارادونا تابلویی را که نشان می‌داد پله به صورت مشترک با وی صاحب این افتخار شده، خراشید و از حاضر شدن روی صحنه در کنار اسطوره فوتبال برزیل خودداری می‌کرد.

    اسطوره فوتبال آرژانتین، در سال 2005 یک برنامه تلویزیونی اجرا ‌کرد و میهمانانی از جمله فیدل کاسترو، مایک تایسون و حتی پله را دعوت کرد که با استقبال بسیار خوبی مواجه شد.

    مارادونا در سال 2008 هدایت تیم ملی فوتبال آرژانتین را بر عهده گرفت اما این تیم که بازیکنان بزرگی مانند مسی را در اختیار داشت، در جام‌جهانی 2010 در مرحله یک‌چهارم نهایی با نتیجه چهار بر صفر مغلوب آلمان شد تا قرارداد مارادونا تمدید نشود.

    حاشیه‌های مارادونا تمامی نداشت؛ وی یک بار پای یک فیلمبردار را زیر گرفت و به جای عذرخواهی به او گفت: «پایت زیر چرخ‌های ماشین من چه کار می‌کند؟» و در حادثه‌ای دیگر به تیراندازی به خبرنگارانی پرداخت که قصد مصاحبه با او را داشتند.

    مارادونا در فوریه 2014 ادر حالی که به عنوان سفیر افتخاری ورزش دوبی مشغول بود، اعلام کرد که قصد دارد با بازی برای تیم دپورتیوو ریسترا، یک تیم آرژانتینی به دنیای فوتبال بازگردد.

    با این حال حتی اگر قبول کنید که او یک شخصیت جنجالی داشت که بیشتر از آن که به فوتبالش کمک کند، مانع از پیشرفتش می‌شد، باز هم نمی‌توانید افتخارات و نتایجی را که کسب کرده نادیده بگیرید. خیلی ساده؛ مارادونا یکی از بهترین بازیکنان تمام دوران فوتبال بود.

    *این فیلم را ببینید.

    انتهای پیام/ی

     منبع : خبرگزاری فارس





    تاریخ آخرین ویرایش:یکشنبه 25 آبان 1393 05:47 ب.ظ

    بیستم محرم؛ دفن بدن «جون»، خدمتکار امام حسین(ع)

    نوشته شده توسط:عیسی بابایی
    جمعه 23 آبان 1393-06:15 ب.ظ

    /با کاروان حسینی/

    بیستم محرم؛ دفن بدن «جون»، خدمتکار امام حسین(ع)

    » سرویس: معارف و حقوق - دین و اندیشه

    روز بیستم ماه محرم مصادف است با روزی که در سال 61 هجری قمری پس از گذشت چند روز از شهادت امام حسین(ع) و یاران آن حضرت، بدن خدمتکار امام حسین(ع) به نام «جون» توسط گروهی که برای دفن پیکر شهدا در صحرای کربلا حاضر شده بودند، دفن شد.

    به گزارش خبرنگار دین و اندیشه خبرگزاری دانشجویان ایران(ایسنا) در رخداد روز بیستم محرم سال 61 ه - ق پیرامون واقعه کربلا در این‌باره می‌خوانیم:

    بعد از 10 روز از واقعه عاشورا جمعی از قبیله «بنی اسد» بدن شریف "جون" غلام ابوذر غفاری را پیدا کردند در حالی که صورتش نورانی و بدنش معطر بود و سپس او را دفن کردند.

    «جون» کسی بود که امیرالمومنین(ع) او را به 150 دینار خرید و به ابوذر بخشید. هنگامی که ابوذر را به منطقه «ربذه» تبعید کردند این غلام برای کمک به او به آن‌جا رفت و بعد از رحلت جناب ابوذر به مدینه مراجعت کرد و در خدمت امیرالمومنین(ع) بود تا بعد از شهادت آن حضرت به خدمت امام مجتبی(ع) و سپس به خدمت امام حسین(ع) رسید و همراه آن حضرت از مدینه به مکه و از مکه به کربلا آمد.

    هنگامی که جنگ در روز عاشورا شدت گرفت او خدمت امام حسین(ع) آمد و برای میدان رفتن و دفاع از حریم ولایت و امامت اجازه خواست.

    حضرت فرمودند: در این سفر به امید عافیت و سلامتی همراه ما بودی، اکنون خویشتن را به خاطر ما مبتلا مساز.

    «جون» خود را بر قدم‌های مبارک امام حسین(ع) انداخت و بوسید و گفت: ای پسر رسول خدا، هنگامی که شما در راحتی و آسایش بودید من کاسه‌لیس شما بودم و حال که به بلا گرفتار هستید شما را رها کنم؟

    «جون» با خود فکر کرد: من کجا و این خاندان کجا؟! بنابراین گفت: آقای من، بوی من بد است و شرافت خانوادگی هم ندارم و نیز رنگ من سیاه است. یا اباعبدالله، لطف فرموده مرا بهشتی نمایید تا بویم خوش گردد و شرافت خانوادگی به دست آورم و رو سفید شوم. نه آقای من، از شما جدا نمی‌شوم تا خون سیاه من با خون شما خانواده مخلوط گردد. جون می‌گفت و گریه می‌کرد به حدی که امام حسین(ع) گریستند و اجازه دادند.

    با آن‌که جون پیرمردی 90 ساله بود، ولی بچه‌ها در حرم با او انس فراوانی داشتند. او به کنار خیمه‌ها برای خداحافظی و طلب حلالیت آمد، که صدای گریه اطفال بلند شد و اطراف او را گرفتند. هر یک را به زبانی ساکت کرد و به خیمه‌ها فرستاد و مانند شیری غضبناک روی به آن قوم ناپاک کرد. او جنگ نمایانی کرد، تا آن‌که اطراف او را گرفتند و زخم‌های فراوانی به او وارد کردند.

    هنگامی که روی زمین افتاد، امام حسین(ع) سر او را به دامن گرفت و بلند بلند گریست و دست مبارک خود را بر سر و صورت جون کشید و فرمود: « بارالها، رویش را سفید و بویش را خوش فرما و با خاندان عصمت (ع) محشورش نما».

    از برکت دعای حضرت، روی غلام مانند ماه تمام درخشیدن گرفت و بوی عطر از وی به مشام رسید. چنان‌که وقتی بدن او را بعد از 10 روز پیدا کردند صورتش منور و بویش معطر بود.

    منبع:

    - تقویم شیعه، عبدالحسین نیشابوری، انتشارات دلیل ما، 1387

    انتهای پیام

    منبع : خبرگزاری دانشجویان ایران  ایسنا





    تاریخ آخرین ویرایش:جمعه 23 آبان 1393 06:16 ب.ظ

    زشت و زیبای دنیای فوتبال

    نوشته شده توسط:عیسی بابایی
    جمعه 23 آبان 1393-11:59 ق.ظ

    در برنامه نود دیشب چه گذشت؟

    علی‌کریمی: دایی فقط به فکر منافع خودش است

    برنامه نود پس از یک هفته تعطیلی، از این هفته دوباره روی آنتن رفت تا با ورود دوربین‌ها به ورزشگاه‌ها در هفته چهاردهم این برنامه، بار دیگر نزدیک به چهار ساعت تا نخستین ساعات روز سه شنبه مهمان خانه‌های مردم باشد. این برنامه البته موضوعات جذابی را هم دنبال کرده بود؛ از بازیکن‌سالاری در فوتبال ایران تا ماجرای دادگاه‌های این روزهای ورزشکاران و قهرمانان.

    کد خبر: ۴۴۸۴۵۲
    تاریخ انتشار: ۲۰ آبان ۱۳۹۳ - ۰۲:۴۲ - 11 November 2014
    برنامه نود پس از یک هفته تعطیلی، از این هفته دوباره روی آنتن رفت تا با ورود دوربین‌ها به ورزشگاه‌ها در هفته چهاردهم این برنامه، بار دیگر نزدیک به چهار ساعت تا نخستین ساعات روز دوشنبه مهمان خانه‌های مردم باشد. این برنامه البته موضوعات جذابی را هم دنبال کرده بود؛ از بازیکن‌سالاری در فوتبال ایران تا ماجرای دادگاه‌های این روزهای ورزشکاران و قهرمانان.

    به گزارش «تابناک»، پس از یک هفته تعطیلی، عادل فردوسی‌پور با دست پر به برنامه نود این هفته آمد؛ آنقدر پر که از ویدئوی جذاب مصاحبه تولد علی کریمی، تنها بخشی از آن را پخش کردند. تولد علی کریمی، بازی‌های هفته چهاردهم لیگ بر‌تر، شکایت دایی از مایلی‌کهن و شکایت وزیر ورزش از دایی و بازیکن سالاری در فوتبال ایران، از مهم‌ترین بخش‌های برنامه نود شب گذشته بود. این آخرین مورد البته موضوع پرسش پیامکی نود هم بود و از مردم خواسته شده بود از میان چهار گزینه «بی‌توجهی به اصول اخلاقی حرفه‌ای»، «توجه بیش از اندازه رسانه‌ها به بازیکنان»، «حمایت مدیران از بازیکنان خاطی و بستن قراردادهای غیر حرفه‌ای» و «ضعف مربیان در کنترل بازیکنان» یکی را ‌عامل اصلی بازیکن سالاری در فوتبال ایران انتخاب کنند.

    بنا بر این گزارش، برنامه نود با مرور خلاصه بازی ملوان و ذوب‌آهن آغاز شد و جعفری، عادل را به ‌عنوان کار‌شناس داوری همراهی می‌کرد؛ نادر جعفری، کار‌شناس داوری برنامه نود بود. طبق نظر جعفری در بازی ملوان با ذوب آهن، داور در اعلام پنالتی به سود ملوان اشتباه کرده بود. همچنین در نیمه دوم مسابقه، ضربه بازیکن ملوان از خط دروازه ذوب آهن عبور کرده بود که داور به اشتباه گل سالم ملوان را اعلام نکرد. با مروری بر جدول امتیازات و اتفاقات فوتبال ایران در پایان هفته چهاردهم، خلاصه بازی صبای قم و نفت تهران هم پخش شد.

    عادل فردوسی‌پور که در آعاز برنامه‌اش از وضعیت درمانی مرتضی پاشایی گفته بود، در ادامه هم گزارشی در خصوص وضعیت سلامتی غلامحسین مظلومی پخش کرد و در گفت‌وگویی با فرزند وی، آخرین وضعیت درمانی اسطوره باشگاه استقلال را جویا شد. با حضور دوربین‌های تلویزیونی در ورزشگاه‌ها، عادل فردوسی‌پور این فرصت را داشت تا در نود درجه این هفته حسابی با همه شوخی کند. در این بخش خمیازه‌های پیام صادقیان در تمرین پرسپولیس، اعتراض رضا حقیقی به تعویض، عدم اقتدار حمید درخشان در برخورد با بازیکنان و... سوژه بود. همچنین شادی گل ادینیو بعد از گلزنی به استقلال که با گرفتن دوربین یکی از عکاسان همراه بود، در این بخش مورد توجه قرار گرفت و عادل فردوسی‌پور کنایه‌ای به دلتنگی بازیکنان برای دوربین‌ها (دوربین‌های صدا و سیما) در دو هفته‌ای که ورود آن‌ها به ورزشگاه ممنوع بود، زد.

    جشن تولد علی کریمی


    برنامه نود به مناسبت جشن تولد علی کریمی با وی گفت‌وگو‌‌ مفصل و خودمانی ‌ترتیب داده بود که بخشی از آن در برنامه دوشنبه شب نود پخش شد.

    نخندی می‌گویند بد اخلاق است


    همیشه نمی‌خندم. اگر زیاد بخندی می‌گویند طرف... ولی اگر نخندی هم می‌گویند بد اخلاق است.

    کم حرف می‌زنم ولی یک بار جبران می‌کنم


    کلا کم حرف هستم، ولی وقتی یک بار صحبت می‌کنم همه چیز را جبران می‌کنم. همه صحبت‌ها را جمع می‌کنم یکباره بگویم.

    هیچ کس به من کادو نمی‌دهد

    ‌کسی به ما در روز تولدمان کادو نمی‌دهد. تازه می‌گویند باید سور یا شام و ناهار هم بدهیم. هزینه هم روی دستمان می‌ماند. من دعا می‌کنم تولدم دیر به دیر و یک سال در میان بیاید.

    در درس نخواندن نخبه بودم


    من در درس نخواندن نخبه بودم. دوران طفولیت در وردآورد کرج بودیم، ولی وقتی به نوجوانان سایپا رفتم، همراه پدر و مادرم به مارلیک کرج رفتیم. پدر و مادرم هنوز آنجا هستند.

    از بچگی شکمو بودم

    ما از بچگی به شکمو بودن معروف بودیم. حتی در میان فوتبالیست‌ها هم شکمو بودیم. منصورخان (پورحیدری) روی این قضیه حساس بود و مراقب غذا خوردن ما بود. ابتدا که به تیم ملی دعوت شده بودم، بازی نمی‌کردم. وقتی با بچه‌های تیم ملی به سالن غذا خوری می‌رفتیم، نمی‌توانستم زیاد غذا بخورم ولی بعدا من یک سانس زود‌تر می‌رفتم و غذا می‌خوردم. بعد دوباره همراه بازیکنان یک سانس دیگر غذا می‌خوردم.

    خواب بودم که گفتند فیکس هستم


    بعد از ناهار سنگین رفتیم که بخوابیم. در خواب بعد از ناهار بودیم که «برادر ابراهیم» در اتاق را زد. وقتی او در می‌زد، مشخص بود که باید فیکس بازی کنیم. من هم یکی توی سرم زدم و رفتم داخل زمین ولی خدا را شکر همه چیز ختم به خیر شد.

    دروازه بانی را دوست داشتم


    در تمرینات تیم ملی پنالتی زیاد می‌زنم. از بچگی دوست داشتم دروازه‌بان شوم، ولی دیدم تا وقتی فرشید (کریمی) هست چیزی کاسب نیستم.

    عابدینی گفت کارگر ساختمانی از تو بهتر است‌

     
    امیر عابدینی یک بار به من گفت، اگر جای تو کارگر ساختمان می‌آوردم بهتر بود. ایشان ‌اوایل که ‌به پرسپولیس رفته بودم، به من لطف داشت.

    دوست دارم خداحافظی کنم


    من دو بار از فوتبال ملی خداحافظی کرده‌ام. زمان قطبی رسما اعلام نکردم. اصلا دوست دارم خداحافظی کنم و فردا دوباره سلام کنم.

    کفش و لباس می‌خریدم


    بچگی خیلی چیز‌ها را نمی‌توانستیم بخریم که برایمان عقده شده بود. علاقه داشتیم وقتی دستمان به دهنمان رسید، خاطران بچگی را جبران کردیم. اتومبیل نه، اولین چیزهایی که دوست داشتم بخرم، بیشتر کفش و لباس بود. من به ماشین علاقه نداشتم. با پولی که داشتم می‌شد، یک کفش فوتبال یا لباس مهمانی خرید، ولی ‌ترجیح می‌دادم کتانی بخرم. لباس مهمانی برایم مهم نبود.

    وضع پروین خوب بود؛ من کیک و نوشابه می‌خوردم

     
    وضع علی پروین خوب بود که آبگوشت و جگر می‌خورد. وضع ما خوب نبود. شاید باورتان نشود ولی در نوجوانان و جوانان خیلی رخ می‌داد که کیک و نوشابه بخورم و بروم سر بازی. خب وضع پروین خوب بود که کله پاچه و آبگوشت می‌خورد.

    من خودم پاچه دوست دارم
     

    پروین پاچه دوست داشت و به بازیکنان هم توصیه می‌کرد پاچه بخورید بخصوص بازیکنانی که مشکل مچ پا داشتند؛ من هم خودم پاچه خیلی دوست دارم [با خنده].

    علی کریمی همچنین در ادامه در واکنش به دو اسمی که برایش مطرح شد، مطالب زیر را گفت؛

    علی پروین: از اسطوره‌های فوتبال ایران و پرسپولیس


    علی دایی: بالاخره کسی که دنبال منافع خودش است. دوست و رفیق برایش ارزشی ندارد. دایی تا زمانی که منافعش ایجاب کند، دوست و رفیق شماست. نه فقط با من. با خیلی از بازیکنان دیگر. من علاقه‌ای ندارم با این آدم‌ها رابطه داشته باشم.

    دیگر گزیده‌های صحبت علی کریمی که قرار است هفته‌های بعد پخش شود، به این شرح است؛

    * لایی خورم خوب بود.

    * با استقلال قرارداد داخلی هم بستم.

    * ماگات گیر داد اینجا دوبی نیست و فرق می‌کند.

    * همسایه‌ها شاکی بودن چون مدام شیشه‌ها را می‌شکستیم.

    * علی آقا گفت یک مدت استراحت کن. ما هم از خدا خواسته.

    یک کسانی جنبه هر حرفی را ندارند‌


    این گزیده‌ای از سخنان کریمی بود و فردوسی‌پور تأکید کرد که بخش‌های دیگر گفت‌وگو در هفته‌های دیگر پخش شود. در پایان مصاحبه، عوامل برنامه نود برای کریمی جشن تولد گرفتند و برای وی کیکی ‌در هتل آوردند. کریمی ابتدا با شوخی به چاقو‌ میوه خوری که برای کیک بریدن به او داده بودند، اشاره کرد. سپس به شوخی به عوامل برنامه نود گفت: این تکه بزرگ کیک را باید بدهیم به عادل چون هیچ وقت چاق نمی‌شود.

    پس از صحبت‌های کریمی بود که بازی استقلال و تراکتور پخش شد و این بهانه‌ای شد تا استقلالی‌ها به عدم اجرای حکم کمیته استیناف در خصوص برگزاری بازی بدون حضور تماشاگر اعتراض کنند.

    در ادامه مدیر رسانه‌ای باشگاه استقلال روی خط برنامه آمد و نسبت به اجرایی نشدن حکم کمیته استیناف مبنی بر محرومیت تماشاگران تراکتورسازی در بازی با استقلال اعتراض کرد و آن را به کشوی جادویی دبیر فدراسیون فوتبال مرتبط دانست.

    محمد نوری فر گفت: پرسش ما این است که چرا حکم کمیته استیناف بعد از بازی با استقلال باید اجرایی شود. همچنین رسول خطیبی سرمربی تراکتورسازی روی خط آمد و گفت: باید قدر هواداران را بدانیم، نه اینکه توی سر آن‌ها بزنیم. خطیبی افزود: دوست داشتم به بار فنی بازی تراکتورسازی با استقلال هم توجه شود. این بازی هم برای استقلال هم برای تیم خودمان بار فنی زیادی داشت.

    گزارش تقویم نود هم که دیگر جای خودش را در بخش‌های این برنامه پیدا کرده بخش بعدی برنامه نود بود که پر بود از جشن تولد اسطوره‌ها؛ از مارادونا تا دل‌پیرو. در قسمت تقویم نود، مناسبت‌ها و مسابقات زیادی در نظر گرفته شده بود که از مهم‌ترین آن‌ها می‌توان به شکست ایران برابر عربستان در مقدماتی جام جهانی ۱۹۹۴، مرور دیدار پرسپولیس با داماش در آبان سال ۱۳۹۰ و حرکت شیث رضایی و محمد نصرتی، شکست ایران برابر ایرلند در مقدماتی جام جهانی ۲۰۰۲، تولد علی کریمی و محمد دادکان و... اشاره کرد.

    پس از تقویم نود بود که دو پیشکسوت فوتبال ایران، کلانی و جاسمیان مهمان ویژه برنامه نود بودند تا در خصوص پدیده بازیکن سالاری در فوتبال ایران صحبت کنند. آن‌ها درباره مشکل بازیکن سالاری در فوتبال ایران صحبت‌ها و راهکارهایی را ارائه کردند. کلانی با مرور یکی از خاطراتش گفت: کلاس ششم دبیرستان بودیم که با پرتاب یک راکت تنیس به سمت دوستم، او را مصدوم کردم و سرش آسیب دید. من شاگرد ممتاز مدرسه بودم ولی اخراج شدم. چند روز بعد هم با یک تیم مجارستانی بازی داشتیم ولی مرا بازی ندادند و حتی روی نیمکت هم ننشستم، چون تخلف من از مدرسه به تیم گزارش شده بود و به خاطر اخلاق محور بودن فوتبال در آن زمان، در آن مسابقه کنار گذاشته شدم.

    مهدی تاج رئیس سازمان لیگ فدراسیون فوتبال، مهمان تلفنی برنامه نود بود که در خصوص تغییر زمان بازی‌های لیگ در هفته پانزدهم گفت: با توجه به بازی تیم ملی در روز سه شنبه، بازی‌های این هفته بجز یک دیدار، به جای پنجشنبه و جمعه، جمعه و شنبه برگزار خواهد شد. وی در مورد کودکانی که پیش از دیدار‌ها به زمین می‌آیند گفت: برای توپ جمع کن‌ها لباس‌های گرم در نظر گرفته‌ایم، ولی به فکر این کودکان نبودیم و انتقادات بجاست و باید برای این کودکان نیز لباس گرم تهیه کنیم و این قضیه را رسیدگی می‌کنیم. وی همچنین شرط دعوت مجدد از مهرداد پولادی به تیم ملی را بازگشت به ایران و بازی کردن در یک تیم نظامی عنوان کرد.

    حمید درخشان سرمربی تیم فوتبال پرسپولیس روی خط تلفنی برنامه آمد و گفت: زمانی که من به پرسپولیس آمدم به بازیکنانم نیاز داشتم و با ‌وجود این، هرگاه رفتار اشتباهی از بازیکنان دیدیم به کمیته انضباطی اعلام کرده و با آن‌ها برخورد جدی می‌شود، ولی شما بگویید با شرایط موجود ‌باید چه می‌کردم؟!

    وی ادامه داد: ما تنبیهات خود را انجام می‌دهیم و این طور نیست که با آن‌ها برخورد نشود. اگر با تمامی بازیکنان برخورد ‌و آن‌ها را چند بازی محروم کنیم، دیگر بازیکنی برای من نمی‌ماند! متأسفانه بازیکنان ما هنوز شرایط فوتبال حرفه‌ای را نمی‌دانند، قانونی تصویب شود که بازیکن در صورت انجام هرگونه تخطی و مصاحبه علیه باشگاه، از طرف کمیته انضباطی باشگاه جریمه شود و به طور قطع برخورد جدی با بازیکنان سبب می‌شود دیگر شاهد بی‌انضباطی در فوتبال نباشیم. من بازیکن را علت اصلی بازیکن سالاری در فوتبال می‌دانم.

    اظهارات جنجالی دایی علیه وزیر ورزش و جوانان، مایلی‌کهن و علی کریمی

    در حالی که برنامه نود به بخش پایانی خوپ نزدیک می‌شد و به گفته عادل فردوسی‌پور وقت چندانی هم ‌نمانده بود، علی دایی روی خط برنامه آمد تا درخصوص شکایت وزیر ورزش و جوانان از وی توضیحاتی ‌دهد. سرمربی پیشین تیم فوتبال پرسپولیس می‌گوید، در ماجرای شکایت وزیر ورزش از وی به اسناد زیادی رسیده ‌که این اسناد می‌تواند دست همه را رو کند. دایی همچنین با انتقاد از صحبت‌های علی کریمی، پاسخ صحبت‌های مربی تیم ملی را داد.

    به گزارش ‌مهر، علی دایی درباره شکایت وزیر ورزش و جوانان از وی با بیان مطالب فوق اظهار کرد: هم وزیر ورزش و هم وزارتخانه این حق را دارد که از من شکایت کند. مطمئن باشید همان طور که در گذشته تا آخر یک کار پیش رفته‌ام، این بار هم حرفم را ثابت خواهم کرد.

    دایی افزود: دست وزیر ورزش درد نکند! باید از او تشکر کنم چون این شکایت ان شاءالله باعث می‌شود که خیلی از حقایق در دادسرا مشخص شود. زمانی که در پرسپولیس بودم، از طریق افراد موثق و معتبر به من خبر می‌دادند که وزیر تمایل دارد مرا برکنار کند و چند بار خواستار این مسأله شده است.

    سرمربی پیشین پرسپولیس تأکید کرد: من با این مخالف نیستم که ایشان شکایت کرده‌اند و یا حرف از برکناری زده‌اند. به هر حال ایشان رئیس مجمع باشگاه بوده و حق دارد. وزارت ورزش مثل هر فرد و نهادی حق دارد از هر فردی که دوست دارد شکایت کند. مطمئنا باید کار را قانونی جلو برد تا حقانیت یک طرف ثابت شود.

    دایی ادامه داد: متأسفانه در این مدت فضاسازی رسانه‌ای منتسب به وزارت ورزش صورت می‌گیرد ولی مردم آنقدر عاقل هستند که فریب حرف‌های دیگران را نخورند. بعد از شکایت وزیر، اسناد زیادی به دست ما رسیده ‌که می‌تواند دست همه را رو کند.

    وی با بیان اینکه تقاضای مواجهه حضوری با وزیر ورزش را در دادگاه کرده است، گفت: وزیر باید در دادگاه روی قرآن قسم بخورد که چنین حرفی نزده است. آقای زارع نماینده مردم آباده در مجلس شاهد است. زمانی که چک اسپانسر باشگاه برگشت خورد، ما از زارع تقاضا کردیم تا از وزیر ورزش برای باشگاه دو میلیارد تومان قرض بگیرد تا بعد از پاس شدن چک، این پول را برگردانیم. زارع از وزیر تقاضای این مبلغ را کرد، ولی وزیر گفته بود «ما چند بار از رحیمی خواستیم تا دایی را برکنار کند. تا زمانی که دایی هست به پرسپولیس کمک نمی‌کنیم».

    سرمربی پیشین پرسپولیس درباره صحبت‌های علی کریمی در برنامه نود که وی را «منفعت طلب» خوانده بود، گفت: باید یکسری چیز‌ها را یادآوری کنم. اتفاقاتی که در گذشته در فوتبال ما افتاده، از یاد مردم نرفته است؛ از اخراج در بازی‌ها گرفته تا جام جهانی آلمان و درگیری با مربیان ملی و باشگاهی.

    دایی در ادامه انتقادش به علی کریمی، تصریح کرد: شما می‌توانید از مربیانی مثل ژوزه، دنیزلی، برانکو و دیگران بپرسید که چه کسانی دنبال منافعشان بودند. یک ضرب المثلی هم هست که می‌گوید «کبوتر با کبوتر، باز با باز».

    وی پایش را فرا‌تر از این گذاشت و‌ سربسته به افشاگری علیه کریمی پرداخت؛ ایشان از رفاقت صحبت می‌کند. شما یادتان است که او در ماه رمضان از استیل آذین اخراج ‌و آن هجمه‌ای که ایجاد شد، چه کسی چه کارهایی کرد؟ مردم بهتر از همه ما را می‌شناسند. به هر حال من هیچ وقت توهین نکرده‌ام.

    علی دایی که میهمان تلفنی برنامه نود بود، صحبت‌هایش را به سوی محمد مایلی کهن چرخاند و گفت: اگر قرار باشد به خاطر اینکه ایشان مربی من بوده است، هر کاری را انجام دهد که نمی‌شود. با تمام احترامی که برای کانون مربیان قائلم، آن‌ها بیانیه‌ای دادند که انگار من مجرم هستم! خدمات افرادی فوتبالی قابل ستایش است، ولی اینطور هم نیست که اگر کسی خدمت کرد، قانون را نادیده گرفت. اگر این طور باشد که مارادونا و پله باید آدم بکُشند.

    سرمربی پیشین پرسپولیس افزود: من باعث به زندان رفتن هیچ کس نشدم. اگر هم دادگاه رأیی را صادر کرده، ‌به خاطر صحبت‌های خودشان بوده است.

    دایی درباره اینکه چرا نسبت به مایلی کهن گذشت نمی‌کند، اظهار کرد: دیگر باید چند بار گذشت کرد؟ مگر این همه گذشت کردیم اثر داشت؟ صحت و سقم صحبت‌ها را دادگاه تعیین می‌کند نه من. بدبختانه ایشان اصرار دارد که رأی اجرا شود. حالا اگر فردی اظهار ندامت کند، بحث بخشش هم پیش می‌آید نه فردی که روی حرفش بماند و من بگویم باشد. من از اول همه چیز را به قانون سپردم.

    در ادامه، مازیار ناظمی رئیس پایگاه اطلاع رسانی وزارت ورزش روی خط برنامه آمد و تأکید کرد که وزیر نظری روی برکناری دایی نداشته است. وی گفت: متأسفانه رویه‌ای که آقای دایی سال‌هاست دنبال می‌کند این است که با جنجال و هیاهو دیگران را متهم می‌کند. ایشان هر موضوعی را که به ذهنش می‌رسد، ‌می‌گوید و دشمنان فرضی و همه مسائل را به هم مرتبط می‌کند. در حالی که وزیر ورزش حتی به اندازه اختیارش به عنوان رئیس مجمع هم در برکناری دایی حرف نزد.

    ناظمی تأکید کرد: یکی از دلایلی که وزیر مخالف برکناری دایی بود، قرارداد سنگین ایشان بود که فوق العاده شگفت انگیز بود و هزینه زیادی برای وزارت ورزش داشت.

    علی دایی بعد از شنیدن این صحبت‌ها، مجددا روی خط آمد و این بار گفت: طرف من وزیر است. فرستادن فیل، سرباز و اسب درست نیست! اگر وزیر صحبتی دارد ما جوابگوی ایشان خواهیم بود، ولی جوابگوی ناظمی نیستم، چون در پرونده من سمتی ندارد. ایشان نمی‌تواند نماینده وزیر باشد. چون گودرزی از ما شکایت کرده است، فقط جواب او را می‌دهم.

    ناظمی در واکنش به این جملات، اظهار کرد: دایی باید این را در نظر بگیرد که وزیر باید به موضوع ورزش برسد و نمی‌تواند کارش را تعطیل کند و فقط سر بحث دایی بنشیند. اجازه بدهید همه چیز در دادگاه مشخص خواهد شد.

    دایی در پایان با تأکید بر اینکه اعضای هیأت مدیره پرسپولیس به خاطر اینکه توسط وزارت ورزش منصوب شده‌اند، علیه وزیر صحبتی نخواهند کرد، گفت: الان یک مرد پیدا شده است (زارع نماینده مجلس) که نمی‌خواهد حق را ناحق کند. خواهش می‌کنم با زارع تماس بگیرید تا خیلی مسائل روشن شود.

    پس از صحبت‌های دایی و پاسخ‌های مازیار ناظمی، زارع نماینده آباده هم به حمایت از دایی روی خط آمد. همچنین حمیدرضا سیاسی رئیس هیأت مدیره باشگاه تلفنی عنوان کرد که وزیر ورزش خواستار برکناری دایی نبوده است. بعد از اتمام صحبت‌های سیاسی، دایی مجددا روی خط برنامه نود آمد و گفت: من از آقای سیاسی فایل صوتی دارم که دقیقا بر عکس این حرف را زده است. این فایل الان پیش من است ولی کیفیت ندارد که برایتان پخش کنم. اگر بخواهید آن را در اختیار برنامه می‌گذارم تا هفته بعد پخش شود.

    همچنین مازیار ناظمی رئیس پایگاه اطلاع رسانی وزارت ورزش در جواب دایی روی خط آمد و گفت: آقای دایی که دم از اخلاق می‌زند، چطور از دیگران فایل صوتی دارد. خب ما هم چند فایل صوتی داریم که اگر بخواهید در اختیارتان قرار می‌دهیم. برنامه طولانی نود در حالی به اتمام رسید که گزارشی از فوتبال پایه و لیگ‌های پایین‌تر پخش شد. در پایان برنامه بیش از یک میلیون ۴۰۰ هزار نفر در مسابقه پیامکی شرکت کرده بودند که به ترتیب ۵۶ درصد نقش مدیران و ۱۶ درصد نقش بازیکنان را در مسأله بازیکن سالاری مقصر دانستند.

    منبع : خبرگزاری فارس




    تاریخ آخرین ویرایش:جمعه 23 آبان 1393 12:10 ب.ظ

    محمد مایلی‌کهن به زندان اوین

    نوشته شده توسط:عیسی بابایی
    چهارشنبه 21 آبان 1393-02:57 ب.ظ


    محمد مایلی‌کهن سرمربی اسبق تیم ملی فوتبال ایران که در جریان پرونده شکایت علی دایی از وی به چهار ماه زندان محکوم شده بود، لحظاتی پیش خودش را به کلانتری ارگ معرفی کرد و از آنجا به زندان اوین منتقل شد.

    کد خبر: ۴۴۸۶۵۹
    تاریخ انتشار: ۲۰ آبان ۱۳۹۳ - ۱۳:۵۵ - 11 November 2014
    محمد مایلی‌کهن سرمربی اسبق تیم ملی فوتبال ایران که در جریان پرونده شکایت علی دایی از وی به چهار ماه زندان محکوم شده بود، لحظاتی پیش خودش را به کلانتری ارگ معرفی کرد و از آنجا به زندان اوین منتقل شد. 

    به گزارش «تابناک»، ناصر فریاد شیران، لحظاتی پیش در گفت‌وگو با تابناک اظهار داشت: مایلی‌کهن لحظاتی پیش از تحویل موبایل خود به نگهبانی کلانتری با وی تماس گرفته و اعلام کرده که خود برای پیگیری مراحل اجرای حکم‌اش به کلانتری ارگ رفته تا ترتیبات انتقال او به زندان داده شود. 

    فریادشیران همچنین یادآور شد که مایلی‌کهن در این مدت پیشنهاد خیلی‌ها را برای تغییر حکم یا دیدار با دایی را رد کرده و با افتخار برای سپری کردن دوران محکومیتش خود را به زندان معرفی کرده است.


    محمد مایلی‌کهن به زندان اوین انتقال یافت

    نادر فریادشیران هم که از نزدیکان مایلی‌کهن است، لحظاتی پیش در گفت‌وگو با ایسنا اعلام کرد: «کاش من هم می‌توانستم با این مرد بزرگ به زندان بروم. افتخار می‌کنیم که زیر پرچم کشور بیگانه قسم نخوردیم و در کشور خودمان زندگی می‌کنیم و بر اساس همین قوانین به زندان می‌رویم».

    علی دایی که حدفاصل سال‌های ۱۹۹۵ تا ۱۹۹۷ در تیم ملی شاگرد محمد مایلی‌کهن بوده در سال‌های اخیر درگیری‌های فراوان رسانه‌ای با وی داشته و سرانجام در پی شکایت او دادگاه در مرداد ماه امسال مایلی‌کهن را به چهار ماه حبس محکوم کرده است؛ چهار ماه حبسی که حالا مایلی کهن برای اجرایش خودش را به مراجع قضایی معرفی کرده است. 

    محمد خاکپور و نادر فریادشیران محمد مایلی‌کهن را امروز همراهی می‌کردند. همچنین شنیده‌ها حاکی از این است که مایلی‌کهن اصرار داشت تا به او دستبند بزنند، ولی مأموران این کار را انجام ندادند.

    منبع :  تابناک

    پس از شکایت علی دایی صورت گرفت

    انتقال مایلی کهن به زندان اوین+عکس

    » سرویس: ورزشی - فوتبال، فوتسال

    سرمربی سابق تیم ملی فوتبال برای گذراندن دوران حبس تعزیری خود به زندان اوین منتقل شد.

    به گزارش ایسنا، محمد مایلی کهن که به دلیل مصاحبه‌هایی علیه علی دایی به چهار ماه حبس تعزیری محکوم شده بود، امروز خود را به اجرای احکام قوه قضاییه معرفی کرد و پس از حضور در کلانتری ارگ برای گذراندن دوران حبس به زندان اوین منتقل شد.

    نادر فریادشیران با تایید این خبر به ایسنا، گفت: صبح امروز آقای مایلی‌کهن برای اجرای حکم دادگاه به دایره اجرای احکام قوه قضاییه و سپس کلانتری ارگ رفت و پس از آن به زندان اوین منتقل شد.

    او گفت: محمد خاکپور نیز مایلی‌کهن را همراهی می‌کرد.

    ا‌نتها‌ی پیا‌م



    منبع : خبرگزاری دانشجویان ایران  ایسنا




    تاریخ آخرین ویرایش:جمعه 23 آبان 1393 05:28 ب.ظ

    عکس/ جان کری و چراغ جادو

    نوشته شده توسط:عیسی بابایی
    چهارشنبه 21 آبان 1393-08:41 ق.ظ

    عکس/ جان کری و چراغ جادو

    06:09:22 1393-08-21
     
    جان کری در عمان چراغ جادو خرید (عکس)
              
    منبع خبر: دانا

    منبع : ایران ما




    تاریخ آخرین ویرایش:چهارشنبه 21 آبان 1393 08:44 ق.ظ

    پیشنهاد شوکه‌ کننده: از پوتین بچه‌ دار شوید!

    نوشته شده توسط:عیسی بابایی
    سه شنبه 20 آبان 1393-03:58 ب.ظ



    شماره مطلب : ۹۳۵۸۸
    زمان انتشار : ۹۳/۸/۱۹ - ۱۲:۰۷



    پیشنهاد شوکه‌ کننده: از پوتین بچه‌ دار شوید!

    تراز: یکی از نمایندگان دومای روسیه پیشنهاد کرده است که زنان روسیه می توانند از رییس جمهور این کشور صاحب فرزند شوند.

    به گزارش تراز به نقل از خبرآنلاین، یکی از نمایندگان دومای روسیه پیشنهاد کرده است که زنان روسیه می توانند از رییس جمهور این کشور صاحب فرزند شوند.

    سایت خبری (آذربایجانی) پابلیکا گزارش داد؛ یکی از نمایندگان دومای روسیه پیشنهاد کرده است که زنان روسیه با استفاده از اسپرم ولادیمیر پوتین رییس جمهورروسیه، از طریق انجام عمل لقاح مصنوعی صاحب فرزند شوند و نسل آینده رهبران نظامی وسیاسی روسیه را تربیت کنند.

    این پیشنهاد غیرعادی را "یلنا باریسوونا"رییس کمیته امور زنان، کودکان وخانواده مجلس دومای روسیه، هنگام مذاکره پیرامون مسایل مربوط به دموگرافی(جمعیتی) در مجلس مطرح نمود. او اضافه کرد: پیشنهاد من بسیار ساده است. هر زن در روسیه به منظور باردار و صاحب فرزند شدن، از طریق پست، مواد ژنتیکی لازم را دریافت خواهدکرد.

     این دسته از زنان همچنین تحت نظارت و حمایت ویژه دولت قرارخواهند گرفت و فرزندانی که از آنها متولد خواهند شد، همچون دوره اتحادجماهیرشوروی، در مدارس خصوص تحصیل خواهند کرد و در آینده فرزندانی که پدرشان رییس جمهور وقت روسیه بوده، بدنه رهبران سیاسی و نظامی روسیه را تشکیل خواهند داد.

    لازم به یادآوری است که روسیه نیز همانند بسیاری از کشورهای اروپایی با خطر رشد منفی جمعیت روبروست.

    منبع تراز



    تاریخ آخرین ویرایش:سه شنبه 20 آبان 1393 04:00 ب.ظ

    شیطان پرستی (12) : شیطان پرستی در کردستـان عراق

    نوشته شده توسط:عیسی بابایی
    سه شنبه 20 آبان 1393-02:15 ب.ظ

    شیطان پرستی (12) : شیطان پرستی در کردستـان عراق




     شیطان پرستی در کردستـان عراق
     شیطان پرستی - قسمت دوازدهمشیطان پرستی در کردستـان عراق تهیه کننده : محمود کریمیمنبع : راسخون به غیر از شیطان پرستی که در غرب وجود دارد و در لا به لای این سلسله مقالات به آن پرداخته می شود، به بررسی شیطان پرستی در نقاط مختلف جهان از جمله ایران نیز خواهیم پرداخت. شیطان پرستی در کردستـان عراقریشه ادبـی و وجـه تسمیـه یزیدیـهیزیدیه به کردی Êzidî (تلفظ: إزدی) یا یزیدیان از ادیان باستانی رایج در کردستــان است.در زبان پهلوی اسم " یزته " در وهله ی اول به " یزت " تخفیف یافته، تا به دال تبدیل شده و بشکل یزد در آمده و جمع آن یزدان (یزتان) می باشد و سپس در دوران اسلامی تخفیف دیگری در آن داده شده و یه " یزدان " مبدل گردیده است و عربها چون معنی یزدان را نمی دانستند آنرا به یزید تعبیر کردند. لذا آنها را به یزید بن معاوبه نسبت داده و آنها را یزیدی نامیدند.بنابر روایات واژه یزیدی مشتق از کلمه " ایزد" یا "یزته" است که در پارسی باستان به معنای دین خدایی است. در باب وجه تسمیه نام ایشان اختلافاتی هست و بعضاً نام آن را منسوب به یزید بن معاویه یا یزید بن انیسه خارجی نیز دانسته‌اند، اما بنظر می‌رسد نام پارینهٔ این کیش و اشاره‌اش به مفهوم" ایزد " در دین زرتشت، صحیح‌تر باشد. یزیدیان از واژه داسنی نیز برای نامیدن خود استفاده می‌کنند.در باور یزیدی، شیطان دشمن اصلی بشریت نیست، بلکه مقربترین فرشته خداوند و نخستین آفریده اوست و ملک طاووس نام داردتاریخچــه

    پیشینه این دین پیش از ورود اسلام در مناطق یاد شده، وجود داشته ‌است و تحت تأثیر ادیان زرتشتی و مانوی قرار گرفته ‌است و عقاید مهرپرستانه و ثنویت زرتشتی بر آن تأثیر داشته‌اند. تأثیراتی از دین یهود و فرقهٔ «نسطوری» و عقاید صوفیه (پس از اسلام) نیز در منابع برشمرده شده‌اند. در منابع مربوط به فرقه‌های اسلامی آن را فرقه‌ای از جمله غلاة شیعه دانسته‌اند. اولین دانشمندی که توجه محققان را به آنها جلب کرد، احمد تیمور پاشا بود که در کتاب «الیَزیدیه و مَنشاء نحلَتِهِم» به این مساله اشاره می‌کند که از این قوم پیش از قرن ششم هجری قمری نامی در تاریخ نیامده بود که این زمان همان زمانی است که شیخ عدی به میان آنها آمده و طریقه‌ٔ «عدویه» را در میان آنها بنیان نهاده‌است. ابوفراس در کتاب خود که به سال ۷۵۲ هجری قمری تالیف شده‌است آنها را به همین نام خوانده ‌است.محقق دیگر، «ابوسعید محمد بن عبدالکریم سمعانی» در کتاب الانساب می‌نویسد:" جماعت بسیاری را در عراق در کوهستان حلوان و نواحی آن دید که یزیدی بودند و در دیه‌های آنجا به صورت مردم زاهد اقامت داشتند و گِلی به نام «حال» می‌خورند. این گل را برای تبرک از مرقد شیخ عدی برمی‌دارند و آن را با نان خمیر می‌کنند و بصورت قرص درآورده و گاه گاه می‌خورند و آن را «برات» نامند.زبان و محل سکونتزبان اکثر یزیدیها کردی است، پس‌ از گسترش‌ اسلام‌ در کشور ایران‌، ایزدیان‌ ارتفاعات‌ کوهستانی‌ حلوان‌ و شهروز را پناهگاه‌ خود ساختند تا بتوانند به‌ کیش‌ باستانی‌ خود باقی‌ بمانند و دور از چشم‌ مسلمین‌، به‌ راه‌ و روشهای‌ آیینی‌ خود سرگرم‌ گردند، اما انتشار اسلام‌ در ایران‌ باعث‌ شد که‌ گروه‌ کثیری‌ از آنان‌ اسلام‌ بیاورند کردان‌ ایزدی اکنون‌ در اطراف‌ موصل‌، حلب‌، هکاری‌، دیاربکر، وان‌، ارض‌ روم‌، سنجار، شیخان‌، بغداد، قره‌ باغ‌، لاچین‌ و سرزمینهای‌ بین‌ آذربایجان‌ شوروی‌ و ارمنستان‌، و شمار نسبتاً زیادی نیز در کشورهای اروپایی (به ویژه آلمان) زندگی می کنند.شیـخ عـدی بـن مسافـر هکـاریبرخی او را که نام کامل و کنیه‌اش «شرف‌الدین ابوالفضائل عدی بن مسافر بن اسماعیل بن موسی بن مروان بن حسن بن مروان» است را منصوب به مروان بن حکم می‌دانند و در امویت او اتفاق نظر دارند. او را مردی صالح و باتقوا دانسته‌اند که در بعلبک سوریه به دنیا آمده‌است از شام به منطقه سی جار آمده و به انتشار طریقه عدویه پرداخته و توانسته یزیدیها را بدور خود جمع نموده و به خدا پرستی و رعایت برنامه های اسلامی وادار نماید.بعدها در کوهستان حکاری در کردستان و موصل سکنی‌ گزیده‌است. در این زمان او به «شیخ عدی حکاری» موسوم می‌گردد.آرامگاه شیخ عدی بن مسافر در روستای لالش در 36 کیلومتری موصل قبله گاه یزیدیان به شمار می رودیزیدیها او را به عنوان مرشد خود می پذیرند و تا حد زیادی از عقاید گذشتگان خود بیگانه می شوند. او بین سال ۵۵۵ تا ۵۵۸ هجری قمری در حالی که نزدیک به ۹۰ سال سن داشته‌است از دنیا می‌رود و وی را در زاویهٔ خود در حکاری دفن می‌کنند.مقبرهٔ او در نزدیکی اربیل (هه ولیر) واقع است و بر روی سنگ قبر وی چنین نوشته شده‌است:" بسم الله الرحمن الرحیم خالق السماء و الارض، اخفض هذه المنزل محل الشیخ العدی الحکاری، شیخ یزیدیه. "پس از وفات شیخ عدی و دفن او در کوه " لالش " واقع در شهرستان سی جار برادرزاده اش «ابوالبرکات بن صخر» جانشین وی گردید و بعد از او عدی بن بوالبرکات رئیس یزیدیها شد. او هم مرد مسلمانی بود. چون درگذشت پسرش «حسن ملقب به تاج العارفین» به ریاست یزیدیها انتخاب گردید. می‌گویند در زمان شیخ حسن در عقیده‌ی اسلامی یزیدیها شبهاتی حاصل شد و دوباره دین باستانی در میان آنها جان گرفت و به شیخ عدی بن مسافر مقام الوهیت دادند و گفتند خدا در وی حلول نموده است. در سلسله مراتب آنها مثل هر سلسله مراتب دیگرى شیخ یا پیر، فرا دست است و مرید، فرو دست.کتابهـای مقـدستا مدتها پیش داشتن سواد خواندن و نوشتن براى یزیدیان تابو محسوب می‌شد و یکى از دلائل کمبود چشمگیر اسناد در مورد این مذهب همین امر باید باشد. به هر حال دو کتاب را می‌توان نام برد که به این آئین تعلق دارند کتاب« جلوه » منصوب به شیخ عدى و کتاب « سیاه » یا « مصحفه ره ش » منصوب به پسر اوکه‌ هر دو به‌ زبان‌ منظوم‌ کردی‌ است‌ که از سال ۱۸۹۵ میلادی به بعد در حدود سیزده بار با متن و ترجمه‌ی آنها به زبانهای مختلف به چاپ رسیده است. ترجمه‌ یکی‌ از نیایشهای‌ پس‌ از نمازهای‌ ششگانه‌ ایزدیان‌ چنین‌ است‌: (( ای‌ ایزد بزرگ‌! حقا که‌ تو پادشاه‌ جهانی‌، و یزدان‌ مهر و ماهی‌ روزی‌ دهنده‌ جن‌ و آدمیزادی‌ و خداوندگار جهان‌ بالا، ای‌ مزدا مردم‌ کردستان‌ را مژده‌ یاری‌ ده‌ که‌ دفتر ایمان‌ را پخش‌ نمایند و گمراهان‌ را نابود کنند و شورشی‌ در کردستان‌ بر پا نمایند و عظمت‌ ایران‌ را پا بر جا و استوار نگهدارند و سرزمین‌ کفر را نابود سازند.)) اعتقــاداتبنا به‌ کتابهای‌ خطی‌ ایزدی‌ و نوشته‌های‌ برخی‌ از مورخان‌، ایزدیان‌ از بازماندگان‌ آیین‌ مانی‌ هستند و ادیان‌ دیگر ایرانی‌ از قبیل‌ آئین‌ زرتشت‌ و مزدک‌ در مسلک‌ آنان‌ نفوذ پیدا کرده‌ است‌. معتقد به خدایی هستند که آفریدگار جهان است ولی پس از خلق جهان کاری به کارجهان و جهانیان ندارد.گویند خدا نخستین موجودی را که خلق کرد ملک طاووس بوده است. ذات ملک طاووس با ذات خدا یکی است و پس از ملک طاووس شش ملک دیگر قائلند که رابط بین خدا و خلق هستند ولی ملک طاووس اولین ملک محسوب می شود.در اینجا عقاید زردشتیان در ذهن متبادر می شود که پس از ذات باری به وجود خرد مقدس یا اسپنتامینو عقیده دارند که اولین موجود است و بعد از او شش امشاسپند دارند و اسپنتامینو گاهی جــزو امشاسپنـدان محسوب می شود و عده آنها به هفت می رسد و گاهی او را به اعتبار ا لوهیت می نگرند و امشاسپندان شش تا می شوند.بنا بر رای مستشرقینی مثل "هورتن" کیش یزیدی نور پرستی است و منشا آن ثنویت ایران قدیم است که به غلبه نور بر ظلمت منتهی می شود.ملک طاووس اهریمن نیست بلکه تشخص اصل شــر است که دنباله خیــر محسوب می شود. و به این معنی است که شر از لوازم خیر و مخلوف بالعرض است و جزو نقشه آفرینش است. پس ملک طاووس هم از ارکان آفرینش به شمار می رود.یزیدی ها شیطان را به عنوان معارض و خصم خدای متعال نمی پرستند بلکه ملک طاووس یا شیطان را ملکی می دانند که هرچند سبب طغیان و سرکشی و مغضوب درگاه الهی شد و به جهنم افتاد ولی ۷۰۰۰ سال در آنجا بگریست چندانکه هفت خم از اشک دیدگانش پر شد و آنگاه خدا او را بخشید.یزیدیان هم مثل بسیاری از پیروان ادیان باستانی اعتقاد دارند که جهان و هرچه در او هست از چهار عنصر اصلی یعنی «آب، باد، خاک و آتش» ترکیب یافته‌است.خداوند به ادعای خود، مشابه باور معمول ادیان سامی، انسان را از آب و خاک آفرید در حالیکه فرشتگان درگاه ابدیت همه از جنس آتشند؛ و آتش به باور آنها بر گل ﴿ممزوج آب و خاک﴾ ارجحیت دارد. از این رو وقتی خداوند از همه فرشتگان بارگاهش ﴿از جمله ملک مقرب، طاووس﴾ می‌خواهد که در مقابل ساخته دست او، آدم، تعظیم کنند، ملک طاووس «شیطان» از این دستور ایزدی سر می‌پیچد و از همان زمان سر به شورش می‌گذارد، شورشی که تا روز حشر ادامه خواهد داشت و یزیدیان آن را شورشی بر حق و از روی حکمت خداوند می‌دانند و شیطان را لعن نمی‌کنند و معتقدند که در آخرالزمان او مشمول لطف و بخشش پروردگار خواهد گشت.محققین و متکلمین اسلامی آنها را بدلیل باور به نسخ اسلام در آخرالزمان، جزو غلاة دانسته‌اند.یزیدیها به شیطان یا بقول خودشان ملک طاوس ارادت دارند و چون در قرآن و دیگر کتابهای مذهبی به شیطان و ابلیس لعن شده، او را ملک طاوس می نامند که رئیس تمام ملائکه می باشد. در فرهنگ اعلام معین آمده است که چون در آن‌ زمان ﴿یعنى در زمان زندگى شیخ عدى﴾ عادت لعن و سب شیوع داشت "شیخ عدى دستور داد لعن را مطلقا ترک کنند حتى لعن بر ابلیس را". علاوه بر یزیدیها بعضی از عرفای مشهور، یکتا پرستی ابلیس را ارج می نهند. بقول ابن ابی الحدید در شرح نهج البلاغه، (ج ۱ ص ۳۵) ابوالفتوح احمد بن محمد غزالی برادر ابو حامد محمد بن محمد غزالی روزی در بغداد بر بالای منبر گفت: اگر کسی توحید را از ابلیس یاد نگیرد زندیق است. زیرا او مامور شد که بغیر از خدا را سجده کند ولی نپذیرفت.ایزدیان‌ به‌ تناسخ‌ ارواح‌ عقیده‌ دارند و معتقدند انسان‌ چنانچه‌ در جهان‌ نیکوکار و خیر باشد، هنگامی‌که‌ می‌میرد روحش‌ مجدداً به‌ تن‌ کودکی‌ نیکوکار حلول‌ می‌کند، اما اگر انسان‌ بدکار و شریری‌ باشد، هنگامی‌که‌ روحش‌ آزاد می‌شود به‌ بدن‌ جانواران‌ و حشرات‌ موذی‌ چون‌ کژدم‌ و مار راه‌ می‌یابد.به عقیده آنها ارواح دو قسمند:اول – شریره که در حیوانات بد جنس حلول می کنند و همیشه در عذابند.دوم – ارواح پاک که در فضا پرواز می نمایند تا برای مردم زنده اسرار کائنات و مغیبات را کشف نمایند و این ارواح با عالم غیب در تماس دائم هستند.محرمـات

    خوردن کاهو، کلم، لوبیا و سبزیهائی که با کود انسانی تقویت شوند حرام می دانند و از گوشتها هم گوشت خوک، ماهی و آهو را حرام می شمارند.برای شیوخ و پیشوایان آنها خوردن گوشت خروس هم حرام است زیرا " ملک طاوس " به شکل خروس است.تراشیدن سبیل را هم حرام ولی سبک کردن آنرا مستحب می دانند.اما قوالها و فقرا و پیشوایان روحانی نباید ریش را بتراشند.یزیدی حق ندارد بیش از یکسال از محل خود دور شود و نباید در مجالس انس و طرب حاضر گردد، تا نفس خود را ذلیل نماید. نگاه کردن به زن غیر یزیدی و شوخی کردن با او را حرام می دانند. به عقیده ی آنها چون در ماه نیسان دهه ی دوم وسوم فروردین و دهه اول اردیبهشت ملائکه با هم اتصال می نمایند نباید ازدواج کرد و تعمیر خانه را هم در این ماه نباید انجام داد.یزیدی حق ندارد در داخل مسجد مسلمانان شده و نماز خواندن آنها را در یک جا ببیند. درکتاب مصحفه ره ش چنین آمده است :نام شیطان یعنی ملک طاوس بر هیچ کس از ما جایز نیست ببریم، یا اسمی شبیه به آن مانند کلمه ی شیطان، قیطان، شر و شط و شبیه اینها و نیز لفظ ملعون یا لعنت یا فعل را هم نباید بر زبان بیاوریم.یزیدی حق ندارد آب دهان خود را بر زمین بریزد، زیرا این عمل اهانت به طاوس ملک است و نباید از اسب و مادیان برای بارکشی استفاده نماید ونباید لباس آبی بپوشد.یزیدیها اطفال خود را ختنه می کنند. از کوزه و ظرف دسته دار آب نمی نوشند و نیم خورده ی مازاد شخصی غریب را نمی خورند.درجات افـراداول: امیر- فردی مصون و غیر مسئول است و او را معصوم دانسته و معتقدند که جزئی از خداوند در او حلول نموده و حق قضاوت مطلق بر رعیت خود دارد زیرا او وکیل شیخ عدی است. امیر کنونی آنها سلیمان سور می باشد.دوم: بابا شیخ – وظایف او منحصر به قضایای دینی است و ناظر ساختمان مرقد شیخ عدی و حفظ سجاده منسوب به شیخ می باشد و اوست که ایام روزه و عدد رکعات نماز و نصاب زکات را تعیین می کند.سوم: شیخ – او با سواد یزیدی هاست که باید از سه خانواده ی آدانیه، شمسانیه و قابانیه باشد، ازدواج افراد این سه طایفه با هم حرام است.چهارم: پیر- اینها در مقام بعد از شیخ هستند که وظایف ارشاد مریدان را دارند. مریدان باید پنج درصد از عواید خود را به آنها بپردازند و انتظار شفاعت بیماران را از پیر دارند.پنجم: فقیر- به زاهدان یزیدیه فقیر می گویند. فقرای یزیدیه خرقه ی پشمی سیاهی می پوشند که تا پاره نشود آن‌ را از بدن بیرون نمی آورند. خرقه ی کهنه را در جایی می آویزند و آنرا به هنگام مرگ با صاحبش دفن می کنند. فقرا رشته طنابی را هم به گردن خود می بندند و کلاه نیز به سر می گذارند و این سه وصله موجب احترام است.ششم: قوال- به کسانی گفته می شود که سرودهای دینی را در مراسم دینی یا در ایام عید می خوانند. غالبا قوالها شعرای محلی خوبی هستند که گویا شیخ عدی به آنها حق انشاء قصیده و مدیحه را داده است و به حفظ اسرار شریعت و حوادث تاریخ ماخوذ نموده و نیز به مصاحبت طاوس ملک مفتخر داشته است.قوالها مامور جمع آوری نذورات و جاروب کردن مقبره و لباس زائران نیز می باشند و این کارها را موروثی می دانند و به فرزندان خود رقص دینی و نواختن دف و نی و سرنا و قصاید و سرود می آموزند، آنها با غیر از سلسله خود ازدواج نمی کنند.هفتم: کوچک ها- عده ی آنها زیاد است. لباسشان سفید و کمربند پشمی سیاه یا سرخی دارند که حلقه دار است. وظایف دینی آنها غسل و کفن و دفن مردگان و انجام کارهای سختی در مقبره شیخ عدی از قبیل انتقال سگها و بریدن درختان می باشد.چنانچه یزیدی به مقام کوچک ها رسید می تواند عاقبت مردم را پیش بینی کند و با ارواح مکاشفه داشته باشد و این اشخاص باید بر چهل منبر رفته و چهل چراغ زیارت کنند و قسم بخورند که نسبت به شیخ عدی بن مسافر وفادار باشند و چهل روز روزه بگیرند.هشتم: مرید- مریدهای یزیدیه که مردم عوام و گدایان این طایفه هستند، کورکورانه اوامر روسای روحانی خود را انجام می دهند. هر مرد یا زن یزیدی باید پیر و شیخ داشته باشد و صدقات و نذر و نیاز خود را به او بدهند و از وی تعلیم بگیرد.اعیـادعید اول سال- سال یزیدیه اول ماه نیسان شرقی برابر ۱۴ نیسان غربی می باشد که روز چهارشنبه را جشن می گیرند و اگر اتفاقا روز اول نیسان پنج شنبه باشد عید آنها به روز چهارشنبه هفتم ماه که بیستم نیسان غربی است موکول می شود که با اواخر فروردین مصادف استروزه – معتقدند که روزه ســه روز است و مسلمانــان اشتباهــا سـی روز را روزه می گیرند و روز جمعه را عید عمومی دانسته و آنرا عید روزه ی یزد می نامند.مراسم‌ و تشریفـات‌جشنهاى یزیدیان بر منباى تقویم زرتشتى/ میترائى استوار است و مهمترین آنها همان مراسم جامائیه‌ یا جام است که هر ساله در اواسط تابستان در روستاى " لالش" در مرکز کردستان عراق برگزار می‌شود که با ایام‌ جشن‌ پاییزی‌ مهرگان‌، نزدیکی‌ عجیبی‌ دارد این مراسم البته به مدت هفت روز ادامه دارد و در آن علاوه بر زیارت مرقد شیخ عدى و دیدار از دوزخ، مجسمه بزرگى از طاووس می‌سازند که سمبل ملک طاووس "شیطان" است.باور این مردم از جهان ملغمه ایست از باور زرتشتى، میترائى و صوفى. در این باور "یزدان" در آغاز مرواریدى آفرید که پس از گذشت چهل هزار سال شکست و ملک طاووس، فرشته مقرب یزدان، از خرده ریز همین مروارید جهان مادى را خلق کرد. پس از آن بود که فرشتگان دیگر توسط یزدان خلق شدند. در این باور، شیطان نه دشمن خدا که شریک او در خلقت جهان است. روایت "یزیدى" از خلقت انسان به روایت یهودى/ مسیحى از خلق آدم و حوا نزدیک است با این تفاوت که "شیطان" نه فرشته مغضوب وسوسه گر که آموزگارى خردمند براى انسان است. در این باور خدا پس از خلق انسان خودش را از ماجرا کنار کشیده و دخالتى در نیکى و بدى او ندارد. آنکه راه نیک و بد را نشان انسان می‌دهد همانا ملک طاووس است.در این‌ جشن‌، مراسم‌ و نیایش‌هــای‌ گوناگونی‌ انجام‌ می‌شود که‌ تعدادی‌ شرح‌ داده‌ می شود:مراسم سما که‌ توسط‌ گروهی‌ متشکل‌ از بیست‌ نفر در محوطه‌ مقابل‌ مقبره‌ شیخ‌ عدی‌ بدور یک‌ شمعدان‌ بنام‌ چقالته‌ که‌ در وسط‌ حیاط‌ قرار گرفته‌ انجام‌ می‌گیرد. بر بالای‌ شمعدان‌ یک‌ ظرف‌ پر از روغن‌ زیتون‌ دیده‌ می‌شود که‌ در اطراف‌ آن‌ هفت‌ فتیله‌ قرار دارد. در وسط‌ ظرف‌ فتیله‌ دیگری‌ که‌ به‌ فرم‌ گل‌ رز بزرگی‌ ساخته‌ شده‌ جای‌ دارد. مراسم با چرخش‌ کند و آهسته‌ بدور شمعدان‌ در حال‌ سوختن‌، هر چهار ساعت‌ سه‌ بار، در حالی‌ که‌ قوالها در جلوی‌ درب‌ مقبره‌ و مشغول‌ نوحه‌ سرایی‌ و نواختن‌ دف‌ و نای‌ هستند، اجرا می‌شود. مراسم قباغ‌ ویژه‌ پنجمین‌ روز جشن‌ است‌ که‌ در آن‌ عده‌ای‌ به‌ قله‌ کوه‌ مقابل‌ رفته‌ با تفنگهای‌ خود شروع‌ به‌ تیر اندازی‌ می‌کنند و سپس‌ در میان‌ هلهله‌ و شادی‌ فراوان‌ به‌ مقبره‌ شیخ‌ باز می‌گردند که‌ مردان‌ و زنان‌ همراه‌ دف‌ و نای‌ دور آنها در حال‌ رقص‌ هستند در اینحال‌ میر شیخان‌ گاو بزرگی‌ را آماده‌ کرده‌ و از آنان‌ می‌خواهد تا آنرا در مقابل‌ هر گونه‌ آسیب‌ محفوظ‌ بدارند. جوانان‌ مسلح‌ گاو را تحویل‌ گرفته‌ و با خود به‌ مقبره‌ شیخ‌ شمس‌ مقبره‌ای‌ دیگر از پارسیان‌ در فاصله‌ای‌ دورتر می‌برند و تعهد می‌کنند که‌ آنرا صحیح‌ و سالم‌ به‌ مقبره‌ شیخ‌ عدی‌ برگردانند. زمانی‌ که‌ آنها دعا و مناجات‌ را که‌ برای‌ غیر ایزدیها نامعلوم‌ می‌نماید تکرار می‌کنند دو نفر ایزدی‌، مخفیانه‌ به‌ داخل‌ صف‌ آنان‌ نفوذ کرده‌ و یکی‌ از آنها با زرنگی‌ خاص‌ گاو را می‌دزدد، ناگهان‌ صدای‌ داد و فریاد از هر طرف‌ بلند می‌شود و حاضرین‌ بی‌ آنکه‌ اهمیت‌ بدهند چه‌ کسی‌ دزد است‌ شروع‌ به‌ جستجوی‌ گاو می‌کنند و این‌در حالی‌ است‌ که‌ وانمود می‌کنند که‌ هم‌ نام‌ و هم‌ حضور وی‌ را فراموش‌ کرده‌اند. آنها سپس‌ گاو را در میان‌ احساسات‌ شدید خود به‌ مقبره‌ شیخ‌ عدی‌ باز می‌گردانند.افراد قبائل‌ و عشایر در محلی‌ بنام‌ میدان‌ جهاد گردهم‌ جمع‌ می‌شوند و سپس‌ ده‌ مرد شجاع‌ و نترس‌ قبیله‌ جلوتر می‌آیند تا از گاو پاسداری‌ کنند. اما در این‌ موقع‌ میر اعلام‌ می‌کند که‌ احتیاج‌ به‌ وجود آنها نیست‌ چرا که‌ گاو، فراری‌ شده‌ است‌ این‌ بدان‌ علت‌ است‌ که‌ دو مردی‌ که‌ قبلاً گاو را دزدیده‌ بودند بداخل‌ مقبره‌ وارد شده‌ و خود را بجای‌ مردان‌ میر که‌ قصد پاسداری‌ از گاو را داشتند جا زده‌ بودند آنها سپس‌ همراه‌ با گاو به‌ آرامگاه‌ شیخ‌ شمس‌ فرار می‌کنند در آنجا یزیدیها با چوب‌ و شلاق گاو را شدیداً می‌زنند و پس‌ از چندی‌ ذبح‌ می‌کنند.این‌ مراسم یک‌ سرگرمی‌مخصوص‌ جشن‌ نیست‌ بلکه‌ رد اصل‌ یک‌ آیین‌ مذهبی‌ است‌ که‌ ایزدیان‌ به‌ روش‌ سنتی‌ آنرا انجام‌ می‌دهند تا برکت‌ و فراوانی‌ را نصیب‌ کشاورزی‌ خود بکنند این‌ مراسم در واقع‌ فرم‌ خلاصه‌ شده‌های‌ است‌ از نحوه‌ دستگیری‌ گاو و ذبح‌ آن‌ توسط‌ میترا از مراسم مهر پرستان‌.مراسـم عـزاداریهنگامی‌ که‌ یک‌ ایزدی به‌ حال‌ احتضار می‌افتد، همه‌ اقوام‌ و کسان‌ او دورش‌ جمع‌ می‌شوند شیخ‌ نیز می‌آید و کمی‌ از خاک‌ آرامگاه‌ شیخ‌ عدی‌ که‌ آن‌ را برات‌ می‌نامند، در آب‌ ریخته‌ حل‌ می‌کند و قطره‌ قطره‌ در دهان‌ وی‌ می‌ریزند و هنگامیکه‌ جان‌ بسپارد با زیباترین‌ جامه‌ او را می‌پوشانند و سپس‌ کفنش‌ می‌کنند و آنرا بر روی‌ تخته‌ای‌ می‌نهند و تا سه‌ روز در خانه‌ نگاه‌ می‌دارند سپس‌ جنازه‌ را به‌ گورستان‌ می‌برند و خویشاوندان‌ و کسان‌ مرده‌ برایش‌ مویه‌ می‌کنند و قوالان‌ هم‌ با نواهای‌ حزین‌ و اندوهناک‌ و با آوای‌ نی‌ لبک‌ همراه‌ مردم‌ به‌ گورستان‌ می‌روند تا متوفی را به‌ خاک‌ بسپارند. مراسم‌ عزاداری‌ تا سه‌ روز طول‌ می‌کشد و زنان‌ و دختران‌ ، روزی‌ دوبار بر سر آرامگاه‌ در گذشته‌ می‌روند و دف‌ و نی‌ می‌زنند و سرودهایی‌ را زمزمه‌ می‌کنند و به‌ شیون‌ و گریه‌ می‌پردازند و پس‌ از فرو نشستن‌ آفتاب‌ به‌ خانه‌های‌ خود باز می‌گردند. پس‌ از سه‌ روز عزاداری‌، غذا درست‌ می‌کنند و روی‌ آرامگاه‌ می‌گذارند و بر این‌ عقیده‌اند که‌ مرده‌ احتیاج‌ به‌ غذا دارد. روزهای‌ هفتم‌ و چهلم‌ نیز دارای‌ مراسم ویژه‌ای‌ است‌. ایزدیان‌ روستانشین‌ پس‌ از مرگ‌ هر کدام‌ از عزیزانشان‌، اسب‌ او را می‌آورند و لباسهای‌ فاخر و کلاه‌ و دستار و تپانچه‌اش‌ را بر روی‌ زمین‌ می‌گذارند، اگر مرده‌ پیر باشد پارچه‌ای‌ سیاه‌ به‌ گردن‌ اسبش‌ می‌گذارند و اگر جوان‌ باشد پارچه‌ای‌ رنگین‌ به‌ گردن‌ اسب‌ می‌نهند و همراه‌ با آوای‌ نی‌ و دف‌ در میان‌ مردم‌ می‌گردانند و دلاوریها و جوانمردیها و بخشندگی‌ها و اوصاف‌ مرده‌ را با شعر برای‌ مردم‌ بیان‌ می‌کنند اینگونه‌ اشعار را (لاواندنه‌ وه‌) می‌گویند. فشارهـایـی که بـر یزیدیــان وارد شـده است :۱- خفه شدن شیخ حسن در موصل در سال ۶۴۴ هجری.۲- بریده شدن سر صد نفر از یزیدیها و اعدام امیر آنها و نبش قبر شیخ عدی و سوزاندن استخانهایش توسط صاحب موصل در سال ۶۵۲ هجری، در این زمان به آنها عدویه می گفتند.۳- قتل و غارت یزیدیها در سال ۸۱۷ به تحریک جلال الدین محمد بن غزالدین یوسف حلوانی که از شافعیه و از علما و فقهای ایران بود توسط حاکم جزیره ابن عمر و کردهای دیگر.۴- در سال ۱۱۲۷ هجری توسط ملا حیدر کرد و ملک مظفر نام به یزیدیه حمله برده شد و زن و فرزندانشان اسیر گردید و اموالشان به یغما رفت. مهاجمان، زنان آنها را فروختند و کنیزان و دخترانشان را برای خود نگاه داشتند.۵- در سال ۱۲۴۷ هجری برابر ۱۷۳۱ میلادی محمد پاشا معروف به میر کویر (کور) روانداز به قلمرو یزیدیها حمله برد و ۴/۳ آنها را نابود کرد.۶- در سال ۱۳۰۸ ه . ق- دولت ترکیه عثمانی برای مطیع کردن یزیدیها جهت خدمت سربازی، بسر لشکر عمر وهبی دستور داد دست بکار شود. وی عده ای از یزیدیهای شیخان را بزور مسلمان کرد و به پسرش نایب اول عاصم بگ دستور داد به کشتار و غارت یزیدیها بپردازد. وی مجسمه های آنها را برد و گنبدهای قبور پیشوایان ایشان را خراب کرد و به مقبره ی شیخ عدی بی احترامی های فراوانی روا داشتند.۷- در سال ۱۳۵۴ بعلت تمرد یزیدیها از خدمت سربازی، حکومت پادشاهی عراق آنها را متهم به سازش با مسیحیان و فعالیت برای فرانسویان مقیم سوریه نمود و به سرکوبی آنها پرداخت. در نتیجه صد نفر از آنها کشته و عده ای زندانی و تبعید و فراری شدند و عده ای هم به اعدام محکوم گردیدند.خاطرات رضا علامه زاده از شرکت در مراسم حج یزیدیانلالش روستائى است در مرکز کردستان عراق که از شهر دهوک نزدیک به سه ساعت با ماشین فاصله دارد پرستشگاه لالش که به آتشکده‌اى بزرگ می‌ماند در مرکز این روستا بر فراز تپه‌اى بنا شده که ظاهرا باید خیلى قدیمى باشد. وقتى به لالش رسیدیم روستا مملو از جمعیت بود، می‌گفتند در طول این سه روز چندین هزار نفر به زیارت خواهند آمد،. زنها به پخت و پز در دیگهاى مسى بزرگ بر اجاقهاى سنگى مشغول بودند و فضا دقیقا فضاى سیزده بدر خودمان بود. پرستشگاه لالش از سه قسمت تشکیل می شود: شبستان، محوطه حیاط و صحن دوزخ جائیکه مراسم حج در آن برگزار می شود. وقتى من‌ به شبستان رسیدم نزدیک به صد نفر مرد، اکثرا در لباس کردى و بعضا با سر و وضع شیک، دور سالن بزرگ نشسته‌اند و دو بدو و چند به چند دارند با هم اختلاط می کردند. مردى از‌ قهوه‌جوشى دسته بلند در استکانهائى به کوچکى انگشتانه قهوه‌اى به تیرگى قیر و به‌ تلخى زقوم می ریزد ﴿زقوم: گویند درختى است در جهنم داراى میوه‌اى بسیار تلخ که دوزخیان از آن خورند - فرهنگ معین﴾ و دور می گرداند. سر در عمارت مربوطه مثل سر در همه مساجد و کلیساهــا پر از نقش و نگار است. اما آنچه جلب توجه می کنــد نام "طاووس ملک" است که به صورت سنگ برجسته بر دیوار نقش بسته است. و اما دوزخى که من در پرستشگاه لالش دیدم تنها چند دخمه غار مانند تار و تیره بود با خمره‌هائى که کنار هم چیده شده بودند و رویشان رنگ مشکى ریخته بودند تا فضا را مرموزتر و ترسناکتر کنند. درهاى دخمه آنقدر کوتاه بودند که باید خمیده ازآنان می گذشتى و اگربی دقتی می‌کردى ممکن بود سرت به دیوار ناصاف غار بخورد. بخش مهم و تعیین کننده این مراسم، جدا از گره زدن به پارچه‌هائى که به ستونهائى بسته شده‌اند ﴿مثل دخیل بستن﴾ یا طواف کردن دور مقبره‌اى که لابد گور یکى از قدیسان یزیدى است، پرتاب دستمال به سنگ برجسته‌اى است که از دیواره غار بیرون زده است. اصلى‌ترین مرحله حاجى شدن این است که با چشمان بسته از فاصله شش هفت مترى دستمال سیاهى را که به بزرگى چارقد زنان کرد است به طرف این سنگ پرتاب کنى. اگر در سه بار موفق شوى دستمال را به برجستگى سنگ گیر بدهى حجت قبول شده است وگرنه باید روز دیگر برگردى و دوباره تلاش کنى. بسیارى از زوار موفق نشدند از این آزمایش بگذرند.گزارشـی از تعصبـات یزیدیـاندر ۷ آوریل ٢۰۰۷ در کردستان عراق جنایتی غیر قابل تصور و وحشیانه اتفاق افتاد. خبر بیست روز بعد از حادثه، زمانی در جهان انعکاس یافت که چند صحنه از فاجعه بصورت فیلمی که با یک تلفن همراه گرفته شده بود پخش شد. Asuda، سازمان مبارزه با خشونت علیه زنان در بیانیه اش در تاریخ ٢٦ آوریل برای اولین بار خبر را به گوش جهانیان رساند. WADI هم یک سازمان کمک به کردستان عراق، که مقرش در اطریش است و سازمان عفو بین الملل در ٢٧ آوریل خبر را انتشار دادند. شبکه تلویزیونی ” ‪ “ CNN ‬در دو مرحله اقدام به پخش فیلم این جنایت که توسط تلفن همراه تصویر برداری شده نمود . و سایت یاهو در قسمت کلیپ های ویدویی این جنایت را به نمایش گذاشت . به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز، دعا خلیل اسود نوجوان ۱۷ ساله از فرقه ایزدی یا یزیدی، که به جرم دوست داشتن یک پسر عرب سنی از طرف اطرافیان و جوانان متعلق به فرقه یزیدی سنگسار شد . (در این فرقه عاشق جوانی مسلمان شدن گناهی نابخشودنی است. جرمی که جز مرگ تاوانی ندارد. ) این واقعه در مرکز شهر موصل و یا شهر بشیقه در کردستان عراق و با حضور عده زیادی از جمله پلیس محلی اتفاق افتاد. گویی در این جامعه نیرو و یا افرادی نبودند که دعای نوجوان را از زیر دست مشتی متعصب و جانی خلاص کنند. در حالی که چندین نفر با تلفن همراه از این واقعه فیلم و عکس می گرفتند٬ تعدادی با سر و صدا و داد و فریاد او را سنگسار کردند. اما آنچه اتفاق افتاد سنگسار نبود، بلکه حیوانی ترین عملی بود که می توانست توسط انسان انجام شود.دعا دختر ۱۷ ساله کرد در وسط میدان به وسیله افرادی با لگد ، سنگ و بتون مورد حمله قرار گرفت متاسفانه خانواده و بستگان دعا در جلوی صف بودند. جرم این نوجوان ۱۷ ساله فقط عاشقی بود. ماجرا چگونه اتفاق افتـاد؟دعا برای ازدواج با پسر عمویش انتخاب شده بود اما به خاطر عشق به جوان عرب مسلمان می‌شود. حتی به شوق دیدن معشوق از روستا فرار می کند. اما جوان عرب دعا را نمی‌پذیرد.دعا سرافکنده باز می گردد. اما به کجا ؟؟!! دعا جایی را برای رفتن ندارد. می داند که گناه غیر قابل بخششی مرتکب شده و بازگشتش به روستا برایش چیزی به جز پایانی سیاه نخواهد داشت. ولی دعا باز می گردد. شاید از گناهش بگذرند. دعا برای نجات جانش به نیروهای پلیس عراق در شهر پناه می برد تا شاید آنها بتوانند از آتش تعصب کور نجاتش دهند.اما پلیس به جای حفاظت از جان دعا، او را برای انجام حیوانی‌ترین رسم انسان، به قبیله اش تحویل می‌دهد. فردی از قبیله‌اش دعا را ۵ روز پناه می‌دهد. اما مردان قبیله اش مَردند. متعصبند. دعا جدای از آنکه عاشق مردی مسلمان شده، خود نیز به دین اسلام ایمان آورده ، او را باید سنگسار کرد. مردان خانواده‌اش دعا را از خانه بیرون می‌کشند. روز مراسم فرا می رسد. هفتم آوریل ۲۰۰۷، دعا را با لباس گرمکن قرمز روی زمین می‌اندازند. ۹مرد برای سنگ سار- سنگ سار نه، لگد سار - آماده اند. صدها مرد هم برای تماشا ایستاده اند. دعا روی زمین افتاده است و با سنگ و لگد بر جان نحیفش می‌کوبند.مراسم سنگسار دعا در حالی انجام می‌شود که سه مرد پلیس عراقی با لباس نظامی ایستاده‌اند و این صحنه جنایتکارانه را تماشا می‌کنند. دعای ۱۷ ساله زیر دست و پای مردان خانواده‌اش لگد مال می شود. با دو دست صورتش را می‌پوشاد تا سنگ و لگد بر صورتش فرود نیاید. نیم ساعت است و هنوز دعا نفس می‌کشد. دستانش تکان می‌خورند. تا آنکه عمو زاده‌اش(نامزذش) بلوک سیمانی را جلوی چشم صدها تماشاگر بر سر دعا می‌کوبد . دعا غرق خون می شود…………………صحنه هایی از این مراسم حیوانی توسط موبایل‌ها ضبط و یک هفته بعد منتشر می‌شود و موجی از خشم و نفرت را در جامعه کردها و در تمام دنیا بر می‌انگیزد.دعا دختر نوجوان به دلیل عبور از خط‌ قرمزی که مردان متحجر طایفه‌اش ترسیم کرده‌اند، به دلیل عمل نکردن به قوانین غلطی که مردان مرتجع تیره‌اش وضع نموده‌اند، به دلیل پشت کردن به سنت‌های عقب‌ مانده‌ای که مردان متعصب قبیله‌اش باور داشته‌اند، آری تنها و تنها به خاطر عشق ورزیدن و بر سر پیمان عشق ماندن از سوی اعضای خانواده‌‌اش مجرم شناخته می‌شود، در دادگاه ریش ‌سپیدان خشک ‌اندیش قومش محکوم می‌گردد، سلیمان سیو رهبر کنونی یزیدیان که حاکمیت مطلق را در دست دارد حکم مرگ او را صادر می کندو حکم توسط مردان فامیل اجرا می‌شود. دعا کشته می‌شود تا هم تاوان جسارت خویش را داده باشد و هم برای دیگر دختران ایل آینه‌ عبرتی گردد .ادامه دارد ...تذکر : منابع تحقیق در پایان قسمت نوزدهم ذکر شده است.منبع:/الف
    #دین و اندیشه#


    منبع : سایت واضح






    تاریخ آخرین ویرایش:سه شنبه 20 آبان 1393 02:20 ب.ظ

    نقاش و طراح پارک ساعی از حال و روزش می گوید

    نوشته شده توسط:عیسی بابایی
    دوشنبه 19 آبان 1393-11:50 ب.ظ

    کد خبر:۵۰۳۶۲۹۹

    تاریخ انتشار: ۱۹ آبان ۱۳۹۳ - ۲۰:۵۳

    نقاش و طراح پارک ساعی از حال و روزش می گوید

    من 84 سال دارم. دو ماه دیگر به هشتاد و پنج سالگی می‌روم. حداقل 60 سال تهران را دیده‌ام. زمانی که تهران آمدم خیابان‌ها همه خلوت بود.
    به گزارش مجله شبانه باشگاه خبرنگاران، حسین محجوبی می گوید: بعد رفتم شهرداری. شهرداری یک ساختمان زیبا در میدان توپخانه‌ داشت. مد شده بود شهرداری‌ها باید یک ساختمان زیبا با همه امکانات داشته باشند. خلاصه آن ساختمان زیبا خراب شد. دو تا سالن بزرگ درست شد. یک گروه شهرساز آلمانی و یک گروه شهرساز آمریکایی آمده بودند در این دو سالن بغل هم کار می‌کردند. ما هم آنجا کار می‌کردیم. کارگاه ما بود.

    همان ساختمانی که مخابرات را زدند؟

    نه آن هم بلا سرش آوردند. چه ساختمان قشنگی بود. من ساختمان ضلع شمالی توپخانه را می‌گویم.

    همین که الان بورس ضبط و باند و وسایل الکترونیکی است و برخی ممکن است دنبال مالخرها آنجا بگردند؟!

    بله. ضلع شمالی شهرداری بود. ضلع جنوبی میدان ساختمان پست و تلگراف زدند. خاک منطقه آنجا نرم بود. ساختمان قبلی ترک برداشت. به همین خاطر کوبیدند این ساختمان 25 طبقه را بالا بردند.

    قرار بود. ساعت 4 خودم را برسانم. به قدری ترافیک بود که برای رسیدن به قرار، از سه چهار حادثه تصادف جان سالم به در بردم. فقط به دلیل این‌که بدقولی نکرده باشم. چون پسرتان گفتند قرار است، دکتر بروید.

    حالا دکتر می‌رویم. همین است. می‌فهمم چه می‌گویید. من سال‌هاست همین را می‌گویم. همین استرس و دغدغه زندگی شهری.

    خواستم از روزنامه به سمت شما بیایم. در حال نوشتن گزارشی بودم که دیر شد و نصفه ماند. بعد به ترافیک خوردم. آخر سر هم متوجه شدم دستگاه ضبط صدا را نیاورده‌ام. گفتم اشکالی ندارد با گوشی تلفن همراهم ضبط می‌کنم. بعد شارژ تلفن همراهم تمام شد. شانس آوردم عکاس با خودش شارژر آورده بود.

    این را می‌گویند زندگی ماشینی. تمام حرف من در نقاشی‌هایم همین است. سال‌ها به خاطر همین نقاشی می‌کنم. من اصلا نقاشی نمی‌خواهم بکنم. من دردم، درد انسان است. این محصول انسان است. چرا اینچنین؟ تا کی؟ اسب‌ها را که به سلامت خارج کردیم و ماشین آوردیم. همه طبیعت را هم صاف کردیم و به جایش برج بالا بردیم. داریم خودمان را خفه می‌کنیم. من 40 سال پیش فلسفه محجوبی را کشیدم. این تابلو را نگاه کنید. وقتی طبیعت خیلی بیشتر و انسان خیلی کمتر بود. محصول انسان، دنیای محجوبی. الان قربانی آن زندگی، شماها هستید. وای به حال فرزندان شما. 300 نوع موجود را انسان از بین برده است. توجه می‌فرمایید 300 نوع. نسلش را منقرض کرده است. اینها مسائلی است که انسان باید حسابش را بدهد. چرا نسل 300 موجود را منقرض کرده است؟ همین اسب را نگاه کنید. موجودی است که در طول تاریخ خدمات بسیاری به انسان داده. در جنگ‌ها انسان از اسب استفاده کرده، در حمل و نقل، این همه انسان در ارتباطات و اطلاع‌رسانی از اسب کمک گرفته است. حالا اسب کجای زندگی انسان است؟ از این سر دنیا تا آن سر دنیا، اسب بود که امپراتوری ایران را می‌گرداند. نمی‌گویم مثل قدیم باید بشود. شما این تابلو را ببینید. این هم تهران سال 1333 است. خانه ما روبه‌روی دانشگاه تهران در خیابان 12 فروردین بود. کوره‌های جنوب تهران را در نقاشی ببینید. آن موقع می‌گفتم این کوره‌ها دارند تهران را خفه می‌کنند. وای به حال الان. پایین نقاشی را ببینید. چه سالی نوشته؟

    1954.

    می‌شود کی؟

    1333.

    چند سال گذشته؟

    60 سال.

    من 60 سال پیش این حرف را زدم که انسان با طبیعت چه کرده است. به هر حال شما هر چیزی می‌خواهید بنویسید. من فقط یک چیز بگویم: ای انسان اینجا کی می‌خواهی زندگی کنی؟ این یکی نقاشی را ببینید. یک تپه است. حالا جایش را به یک برج داده است. شیرینی بخورید. گفتید اسمتان چه بود؟

    روشنی.

    بله آقای روشنی. آن یکی تابلو را ببینید. کارگرهای چای بودند در لاهیجان و گیلان. اینها اغلب برای اطراف شهر بودند، می‌آمدند کار می‌کردند. به پول احتیاج داشتند. یه تکه ماهی و برنج خوراکشان بود. دو تومان پول می‌گرفتند. شش ماه کار می‌کردند و در این مدت فقط آواز و رقص یا عروسی می‌کردند یا زیارت. الان همه این زمین‌ها صاف شده است. این زمین‌ها را خودم می‌شناختم. همه اینها با خاک یکسان شده‌اند و جایش را برج و ساختمان گرفته است. آن کارگرها را خوب یادم می‌آید. 150 نفر، 200 نفر از آنها می‌آمدند. وسط کار آن‌قدر آواز می‌خواندند و می‌رقصیدند که اعصاب ما را خرد می‌کردند. شمال هم طبیعت طوری است که اتوماتیک‌وار شما شاد هستید. پر از صداست. صدای گاو، صدای آب، صدای حیوانات. من 84 سال دارم. بی‌تردید 60 سال از این 84 سال دغدغه این مسائل را داشته‌ و افسوس و دریغ خورده‌ام. این مساله مهمی است. بعد آمدم شهرسازی و شهرداری. در عرض شش سال یک طرح بیست و پنج ساله دادیم برای تهران. تمام اتوبان‌های تهران تقریبا آن زمان طراحی شده بود. محدوده تهران از جنوب نازی‌آباد بود، از غرب شده بود کاروانسرا سنگی، از شرق شده بود تهرانپارس و شمال هم همین کوه‌ها. با محاسبه دقیق اطراف تهران مثل شهریار و کرج و این‌ور حداکثر تا دهه 1370، شش و نیم تا هفت میلیون نفر توان افزایش جمعیت داشتیم با این آب و منابع. شما حالا را ببینید. آن موقع ما سه تا مسیل داشتیم، مسیل بلبلی و سیدخندان و کن. الان سد طالقان را ببینید. کشاورزی کرج را ببینید. یک زمان درخت‌های طالقان معروف بود. این درخت‌های تبریزی شما را از زمین به آسمان وصل می‌کرد. من وقتی درختان تبریزی را می‌دیدم و کنار آنها می‌ایستادم انگار آدم را با خود می‌کشیدند بالا. این درخت‌ها در کنار هم فضایی ایجاد می‌کردند که آدم دلش پر می‌کشید به افق و دلش می‌خواست آن سوی درخت‌ها را هم ببیند. آن سو هم که اسب‌ها می‌دویدند و خانه‌های سفالی کنار هم قرار گرفته بودند. نمایشگاهی در گالری صبای آن زمان که حالا موسسه فرهنگی هنری صبا نام دارد، برگزار شد و نقاشی‌های من هم در آن بود. همین درخت‌های تبریزی در یکی از نقاشی‌هایم بود. یک روز مرحوم جلال آل‌احمد و سیمین دانشور به دیدن نمایشگاهم آمدند و گفتند داستان این درخت‌ها چیست؟ گفتم من وقتی زیر این درختان می‌ایستم بی‌اختیار مرا بالا می‌برند. برایش جالب بود. بعدها مرحوم آل‌احمد رفته بود مسکو، موزه مسکو و در آنجا نقاشی‌های یک نقاش روسی را دیده بود و یاد درخت‌های من افتاده بود. فکر می‌کرد من و آن نقاش روسی با هم ارتباط داشتیم.

    درخت برای من چنین حالتی دارد. درخت برای خودش دنیایی است. نقش شیمیایی‌اش از نظر اکسیژن برای تنفس ما که بر همه ثابت شده است و می‌دانیم اکسیژن نباشد تمام موجودات از بین می‌روند. وقتی زیرزمین می‌رود نفت ایجاد می‌کند. وقتی هم روی زمین است بار و میوه می‌دهد. هوا را تصفیه می‌کند و آخر سر هم کاغذ می‌شود. از چوب میلیون‌ها اثر هنری ساخته می‌شود. از چوب در ساختمان‌ها و خانه‌سازی استفاده می‌شود. در آخرین مرحله هم وقتی با بی‌رحمی درختی را خشک هم می‌کنیم کنده می‌شود و می‌سوزانیم و گرممان می‌کند. سوخته‌اش هم در طبیعت پودر می‌شود و اثر می‌گذارد. شما موجودی را به من نشان دهید که خداوند این همه برایش در طبیعت نقش گذاشته باشد. نیاکان ما به همین دلیل این موجود را مقدس می‌دانستند و هر پانزدهم اسفند جشن درختکاری برگزار می‌کردند. بیایید به حیاط برویم. تا نور هست این خانه را ببینید. مطلع شدید این خانه را خانه موزه کرده‌ام. خودم طبقه بالا می‌نشینم. این درخت را می‌بینید. اول این‌طور نبود. شبیه یک سرو یا یک کاج بالا می‌رفت. من سه درخت را کنار هم کاشتم و شاخه‌هایشان را به هم پیوند زدم. اینها همین‌طوری که بزرگ شدند دور هم تنیده شدند و بالا آمدند. در نهایت به این شکل درآمدند. انگار چند طبقه هستند. این به خاطر این است که نوک شاخه‌های آنها را به هم بافتم. همین‌طور طبقه طبقه بالا می‌آیند. تا هر چقدر که دلتان بخواهد. طبیعت چنین خاصیتی دارد.

    پس بجز نقاشی از این هنرها هم دارید.

    من در شمال متولد شده‌ام و در آنجا کودکی و نوجوانی‌ام را گذرانده‌ام. با طبیعت خو گرفته‌ام. پارک ساعی را هم من ساختم.

    و همین‌طور پارک ملت و نیاوران.

    در پارک ملت و نیاوران بیشتر پروژه را در مرحله نهایی نظارت کردم. حرفم این بود که من در جنگل‌های شمال بزرگ شده‌ام. بعدتر هم سال سوم دانشکده بودم که ضمن کارهای نقاشی وارد شهرسازی شهرداری تهران هم شدم و شش سال تا سال 1336 را آنجا بودم. سال 1342 در تهران می‌خواستند پارک درست کنند و پارک ساعی را به من سپردند. من مامور ساختن این پارک شدم و در جریان همین کار هم بود که بیش از پیش به نقش پررنگ و اساسی درخت در طبیعت و زندگی پی بردم. درخت و اسب در نقاشی‌هایم غالب هستند، چون بیش از هر چیزی به انسان خدمت کرده‌اند و اما درخت، خداوند به این موجود روی زمین توانایی داده است. انگار که همه چیز بسته به اوست. در فرهنگ لغت‌ها و لغتنامه‌ها بگردیم. هر واژه‌ای را به درخت نسبت دهیم باز هم کم است. حتی اگر به درخت بگوییم زیباترین، پربارترین و ایثارگرترین موجود که در خدمت جهان است، باز هم القاب کمی را به این موجود نسبت داده‌ایم. اول خدا درختان را خلق کرده است. من فقط از این خلق الهام گرفته‌ام. با این نگاه می‌شود گفت درختانی که نقاشی کرده‌ام خاص خودم هستند. بیش از هر چیزی در نقاشی‌های من درخت و اسب می‌بینید. اسب هم موجودی است که در شکل‌گیری تمدن در جنگ‌ها و اتفاقات مهم نقش اساسی داشته است. امروزه ماشین آمده و آن را از گردونه خارج کرده است. اسب سمبل انرژی است. مولوی در دیوان غزلیات شمس می‌گوید: «اگر چرخ وجود من از این گردش فروماند‌ /‌ بگرداند مرا آن کس که گردون را بگرداند» یعنی بقای انرژی و عظمت عالم را همه جا می‌بینید، هیچ جا مرگی نیست. همه جا عشق و زیبایی است. همان اتم که مظهر خداوند است. آن‌قدر عجیب و غریب است که آدم باورش نمی‌شود. خدایا تو چقدر زیبا و عظیم هستی.

    دلم به حال انسان می‌سوزد. نمونه دیگر، ببینید این همه تنوع از انسان. همه یک چیز می‌خورند، همه یک لباس می‌پوشند، ولی هیچ کدام شبیه نیستند. این عظمت تمام‌شدنی نیست. من نه نقاش هستم و نه معمار، فقط عاشق عالمم. دلم به حال موجودات کره زمین می‌سوزد. ما دنیا را نابود کرده‌ایم، اما راه‌حلش را هم پیدا کرده‌ایم، راه‌حلش علم است. امروز می‌بینید انسان باعث این همه درد و مرض شده، خودش هم می‌رود درمان این همه مرض و سرطان را با علم کشف می‌کند. انسان است دیگر، آدم‌های حریص را تا به حال دیده‌اید سیر شوند؟ تا به حال برخورد کرده‌اید؟ متاسفانه در طول تاریخ حاکمان زمین، سیری‌ناپذیر بوده‌اند. در همین سن‌پترزبورگ، رسم پتر کبیر ساخت هزاران هکتار قصر بوده است، آن‌قدر قصر ساخته که تا خلیج فنلاند رسیده است، اما مجسمه‌های بسیار زیبایی از خودش یادگار گذاشته. می‌دانید چقدر درخت از بین برده است؟ آخر یک متر، صد متر، هزار متر، این همه قصر می‌خواهی چه کار؟ همین جنگ‌هایی که آمریکا در افغانستان و عراق به راه انداخته را ببینید، همه‌اش حرص است. حرص و طمع برای زمین بیشتر، قصر بیشتر، نفت بیشتر، صنعت بیشتر.

    کل نقاشی‌هایی که در این 60 سال کشیده‌ام، اعتراض به انسان بوده است. نقاشی من اعتراض است. من در طبیعتی که می‌سازم اعتراضم را به ماشین نشان می‌دهم و به انسان می‌گویم اگر می‌خواهی در این طبیعت زندگی کنی، این همه ویرانگری برای چیست؟ می‌گویند در عرض این سه دهه 250 نوع موجود را انسان از گردونه حیات خارج کرده است. تابلویی هم دارم که 36 سال پیش کشیده‌ام و پر است از برج‌های دنیا، همه جا را دود گرفته و انسان دارد خودش با دست خودش همه چیز را نابود می‌کند، شما الان در اخبار می‌خوانید. روزانه صدها نفر در تصادفات تلف می‌شوند. این زندگی ماشینی است؛ همین که شما می‌گفتید چند تصادف را رد کرده‌اید تا برسید به این مصاحبه. جز برخی پرتره‌ها، در نقاشی‌های من ردی از انسان نیست. طبیعت است و درخت و اسب و دشت و مه. اعتراض من به انسان این‌گونه است، چون معتقدم تمام طبیعت عشق و زیبایی است. پرنده، چرنده، گل و درخت و... خداوند همه اینها را آفریده تا ما زندگی کنیم، اما ما هر کاری انجام می‌دهیم، هر کاری می‌کنیم، جز زندگی! واقعا چرا انسان نمی‌تواند در این طبیعت زندگی کند؟ از وقتی ماشین‌ها آمده‌اند نه هوا هست و نه صدا. هر چه هست آلودگی است، از آلودگی هوا گرفته تا آلودگی صوتی. اینها چیزهایی است که من بصراحت در نقاشی‌هایم بیان کرده‌ام. از همان جوانی تا امروز.

    خب دیگر انگار باید بروم دکتر. من فردا دارم می‌روم کیش. همایشی است که هنرمندان را دعوت کرده‌اند. قرار است هنرمندان، طبیعت آنجا را ببینند و از ماهی‌های خلیج فارس نقاشی کنند.

    بله خبرش را خواندم. ظاهرا یک موسسه خصوصی این کار را می‌کند.

    نه، شهرداری پشتش است. من کارهای آقای قالیباف را تحسین می‌کنم، به هنر توجه می‌کند. یادم هست وقتی می‌خواستم پارک ساعی را بسازم تقاضای 5000 تومان پول کردم. شهرداری به ما نمی‌داد. ما ناچار شدیم سنگ‌های پله‌های پارک ساعی را از جاجرود، بیاوریم. من موقعی که پارک ساعی را می‌ساختم 800 تومان حقوق می‌گرفتم. با همان 800 تومان هم خانه خریدم، هم پس‌انداز می‌کردم، هم سفر می‌رفتم. اما الان حقوق شما چقدر است قربان؟ دو میلیون؟ حتی اگر سه میلیون هم باشد کاری نمی‌توانید بکنید. به هر حال شرایط سخت شده است. این کل حرف‌های من است. بنویسید کل حرف‌های محجوبی این بود. چرا انسان با طبیعت این کار را کرده است؟ این حرفی است که هم در نقاشی‌هایم گفتم، هم در معماری‌هایم ‌ و هم در مصاحبه‌ام با شما که بصراحت تکرارش کردم.

    اگر اجازه بدهید سوالاتمان را هم بپرسیم. همین نکات و حرف‌ها را در دل مصاحبه مطرح کنید.

    پس تا الان چی کار می‌کردیم؟ مصاحبه بود دیگر. حرف‌های من همه‌اش همین است.

    ولی من که سوالی نپرسیدم.

    اگر حرف دیگری مانده یک وقت دیگر بیایید، بعد از سفر مفصل‌تر حرف می‌زنیم. از همین حرف‌ها استفاده کنید برای مصاحبه. الان انگار باید دکتر برویم./جام جم

    منبع : باشگاه خبرنگاران




    تاریخ آخرین ویرایش:دوشنبه 19 آبان 1393 11:53 ب.ظ

    پرش پیرزن ۱۰۰ ساله از هلیکوپتر+ عکس

    نوشته شده توسط:عیسی بابایی
    دوشنبه 19 آبان 1393-06:37 ب.ظ


     

    پرش پیرزن ۱۰۰ ساله از هلیکوپتر+ عکس

    تراز: یک پیرزن ۱۰۰ ساله برای جشن تولد خود دست به اقدام متحورانه‌ای زد و با چتر نجات از هلیکوپتر پرید.

    به گزارش تراز ،فرارو با انتشار عکس‌های این اقدام جالب، نوشت: "النور گونینگام" پیرزن ۱۰۰ ساله‌ای است که یک روز پس از جشن تولد خود با استاد پرش از ارتفاع "دین مک دونالد" سوار هلیکوپتر شد و با چتر نجات از ارتفاع چند صد متری به پایین پرید.

    این پیرزن که در "ساراتوگا" در نیویورک آمریکا زندگی می‌کند و ۱۰ سال پیش و در جشن تولد ۹۰ سالگی خود نیز دست همین اقدام زده بود، توانست این‌بار هم به سلامت بر روی زمین فرود بیاید. عکس‌های این ماجراجویی را خبرگزاری آسوشیتدپرس منتشر کرده است.



    منبع :  تراز



    تاریخ آخرین ویرایش:دوشنبه 19 آبان 1393 06:40 ب.ظ

    بارش نخستین برف در شهرستان کرج

    نوشته شده توسط:عیسی بابایی
    جمعه 16 آبان 1393-11:43 ق.ظ

    93/08/14 - 11:31
    شماره: 13930814000474
        
    هوای البرز زمستانی شد

    بارش نخستین برف در شهرستان کرج

    با بارش نخستین برف در شهرستان کرج، هوای استان البرز در اواسط آبان ماه زمستانی شد.

    خبرگزاری فارس: بارش نخستین برف در شهرستان کرج

    به گزارش خبرگزاری فارس از کرج، از ساعاتی قبل ساکنان برخی از مناطق استان البرز از جمله شهرستان کرج و شهرستان‌های واقع در ارتفاعات مانند طالقان شاهد بارش برف بودند.

    این در حالی است که هم اکنون در اواسط آبان ماه هستیم و بارش نخستین برف، آب و هوای البرز را زمستانی کرده است.

    دمای هوا که از روز دوشنبه در استان البرز کاهش یافته بود، روند کاهشی بیشتری را تجربه می‌کند.

    همچنین بر اساس گزارش اداره هواشناسی، بارش برف از شب قبل در ارتفاعات آغاز شده و همین امر دمای هوا در استان البرز را تا حد چشم‌گیری کاهش داده است.

    هم اکنون دمای هوا در کرج حدود یک درجه بالای صفر است و انتظار می‌رود که دمای هوای این شهرستان در شامگاه چهارشنبه به زیر صفر برسد.

    خبرنگار فارس از مناطق دیگر استان البرز از جمله ساوجبلاغ و نظرآباد نیز گزارش می‌دهد که آسمان این شهرستان‌ها نیز ابری بوده و مردم منتظر بارش نخستین برف هستند.

    این در حالی است که شهرستان طالقان و توابع به دلیل قرار گرفتن در ارتفاعات، بارش برف را از شب گذشته تجربه کرده‌اند.

    پیش‌بینی هواشناسی حاکی از آن است که در 24 ساعت آینده به دلیل فعالیت سامانه بارشی، آسمان البرز نیمه ابری تا ابری، همراه با وزش باد شدید و بارش برف بوده و پیش‌بینی می‌شود که در ساعات پایانی شب آسمان مه‌آلودی را مردم این استان تجربه کنند.

    بر اساس این گزارش، بارش باران طی دو روز اخیر وضعیت هوا را به شدت تلطیف کرده و مردم هوای پاک و سالمی را استشمام می‌کنند.

    انتهای پیام/2302/و20/ظ1004

    منبع : خبرگزاری فارس




    تاریخ آخرین ویرایش:جمعه 16 آبان 1393 11:44 ق.ظ

    آیا قیام زید در خونخواهی از سیدالشهدا(ع) مورد تأیید بود+تصاویر

    نوشته شده توسط:عیسی بابایی
    جمعه 16 آبان 1393-07:25 ق.ظ

    93/08/14 - 11:14
    شماره: 13930813000293

           
    امام‌رضا(ع) پاسخ می‌دهند

    آیا قیام زید در خونخواهی از سیدالشهدا(ع) مورد تأیید بود+تصاویر

    قیام «زید» فرزند امام سجاد(ع) ۶۰ سال پس از واقعه جانسوز عاشورا رخ داد. نقل است روزی مأمون درباره او از امام هشتم(ع) پرسید: «مگر زید از جمله کسانی نیست که بدون حق ادعای امامت کرد؟» و پاسخ جالبی از امام رضا(ع) دریافت کرد.

    خبرگزاری فارس: آیا قیام زید در خونخواهی از سیدالشهدا(ع) مورد تأیید بود+تصاویر

    به گزارش خبرگزاری فارس به نقل از بنیاد فرهنگی هنری امام رضا(ع)، قیام مردم مدینه (واقعه حره)، قیام توابین، قیام مختار و قیام زید از جمله قیام‌هایی است که پس از واقعه عاشورا با نیت خونخواهی امام حسین(ع) انجام گرفت. اما این قیام‌ها تا چه مورد رضایت ائمه معصومین بود؟ در این گزارش یک مورد از آن‌ها بررسی می‌شود.

    هارون‌الرشید پسرش امین را جانشین خود قرار داد و جانشینی امین را به مأمون سپرد، اما پس از مرگ هارون، بین دو فرزندش اختلاف روی داد. نزاع میان امین و مأمون‌ که آغاز شد، زمینه قیام شیعیان علیه حکومت جبار عباسی به وجود آمد و «ابن طباطبا» در سال 199 هجری قیام خود را در در کوفه آغاز کرد. با پیروزی‌های او، چهار تن از برادران امام رضا(ع) به نام‌های احمد، اسماعیل، زید و ابراهیم نیز به قیام پیوستند. با این وجود، شیعیان ثامن‌الحجج(ع) در قیام شرکت نکردند، از این رو قیام‌کنندگان در مسیر ضدیّت با شیعه افتادند. فرمایش امام رضا(ع) به برادرشان زید پس از شکست در قیام نیز بیانگر همین موضوع است: «ای زید! چنانچه به شیعیان ما رسیدی از تحقیر و اهانت آنان بپرهیز که‌ نور تو از بین می‌رود. ای زید! شیعیان ما کسانی هستند که مردم به آنان کینه‌ می‌ورزند و دشمنی می‌کنند و خون و دارایی آنان را به خاطر محبتشان به ما و اعتقادشان به ولایت ما، حلال کرده‌اند. پس اگر تو به آنان بدی کنی به خود ستم کرده‌ای و جایگاهت را از بین برده‌ای.» (بحار الانوار، ج 48، ص 258)

    علامه امینی با اشاره به این موضوع در جلد سوم «الغدیر» می‌نویسد: روزی مأمون در اشاره به زید گفت: این زید هم همانند زید بن علی(ع) است او هم مرد آشوب‌گری بود که قیام کرد و در این راه کشته شد. امام رضا(ع) چون این سخنان را از مأمون شنیدند بسیار منقلب شده و با سخنان حماسی و در عین حال مستدل از زید بن علی(ع) دفاع کردند. از جمله فرمودند: «مأمون! این زید [برادر امام رضا] را با زید بن علی [فرزند امام سجاد] مقایسه مکن؛ او از دانشمندان خاندان پیامبر بود برای خدا خشمگین شد و با دشمنان او جنگید و در راه او به شهادت رسید. ای مأمون! پدرم موسی‌بن جعفر(ع) می‌فرمود: «خدا رحمت کند عمویم زید را، اگر پیروز می‌شد به وعده خود عمل می‌کرد [حکومت را به امام صادق می‌سپرد].

    نقل است مأمون در ادامه از امام هشتم پرسید: مگر زید بن علی از جمله کسانی نیست که بدون حق ادعای امامت کرده است؟ حضرت فرمود: خیر! زید ادعای امامت نداشت و به چیزی دعوت نمی‏‌کرد که صلاحیت آن را دارا نباشد، او دارای تقوا بود و می‏‌گفت: من شما را به آن چه مورد رضای خاندان رسالت است فرا می‏‌خوانم (عیون اخبارالرضا، ج1، ص248). امام رضا(ع) در جای دیگری نیز در مقام تجلیل و ستایش از زید می‌فرمایند: او از علمای آل محمّد بود (سفینة البحار، ج 1، کلمه زید). از این موضوع چنین برداشت می‌شود که عالم آل محمد حضرت رضا(ع) از قیام زید بن علی بن الحسین(ع) رضایت دارند. قیامی که 60 سال پس از واقعه جانسوز عاشورا رخ داد و انگیزه آن را علاوه بر مواردی نظیر فاصله‌گرفتن خاندان بنی‌امیه از دین خدا، «انتقام خون شهدای کربلا» عنوان کرده‌اند.

    آنطور که در جلد پنجم تاریخ طبری آمده است: زید تاریخ قیام خود را شب چهارشنبه اول صفر سال 121 قمری قرار داد و جنگ به طور رسمی روز چهارشنبه آغاز شد و سه روز ادامه یافت تا اینکه در جمعه سوم صفر که زید به شهادت رسید و قیام به شکست انجامید. مهمترین عامل عامل شکست زید را «عهدشکنی مردم کوفه» بیان کرده‌اند (مقاتل الطالبین، ص55). زید روز جمعه و در 42 سالگی به شهادت رسید (طبقات ابن سعد ج 5 ص 240). نقل است روزی از زید پرسیدند چه کسی حسین‌بن علی را در کربلا کشت؟! او پاسخ داد: حسین را «سقیفه بنی‌ساعده» کشتند (وقایع الایام، ص 105).

    زید هم‌اکنون دارای دو زیارتگاه در مصر و عراق است، چرا که سر وی در قاهره دفن شده و پیکرش در کوفه (همان مکانی که بدنش را به دار آویختند و سپس آتش زدند) خاکسپاری شده است.

     

    مزار زید بن علی در عراق

    ضریح مزار زید بن علی در عراق

     

     

    ضریح مزار زید بن علی در مصر

     

    انتهای پیام/ک

    منبع : خبرگزاری فارس




    تاریخ آخرین ویرایش:جمعه 16 آبان 1393 07:27 ق.ظ

    مرجان‌های شیشه‌ای+تصاویر

    نوشته شده توسط:عیسی بابایی
    جمعه 16 آبان 1393-07:22 ق.ظ

    93/08/14 - 12:49
    شماره: 13930814000074

                

    مرجان‌های شیشه‌ای+تصاویر

    هنرمند مجسمه‌ساز آمریکایی با الهام از مرجان‌های کف اقیانوس، مجسمه‌هایی با شیشه ساخته است.

    خبرگزاری فارس: مرجان‌های شیشه‌ای+تصاویر

    به گزارش گروه دانستنی‌های خبرگزاری فارس، «شاینا لِب» هنرمند مجسمه ساز در سفری که به اقیانوس داشته است، از موجوداتی مانند مرجان‌های کف اقیانوس الهام گرفته و مرجان‌های شیشه‌ای بر روی قاب ساخته است.

    شاینا در لوئیس اوبیسپو – کالیفرنیا بزرگ شده و مدرک لیسانس خود را از دانشگاه کالیفرنیا در رشته فلسفه گرفته است؛ وی پس از فارغ‌التحصیل شدن آثاری با شیشه، طلا و جواهر و فلزات ساخته است و در آثار خود بیشتر حالت آب و باد را نشان داده است.

    انتهای پیام/

    منبع : خبرگزاری فارس




    تاریخ آخرین ویرایش:جمعه 16 آبان 1393 07:24 ق.ظ

    اسرار معبد مار بالدار+تصاویر

    نوشته شده توسط:عیسی بابایی
    جمعه 16 آبان 1393-06:42 ق.ظ

    93/08/14 - 14:26
    شماره: 13930813000031


    اسرار معبد مار بالدار+تصاویر

    باستان شناسان مکزیک اسرار و نتایج اولیه حفاری در زیر معبد مارها را در سمیناری که در تاریخ 30 و 31 اکتبر در مکزیک برگزار شد، اعلام کردند.

    خبرگزاری فارس: اسرار معبد مار بالدار+تصاویر

    به گزارش گروه دانستنی‌های خبرگزاری فارس، یک روز صبح در ماه اکتبر سال 2003 در مکزیک، اتفاق جالبی افتاد.

    پس از یک باران فراوان، حفره‌ای ایجاد شد؛ این حفره به ارتفاع 15 متر بود که بعدها باستان شناسان در امتداد آن، تونلی به طول 100 متر کشف کردند که در زیر معبد مار بالدار قرار گرفته است؛ تونلی که در 18 قرن پیش ساکنان آن Teothihuacan بودند.

    باستان شناسان مکزیک ابتدا با یک کاوشگر بدون سرنشین تونل را کاوش کردند؛ ارتفاع این تونل 2.5 متر و عرض آن 4 متر است.

    کاوش واقعی در سال 2010 آغاز شد؛ چهار سال بعد محققان 70 هزار اشیاء و قطعاتی که برای ساکنان آن اهمیت نمادین داشت را شناسایی کردند.

    نتایج اولیه این حفاری و اسرار تونل در سمیناری که در تاریخ 30 و 31 اکتبر در مکزیک برگزار شد، توسط محققان اعلام شد؛ پژوهشگران در این پروژه از فناوری‌های پیشرفته مانند ژئورادار، ربات‌ها و اسکنرهای لیزری که توسط مؤسسه پلی تکنیک مکزیک طراحی شده است، استفاده کردند تا بتوانند به حفاری خود ادامه داده و اسرار تونلی که 800 سال پیش توسط اهالی Teothihuacan بسته شده بود را کشف کنند.

    انتهای پیام/

    منبع : خبرگزاری فارس




    تاریخ آخرین ویرایش:جمعه 16 آبان 1393 06:46 ق.ظ

    نخستین برف پاییزی در پایتخت قرقیزستان+تصاویر

    نوشته شده توسط:عیسی بابایی
    دوشنبه 5 آبان 1393-02:50 ب.ظ

    93/08/05 - 12:01
    شماره: 13930805000083

                

    نخستین برف پاییزی در پایتخت قرقیزستان+تصاویر

    بارش ناگهانی نخستین برف پاییزی در پایتخت قرقیزستان علاوه بر برودت هوا و غافلگیری مردم، باعث کندی در رفت‌و‌آمد وسایل نقلیه شده است.

    خبرگزاری فارس: نخستین برف پاییزی در پایتخت قرقیزستان+تصاویر

    به گزارش خبرنگار خبرگزاری فارس در بیشکک، بعد از گذشت تنها یک ماه از فصل پائیز، چهره پایتخت قرقیزستان رنگ زمستانی به خود گرفت.

    این مسئله در حالی است که روز گذشته دمای هوا 16 درجه بالای صفر و در حال حاضر دما به 4 درجه زیر صفر رسیده است.

    انتهای پیام/.

    منبع : خبرگزاری فارس




    تاریخ آخرین ویرایش:دوشنبه 5 آبان 1393 02:51 ب.ظ



    • تعداد کل صفحات:846 
    • 1  
    • 2  
    • 3  
    • 4  
    • 5  
    • 6  
    • 7  
    • ...  
    + + + اوقات شرعی + نمایش تاریخ
    +