همه چیز ، همه جا ، برای همه

درباره وبلاگ:


آرشیو:


آخرین پستها :


پیوندها:


صفحات جانبی:


نویسندگان:


آمار وبلاگ:


> +
وبلاگ
+

پیج رنک گوگل

پیج رنک سایت شما

پیج رنک

+

نمایشگر آمار آلکسا

+
  • کد نمایش افراد آنلاین
  • + +

    Admin Logo themebox

    خدایا هرکس عهده دارکار امت من شد

    نوشته شده توسط:عیسی بابایی
    سه شنبه 22 اسفند 1391-11:35 ق.ظ

     

    اللهم

    من ولی من أمر أمتی  شیئا فشق علیهم فاشقق علیه

    و من ولی من أمر أمتی شیئا فرفق بهم فارفق به ؛

     

    خدایا

    هرکس عهده دار کار امت من شد و برآنها سخت گرفت

     براو سخت گیر

     

    و هرکس عهده دار کار امت من شد و با آنها مدارا کرد

     با او مدارا کن .

     

    نهج الفصاحه

    حضرت محمد

    صلی الله علیه وآله وسلم

     




    تاریخ آخرین ویرایش:- -

    مسجد «شاه دوشمشیره» مسجدی در حاشیه رودخانه کابل

    نوشته شده توسط:عیسی بابایی
    دوشنبه 10 خرداد 1395-01:22 ق.ظ

    مسجدی در حاشیه رودخانه کابل که اولین فرد عرب در آنجا به شهادت رسید

    تاریخ:۱۴:۳۳ - ۱۳۹۵/۰۳/۰۱ کدخبر: ۱۳۹۵۰۳۰۱۰۰۰۷۱۷

    مسجد «شاه دوشمشیره» که به شکوه کابل افزوده و طی سال‌های جنگ و درگیری‌های داخلی


     آسیبی ندیده، مکانی تاریخی و جذاب برای گردشگران خارجی است.


                                             

    به گزارش خبرنگار سایت افغانستان خبرگزاری فارس، مسجد شاه دوشمشیره که به شکوه کابل افزوده و طی سال‌های جنگ و درگیری‌های داخلی اخیر آسیبی ندیده، مکانی تاریخی است.

    این مسجد در قلب شهر کابل قرار دارد و در اصل زیارتگاهی است که به مسجد تبدیل شده و اکنون کابلی‌ها از آن به عنوان مکانی برای نماز و برگزاری مراسم دینی استفاده می‌کنند.

    اطراف این مسجد، مکان تردد مردم است و به همین دلیل و تاریخی بودن آن، زبانزد عام و خاص است و شاید گردشگری نباشد که به کابل بیاید و از این مسجد دیدن نکند.

    مسجد شاه دوشمشیره در طول تاریخی، تغییر نام داده و بنابر اظهارات تاریخ‌نویسان افغانستان این نخستین زیارتگاهی است که نخستین فرد عرب در آنجا به شهادت رسید.

    زمانی که برای نخستین بار لشکریان اسلام در سال 36 هجری به بْست باستان حمله کردند، پس از آن رو به کابل نهاده و شخصی به نام «لیس بن قیس بن عباس» بخشی از این لشکریان را هدایت و رهبری می‌کرد.

    این لشکر پس از آنکه از دیوارهای بلند و مستحکم کابل گذشتند، جنگ شدید در کابل رقم خورد که در جریان این جنگ، لیث، یکی از فرماندهان لشکریان اسلام شهید شد و مسلمانان وی را در همین مکان که اکنون مسجد شاه دوشمشیره نام دارد، مدفون کردند.

    دلیل اصلی نام‎گذاری این زیارتگاه به نام شاه دوشمشیره این است که زمانی لیث بن قیس وارد جنگ در کابل شد، با 2 دست شمشیر می‌زد و به‌همین دلیل بود که این زیارتگاه به نام شاه دوشمشیره نامگذاری شده است.

    با این حال، زیارتگاه شاه دوشمشیره شاهد فراز و فرودهای زیادی بود و چندین بار تخریب شد، اما برای آخرین بار از سوی «ملکه سوریا» همسر «امان‌الله خان» نخستین پادشاه تاریخ افغانستان جدید، ساخته شد.

    مسجد شاه دوشمشیره نشانی از فرهنگ معماری نیز در کشور به شمار می‌رود و بیانگر ظرافت معماری 2 قرن پیش زمانی که برای آخرین بار ساخته شد، است.

    اکنون مسجد شاه دوشمشیره میزبان شهروندان کابلی است و خطبه‌های نماز جمعه و عید نیز در همین زیارتگاه برگزار می‌شود.

    علاوه بر این، مراسم دینی کابلی‌ها نیز اکثراً در همین زیارتگاه برگزار می‌شود و مهم‌ترین دلیل آن آشنایی کامل ساکنان کابل با آن و نزدیکی آن به تمام شهروندان است، چون این زیارتگاه در قلب شهر واقع شده است.

    کبوترهای بی‌شماری به رنگ سفید در اطراف این زیارتگاه دیده می‌شوند که به زیبایی بیرونی آن افزوده است.

    با این حال، این مسجد بین مسلمانان از شهرت ویژه‌ای برخوردار و سبب جلب توجه بی‌شمار گردشگران خارجی نیز شده است.

    نمای زیبا، قرار گرفتن در کنار رودخانه کابل، باستانی بودن زیارتگاه و موقعیت کلیدی آن سبب شده تا همه روزه شاهد افزایش بازدید کنندگان گردشگران داخلی و خارجی باشد و به این ترتیب به دولت کابل درآمد خوبی را پیشکش کند.

    /انتهای پیام/

    منبع : خبرگزاری فارس





    تاریخ آخرین ویرایش:دوشنبه 10 خرداد 1395 01:24 ق.ظ

    چهل برج نماد پیچیدگی‌ معماری دوره کوشانی‌ها با دیوارهای ضخیم

    نوشته شده توسط:عیسی بابایی
    دوشنبه 10 خرداد 1395-01:09 ق.ظ

    چهل برج نماد پیچیدگی‌ معماری دوره کوشانی‌ها با دیوارهای ضخیم

    تاریخ:۱۰:۱۱ - ۱۳۹۵/۰۳/۰۹ کدخبر: ۱۳۹۵۰۳۰۸۰۰۰۶۹۲

    «چهل برج» بنایی است بزرگ و تاریخی که در منطقه «یکاولنگ» ولایت بامیان واقع شده است.                    



    به گزارش خبرنگار سایت افغانستان خبرگزاری فارس، «چهل برج» بنایی بزرگ و تاریخی که در منطقه «یکاولنگ» ولایت بامیان واقع شده است.

    از نظر ساختمانی بنایی است محکم و پولادین که مرور زمان و گذشت روزگار نتوانسته آثار آن را از بین ببرد و باران‌های موسمی در امتداد زمان نتوانسته آثار عظیم و تاریخی را محو کند.

    بنای تاریخی 40 برج بر روی تپه وسیع و پهناوری ساخته شده که کوه‌های بلند «بابا» و «بند پیتاب» اطراف آن را محاصره کرده، منطقه «کلیگان» در طرف شرق و منطقه «دهن مرغی» در غرب آن واقع است، دریاچه شفاف و زیبایی که از بند امیر سرچشمه می‌گیرد و در مسیر راه به صورت رودخانه بزرگی در می‌آید، در اطراف آن قرار دارد.

    با داخل شدن به روستای معروف به چهل بُرج، می‌توان اندازه و پیچیدگی معماری قلعه را درک کرد، این قلعه بر اساس اطلاعات باستان شناسان، از دوره غورى‌ها یا احتمالاً از دوره «کوشانی‌ها» به جا مانده است.

    از ساختمان برج‌ها و نقاشی‌ها مشخص است که مربوط به دوره اسلامی نبوده است.

    بنای این برج‌ها و دیوارها در بالای تپه وسیع از سنگ بنا شده و برج‌های متعددی که با دیواره‌های ضخیم که بیش از 40 برج دیده می‌شود به صورت حلقه‌های زنجیر در اطراف تپه کشیده شدند.

    عرض دیوارهای برج‌ها و دیوار میدان وسیع آن طرف برج‌ها، در حدود 3 متر عریض است که از گل و سنگ‌های بزرگ ساخته شده است، در وسط تپه ساختمان زیبایی است با برج‌های بلند و خانه‌های زیبا که محل مسکن حکام وقت بوده که همواره از 4 طرف محافظت شده و یک بخش از بنای 40 برج به دیوار عریض از سنگ احاطه شده که به آن «سور شهر» گفته می‌شود.

    نظر به مطالعات انجام شده و متون تاریخی در مورد این محل که به 40 برج معروف است، در حقیقت بیش از 300 برج در این مکان وجود دارد.

    این برج‌ها به شکل مختلفی بر مبنای نیاز بانیان آن بنا شده است، امروز شاید قسمت اعظم آن تخریب شده باشد اما با دقت و تعمق می‌توان مکان برج‌های تخریب شده را دریافت.

    فعلاً بقایاى ٣4 برج با ارتفاعات مختلف در حال سقوط و اضمحلال و نیز بعضاً با همان نقش و نگارهای اولیه خود به مشاهده می‌رسد.

    در بقایاى بعضی از برج‌ها که چند سال قبل توسط دفتر «ایکوتوریسم» تثبیت شده، نقش‌های مختلف مثل صورت انسان، مار و … دیده می‌شوند.

    زمانی که داخل مرکز برج‌ها می‌شویم، هر طرف دروازه و راهی، انسان بیننده را به طرف خود دعوت می‌کند.

    در داخل اتاق‌هایی که در زیر برج ها ساخته شده است، هیچ چیزی دیده نمی‌شود، سقف این اتاق‌ها به صور ت گنبدی ساخته شدند.

    زمانی که بیشتر گردش کنی، به 3 اطاق کوچک و ظریفی که واقعاً به شکل اتاق نشیمن درست شده و بسیار نظیف و ظریف است، برمی‌خوری که بیانگر هنر معماری آن زمان است.

    در سقف و بغل دیوار این اتاق‌ها تصاویر بسیار زیبا و دلنشینی به رنگ سرخ نقاشی شدند.

    در یکی از این اتاق‌ها، یک نقاشی دیده می‌شود که احتمالاً پادشاه مقتدری بوده، مردانی اطراف وی ایستادند و در قسمت هر دو بازوی این شخص تصویر دو مار کوچک و زیبا رسم شده است، گو اینکه این مارها از شانه‌های مرد روئیدند.

    قدمت این نقاشی‌ها به گفته مسئولان اطلاعات و فرهنگ بامیان و باستان شناسان به دوره قبل از اسلام بازمی‌گردد.

    حفاری‌های زیادی در این تپه در طی جنگ‌های گذشته صورت گرفته و حتی نقش‌های دیواری آن توسط قاچاقچیان، قاچاق شده است.

    /انتهای پیام/

    منبع : خبرگزاری فارس




    تاریخ آخرین ویرایش:دوشنبه 10 خرداد 1395 01:11 ق.ظ

    زیستگاه طبیعی «درقد» محلی مناسب برای رشد گیاهان و تکثیر جانواران

    نوشته شده توسط:عیسی بابایی
    دوشنبه 10 خرداد 1395-12:46 ق.ظ

    زیستگاه طبیعی «درقد» محلی مناسب برای رشد گیاهان و تکثیر جانواران

    تاریخ:۱۱:۵۵ - ۱۳۹۵/۰۲/۲۹ کدخبر: ۱۳۹۵۰۲۲۹۰۰۰۲۳۳

    جنگل «ینگی قلعه» و «درقد» در فاصله 61 کیلومتری شمال ولایت تخار در کنار آمو دریا و هم مرز با تاجیکستان قراردارد


     که ناحیه زراعتی سیرآب و سرسبز و دارای جنگل انبوهی است که در آن انواع حیوانات وحشی زندگی می‌کنند.


    به گزارش خبرنگار سایت افغانستان خبرگزاری فارس، جنگل «ینگی قلعه» و «درقد» در فاصله 61 کیلومتری شمال ولایت تخار در کنار آمو دریا و هم مرز با تاجیکستان قراردارد.

    جزیره درقد در منطقه‌ای است که دریای پنج (آمو) در شمال در قد به 2  شاخه جدا شده و در جنوب درقد دوباره به هم می‌پیوندند.

    جزیره درقد هیچ راه خشکی به دیگر نقاط ولایت تخار ندارد و از روی نقشه معلوم است که جزیره از 3 قطعه زمین هموار به طول 40 کیلومتر و عرض 6 کیلومتر در منطقه درقد مرز به تاجیکستان در مسیر دریای پنج قرار دارد.

    این منطقه همواره زیبا از لحاظ داشتن آب کافی و وجود پناهگاه‌های طبیعی شرایط خوبی را برای تکثیر و پروراندن جانوران مهیا ساخته است.

    در این منطقه براساس تحقیقات انجام شده 47 نوع گیاه گزارش شده که 11 نوع آن‌ دیده شده است، «شیرین بویه» یک گیاه صادراتی افغانستان می‌باشد که در این منطقه به‌صورت خودرو وجود دارد.

    علاوه بر «شیرین بویه»، «نعنا»، «جوانی بادیان»، «زیره سیاه» و «کاسنی»، «ترقات شنگل» و ... که از گیاهان چاشنی بخش و دارویی هستند در این منطقه یافت می‌شوند.

    در این منطقه حیوانات وحشی از قبیل «خرس نسواری»، ببر، روباه، سیاه‌گوش، پلنگ فارسی، احتمالا پلنگ برفی، تازی پلنگ، انواع «پیشک‌ها»، آهو‌های مختلف و انواع بزها زندگی می‌کنند.

    بر اساس برخی گزارش‌ها رد پای «آهوی باختری» نیز در این جزیره دیده شده، ویژگی این نوع از آهوها داشتن شاخ‌های خاص می‌باشد که بیشتر برای تزیین از آن استفاده می‌گردد.

    در این منطقه حفاظت شده انواع مختلفی از مارماهی‌ها و شیرماهی‌ها نیز زیست دارند که نه تنها در منطقه بلکه در جهان نمونه آنها یافت نمی‌شود.

    در اوسط قرن 20 در نیزار درقد گله‌های ببر زندگی می‌کردند که به سبب شکار بی رویه آهو، گوزن و کاهش طعمه این جانور نسل ببر در این محل منقرض شده است.

    به دلیل جنگ داخلی سال 1996 با جابه‌جا شدن 20 هزار مهاجر اهالی «حمام صاب» و حضور افراد مسلح در جزیره درقد و عدم اطلاعات و توجه کافی در حفظ گوزن‌ها و حیات وحش این محل، گوزن‌های باختری به جنگل‌های تاجیکستان فرار کردند.

    /انتهای پیام/

    منبع : خبرگزاری فارس




    تاریخ آخرین ویرایش:دوشنبه 10 خرداد 1395 12:49 ق.ظ

    والیبال انتخابی المپیک 2016 - ژاپن/بازگشت طلایی شاگردان لوزانو مقابل کانادا/ پیروزی بزرگ در ماراتنی تماشایی

    نوشته شده توسط:عیسی بابایی
    یکشنبه 9 خرداد 1395-11:05 ب.ظ

    ۹۵/۰۳/۰۹ :: ۰۸:۰۸


    والیبال انتخابی المپیک 2016 - ژاپن

    بازگشت طلایی شاگردان لوزانو مقابل کانادا/ پیروزی بزرگ در ماراتنی تماشایی


    خبرگزاری فارس: بازگشت طلایی شاگردان لوزانو مقابل کانادا/ پیروزی بزرگ در ماراتنی تماشایی

    تیم ملی والیبال ایران در دومین مسابقه خود در رقابت‌های انتخابی المپیک ریو مقابل کانادا پیروز شد.



    به گزارش خبرنگار ورزشی خبرگزاری فارس، تیم ملی ایران در دومین روز رقابت‌های انتخابی المپیک 2016 به مصاف کانادا رفت. این مسابقه از ساعت 5:30 امروز (یکشنبه) در ورزشگاه متروپلیتن توکیو برگزار شد و در نهایت تیم ملی ایران با نتیجه 3 بر 2 و امتیازهای 29 بر 27، 25 بر 19، 20 بر 25، 21 بر 25 و 16 بر 14 پیروز  شد.

    تیم ملی ایران روز قبل 3 بر صفر استرالیا را مغلوب کرده بود، اما کانادا در یک ماراتن طولانی سرانجام 3 بر 2 مقابل لهستان شکست خورده بود. آرتور گیاکومو از بلژیک به عنوان داور اول و آندری زنوویچ از روسیه (داور دوم) قضاوت این دیدار را به عهده داشتند.

    کانادا با پیراهن سفید و شورت مشکی و با ترکیب تیلور ساندرز، جان گودین پرین، نیکولاس هوگ، جاستین داف، گاوین اشمیت، گراهام ویگراس، کمرون بان بازی را آغاز کرد. در ترکیب سرخ پوشان ایران هم سعید معروف، محمد موسوی، عادل غلامی، امیر غفور، میلاد عبادی پور و مجتبی میرزاجانپور و فرهاد ظریف به میدان رفتند.

    * ست اول؛ 29 بر 27 به سود کانادا

    کانادا نخستین امتیاز بازی را روی اشتباه فردی بازیکنان ایران بدست آورد، مردان والیبال کشورمان با آنالیز خوب حریف سعی در استفاده از دریافت اول ضعیف این تیم و ارسال سرویس های فنی داشتند. با همین تاکتیک و به کمک نقش آفرینی خوب میلاد عبادی پور به عنوان مهاجم اول شاگردان لوزانو پایاپای حریف پیش می رفتند. تقاضای بازبینی تصاویر ویدیویی در شروع این مسابقه به سود ایران تمام شد.

    در مقابل اما اعتراض کانادایی ها نسبت به امتیاز مستقیم سرویس موسوی نتیجه ای در بر نداشت. بازیکنان ایران تلاش زیادی کردند تا قبل از وقت استراحت فنی دوم از حریف پیش بیافتند اما سرمربی باهوش کانادایی ها با گرفتن وقت استراحت فنی سعی در کنترل سرعت بازی ایران داشت. سد دفاعی محکم میرزاجانپور و غلامی اجازه کار را به اشمیت نمی داد. عادل غلامی امروز هم مثل بازی با استرالیا خوش می درخشید.

    ایران در امتیاز 20 از حریف یک پله جلو افتاده بود. لوزانو از بازیکنانش می خواست تا با آرامش کار را دنبال کنند. حمزه زرینی به بازی رفته بود. سد دفاع سه نفره کانادایی ها سرتسلیم شدن نداشت. سرویس های قدرتی آن ها مهارنشدنی بود و به سختی دریافت می شد. با این حال بازی خوب میلاد عبادی پور و پاس های بلند سعید معروف اجازه نمی داد حریف پیش بیافتد. گاوین اشمیت یک فوق ستاره بود با قد 2 متر و هشت سانتی متری همه کار می‌کرد. این ست در نهایت 29 بر 27 به سود کانادا خاتمه پیدا کرد.

    * ست دوم؛ 25 بر 19 به سود کانادا

    در شروع ست دوم حمزه زرینی که جایگزین میرزاجانپور شده بود در ترکیب ایران ماند. تیم‌ها در امتیاز 8 بر 4 به سود کانادا به وقت استراحت فنی اول رفتند. کانادایی‌ها در زدن سرویس و دفاع و حمله برتر از ایران بودند و اختلاف خوبی را با ایران ایجاد کردند. ملی‌پوشان ایران اشتباهات ساده‌ای را مرتکب می‌شدند تا اینکه در امتیاز 11 بر 6 به سود کانادا رائول لوزانو درخواست وقت استراحت کرد.

    مهاجمین ایران از پاس‌هایی که دریافت می‌کردند به خوبی بهره نمی‌بردند و در مقابل کانادایی ها به خوبی از توپ‌های برگشتی استفاده کرده و امتیازگیری می‌کردند. در امتیاز 13 بر 9 به سود کانادا شهرام محمودی و مهدوی وارد زمین شدند تا شاید جریان مسابقه کمی تغییر کند. در ادامه هم قائمی جایگزین زرینی شد و پشت خط سرویس قرار گرفت. این تغییرات تاثیرات چندانی نداشت تا اینکه در امتیاز 16 بر 10 به سود کانادا بازهم تیم‌ها به وقت استراحت فنی رفتند.

    در ادامه هم بازهم کانادایی‌ها امتیازگیری کردند و در امتیاز 18 بر 10 لوزانو درخواست وقت استراحت کرد تا شاید وقفه‌ای در جریان امتیازگیری حریف ایجاد شود که همینگونه هم شد و نتیجه به 18 بر 13 به سود ایران تغییر کرد تا این بار گلن هوگ، سرمربی کانادا وقفه‌ای در زدن سرویس‌های موسوی ایجاد کند، اما درخواست وقت استراحت وی تاثیری نداشت و موسوی توانست 2 امتیاز دیگر از سرویس مستقیم بگیرد تا نتیجه بازی 18 بر 15 شود. مرندی هم در جریان مسابقه جایگزین فرهاد ظریف شد، اما اشتباهات فردی ملی‌پوشان در سرویس و حمله موجب شد تا اختلاف کمتر نشود. عملکرد بهتر کانادایی‌ها ادامه داشت تا اینکه نتیجه بازی در ست دوم با امتیاز 25 بر 19 به سود کانادا تمام شد.

    * ست سوم؛ 25 بر 20 به سود ایران

    برای شروع ست سوم لوزانو از ترکیب سعید معروف، محمد موسوی، عادل غلامی، امیر غفور، میلاد عبادی‌پور و فرهاد قائمی استفاده کرد. تیم ایران این ست را بهتر از دو ست قبلی آغاز کرد، اما کانادایی‌ها دست از تلاش برنداشتند. درامتیاز 8 بر 5 به سود ایران تیم‌ها به وقت استراحت فنی اول در این ست رفتند. شاگردان هوگ در زدن سرویس اشتباهات زیادی داشتند و در مقابل تیم ایران در دفاع روی توی خوب عمل کرد تا این نتیجه حاصل شود.

    کانادایی‌ها توانستند برای لحظاتی اختلاف را کم کرده و نتیجه را به 11 بر 10 به سود ایران تغییر دهند، اما در ادامه تیم ایران با حملات عبادی‌پور و غفور نتیجه بازی را به 13 بر 10 عوض کرد تا هوگ درخواست وقت استراحت فنی کند، اما پس از این وقفه بازهم ایران امتیازگیری کرد. هر جا که کار کانادایی ها گیر می‌کرد دست به دامن اشمیت، بازیکن شماره 12 خود می شدند که وی هم اغلب توپ‌ها را برای تیمش به امتیاز تبدیل می‌کرد. امتیاز 16 برای ایران با اشتباه کانادایی‌ها در زدن سرویس به دست آمد تا در امتیاز 16 بر 12 به سود ایران تیم‌ها به وقت استراحت فنی دوم بروند.

    بازی خوب ایران و مخصوصاً دفاع مناسب شاگردان لوزانو نتیجه بازی 18 بر 13 کرد تا بازهم گلن هوگ درخواست وقت استراحت فنی کند. در مقابل کانادایی‌ها هم نتوانستند در این ست عملکرد دو ست قبلی خود را داشته باشند. در امتیاز 21 بر 15 شهرام محمودی جایگزین امیر غفور شد. گلن هوگ در امتیاز 23 بر 17 درخواست بازبینی مجدد کرد، اما نظر داور درست بود و امتیاز به ایران رسید. شاگردان لوزانو دو امتیاز پشت سر هم از دست دادند تا سرمربی تیم ملی احساس خطر کرده و به ناچار با گرفتن وقت استراحت وقفه‌ای در جریان مسابقه ایجاد کند. مهدوی هم که جایگزین معروف شده بود سعی می‌کرد تا در خط حمله تنوع ایجاد کند و مدافعان کانادا را جا بگذارد. در امتیاز پایانی هم تشکری وارد زمین شد تا در زدن سرویس به ایران کمک کند، اما امتیاز 25 برای ایران با اشتباه کانادایی ها در زدن سرویس به دست آمد تا این ست با نتیجه 25 بر 20 به سود ایران خاتمه پیدا کند.

    * ست چهارم؛ 25 بر 21 به سود ایران

    ست چهارم با سرویس‌های خوب فرهاد قائمی برای ایران آغاز شد و وی به تنهایی 2 امتیاز سرویس مستقیم کسب کرد، اما تیم‌ها در امتیاز 4 با هم مساوی شدند. در این ست همه چیز پایاپایی پیش می‌رفت و تیم‌ها جایی برای اشتباه نداشتند. به هر حال اولین وقت استراحت فنی در این ست در امتیاز 8 بر 7 به سود ایران اعلام شد. بازهم تنها اشمیت گره‌گشای کانادایی ها در لحظات حساس بود. در امتیاز 11 بر 10 بازهم فرهاد قائمی پشت خط سرویس قرار گرفت و توانست یک امتیاز دیگر برای ایران کسب کند، گلن هوگ که نگران بیشتر شدن اختلاف دو تیم بود بلافاصله درخواست وقت استراحت فنی کرد تا مانع امتیازگیری مجدد قائمی از خط سرویس شود. رفت و برگشت های متعدد در این ست و امتیازهایی که بیشتر به ایران می‌رسید موجب شد تا در امتیاز 16 بر 13 به سود ایران تیم ها به وقت استراحت فنی دوم بروند.

    تشکری در امتیاز 17 بر 14 جایگزین موسوی شد تا در زدن سرویس به تیم ملی کمک کند؛ حضور وی بی تاثیر نبود و پس از یک رفت و برگشت حساس عبادی‌پور یک امتیاز دیگر برای ایران کسب کرد تا اختلاف دو تیم به عدد 4 برسد. شاگردان گلن هوگ پا پس نکشیدند و اختلاف را کمتر کردند و نتیجه بازی 19 بر 17 به سود ایران شد و این بار لوزانو درخواست وقت استراحت کرد تا نقشه‌های جدیدی را برای حملات به شاگردانش بدهد.

    زدن سرویس‌های با برنامه و البته دفاع‌های خوب روی تور و به طبع آن دریافت‌های عقب زمین و استفاده از توپ های برگشتی باعث شد تا در امتیاز 22 بر 18 به سود ایران بار دیگر گلن هوگ درخواست وقت استراحت فنی کند، اما وقفه‌ای که وی در جریان بازی ایجاد کرد تاثیر زیادی نداشت، چراکه پس از آن بازهم ایران امتیازگیری کرد. هوگ تغییراتی در ترکیب خود ایجاد کرد تا تیمش در دفاع روی تور شرایط خوبی پیدا کند، اما غافل از اینکه اشمیت نمی تواند سرویس خود را از روی تور رد کند. این ست هم با نتیجه 25 بر 21 به سود ایران خاتمه پیدا کرد تا سرنوشت این ماراتن به ست پنجم کشیده شود.

    * ست پنجم؛ 16 بر 14 به سود ایران

    ست پنجم را تیم ایران بهتر شروع کرد و در نتیجه  3 بر یک به سود ایران بازهم گلن هوگ درخواست وقت استراحت کرد تا این فاصله در ست حساس پنجم بیشتر نشود. کانادایی‌ها کمی تمرکز خود را از دست داده بودند، اما همچنان می‌جنگیدند و نمی‌خواستند در یک بازی 5 سته دیگر مانند روز گذشته مغلوب حریف خود شوند. گلن هوگ برای پیروزی در این ست و در مجموع بازی تغییرات زیادی در ترکیب تیم خود ایجاد کرد، اما موتور امتیازگیری ایران روشن شده بود. امتیاز هشتم برای ایران در این ست با جای خالی به موقع سعید معروف کسب شد تا در امتیاز 8 بر 6 به سود ایران تیم‌ها جای خود را تغییر دهند.

    کانادایی‌ها در امتیاز 8 توانستند بازی را به تساوی بکشند و زمانی که نتیجه بازی 9 بر 8 به سود کانادا شد بلافاصله لوزانو درخواست وقت استراحت کرد تا ملی‌پوشان ریکاوری شوند. بازهم کار خوب فرهاد قائمی در خط سرویس تیم ایران را پیش انداخت تا این بار در امتیاز 10 بر 9 به سود ایران گلن هوگ درخواست وقت استراحت کند. این ست در پایان بانتیجه 16 بر 14 به سود ایران خاتمه پیدا کرد.

    ایران و کانادا پیش از این یک بار در انتخابی المپیک به مصاف هم رفته بودند که کانادا به پیروزی رسیده بود.

    برنامه ادامه بازی‌های امروز به شرح زیر است:

    ساعت 8 و 15 دقیقه: ونزوئلا – استرالیا

    ساعت 11: فرانسه – لهستان

    ساعت 14 و 35 دقیقه: ژاپن – چین

    دوشنبه دهم خردادماه تیم های شرکت کننده در این رقابت‌ها استراحت دارند.

    در مسابقات انتخابی المپیک 12 تیم حضور دارند که از امروز تا 16 خرداد ماه به مدت 9 روز با هم رقابت می‌کنند و در پایان 3 تیم برتر به همراه بهترین تیم آسیا جواز حضور در رقابت‌های انتخابی المپیک را کسب می‌کنند.

    بازی بعدی ایران روز سه شنبه از ساعت 11 مقابل فرانسه برگزار می شود.

    انتهای پیام/س

    منبع : خبرگزاری فارس




    تاریخ آخرین ویرایش:یکشنبه 9 خرداد 1395 11:07 ب.ظ

    افزایش تعداد هشت پایان، ماهی های مرکب و سپیداج ها در اقیانوس جهانی

    نوشته شده توسط:عیسی بابایی
    چهارشنبه 5 خرداد 1395-03:58 ق.ظ


    افزایش تعداد هشت پایان، ماهی های مرکب و سپیداج ها در اقیانوس جهانی

    افزایش تعداد هشت پایان، ماهی های مرکب و سپیداج ها در اقیانوس جهانی

    © Sputnik/ V.Lebedev
    جهان

    دریافت لینک کوتاه
    013910

    تعداد هشت پایان (اختاپوسها) ، ماهی های مرکب و سپیداج ها در اقیانوس جهانی از سال 1960 میلادی بطور مداوم افزایش می یابد و دانشمندان فعلا نمی توانند دلایل این پیدیده را توضیح دهند. مجله Current Biology یک مقاله تحقیقی را در اینباره منتشر کرده است.

    زیست شناسان می گویند تعداد سرپایان  (هشت پا، ماهی مرکب و سپیداج) بطور ادواری تغییر کرده و گاهی به شدت افزایش یافته و گاهی به شدت کاهش پیدا می کند. آنها خاطرنشان می سازند هشت پایان و ماهی های مرکب برخلاف دیگر آبزیان خود را به سرعت با تغییرات در دریاها دمساز کرده و از ضعف رقیبان برای تسخیر محیط های زیستی جدید استفاده می کنند. از جمله ماهیگیران ماهی های درنده را صید کرده و محیط مساعدی را برای رشد سرپایان به وجود می آورند.

     

    اما با این حال نباید در انتظار ادامه روند افزایش شدید تعداد هشت پایان، ماهی های مرکب و سپیداج ها بود  چون کمبود خوراک باعث می شود آنها به خوردن یکدیگر بپردازند.


    منبع : خبرگزاری  ا سپوتنیک




    تاریخ آخرین ویرایش:چهارشنبه 5 خرداد 1395 03:59 ق.ظ

    شام 6 دلاری اوباما در ویتنام

    نوشته شده توسط:عیسی بابایی
    چهارشنبه 5 خرداد 1395-03:19 ق.ظ


    شام 6 دلاری اوباما

    شام 6 دلاری اوباما در ویتنام

    © REUTERS/ Carlos Barria
    جهان

    دریافت لینک کوتاه
    043942

    به گزارش پایگاه اطلاع رسانی و خبری جماران به نقل از خبرگزاری آسوشیتدپرس، «باراک اوباما» رئیس جمهور آمریکا در تور آسیایی خود از روز یکشنبه در ویتنام به سر می برد.

    وی شب گذشته شام را با «آنتونی بورداین» مجری برنامه «بخش های ناشناخته» که از شبکه سی ان ان پخش می شود، صرف کرد.
    بورداین دوشنبه شب در یک غذاخوری شلوغ و ارزان قیمت هم با اوباما مصاحبه کرد و هم شام 6 دلاری این غذاخوری را خورد.

    اوباما در این غذاخوری هم در مورد اهداف سفرش به آسیا صحبت کرد و هم از صرف غذای محبوب ویتنامی ها (نودل با گوشت کبابی) لذت برد.
    مجری سی ان ان با انتشار تصاویر صرف شام نوشت: اوباما در خوردن نول با چوب مهارت داشت. شاید این کار را زمانی که در اواخر دهه 1960 و اوایل دهه 1970 با مادرش در اندونزی زندگی می کرد، آموخته باشد.



    منبع : خبرگزاری  ا سپوتنیک




    تاریخ آخرین ویرایش:چهارشنبه 5 خرداد 1395 03:23 ق.ظ

    یک آلمانی در کرج مسلمان شد

    نوشته شده توسط:عیسی بابایی
    یکشنبه 2 خرداد 1395-06:51 ب.ظ

    ۹۵/۰۳/۰۲ :: ۰۰:۳۶


    یک آلمانی در کرج مسلمان شد


    خبرگزاری فارس: یک آلمانی در کرج مسلمان شد

    در آستانه میلاد با سعادت منجی عالم بشریت (عج)

     یک آلمانی به دین مبین اسلام مشرف شد.



    به گزارش خبرگزاری فارس از کرج، فردی به نام کال شامبرگا که تبعه کشور آلمان است و پیش از این اعتقادی به هیچ یک از ادیان ابراهیمی نداشته است، پس از آشنایی با یک خانم ایرانی با دین مبین اسلام که دین رحمت است آشنا گردید و دچار دگرگونی‌های فکری و ذهنی شد.

    وی در سفری به ایران بیشتر با اسلام رحمانی و فرهنگ غنی تشیع آشنا و در شب میلاد با سعادت منجی عالم بشریت حضرت مهدی (عج) به دین اسلام مشرف گردید.

    وی پس از تشرف به دین مبین اسلام، مذهبی تشیع را برگزید.

    کال شامبرگا تشرف به دین مبین اسلام را شامگاه پنجشنبه در مسجد جامع رجائی شهر همراه با مردم ولایی و مسلمان شهرستان کرج جشن گرفت.

    یکی از نزدیکان این تبعه آلمانی درباره این اتفاق میمون و مبارک به خبرنگار فارس در کرج گفت: ایشان پیش از آشنایی با دین مبین اسلام به هیچ یک از ادیان الهی و ابراهیمی اعتقادی نداشت، اما پس از تحقیق و بررسی در میان تمام ادیان الهی، دین مبین اسلام را تنها راه رهائی و سعادت دانست.

    وی که نخواست نامش فاش شود، گفت: ما در این تصمیم نقشی نداشتیم و آقای کال شامبرگا پس از بررسی و مطالعه و گفت‌وگو با تعدادی از علمای دینی این تصمیم را اتخاذ کرد.

    لازم به توضیح است، این تبعه آلمانی پس از تشرف به دین مبین اسلام نام خود را به مهدی تغییر داد.

    انتهای پیام/2302/ر20/


    منبع : خبرگزاری فارس




    تاریخ آخرین ویرایش:یکشنبه 2 خرداد 1395 06:54 ب.ظ

    طرح اندیشۀ مهدویت از سوی امام باقر(ع)

    نوشته شده توسط:عیسی بابایی
    یکشنبه 2 خرداد 1395-05:46 ب.ظ

    ۹۵/۰۳/۰۲ :: ۰۷:۳۲


    طرح اندیشۀ مهدویت از سوی امام باقر(ع)


    خبرگزاری فارس: طرح اندیشۀ مهدویت از سوی امام باقر(ع)

    این پژوهش بر تحلیل محتوایی روایات صادره از امام باقر(ع) تکیه دارد و می‌کوشد

    با توجه به شرایط عصر صدور، آثار آموزه‌های مهدوی بر شیعیان را معلوم نماید.



    چکیده

    این نوشتار در ادامۀ مقالات گذشته و تأملی در چگونگی طرح آموزه‌های مهدویت از سوی امام باقر(ع) و کیفیت ارائۀ معارف مهدوی از سوی ایشان است؛ بیاناتی که با توجه به اهداف کلی دعوت دینی، فرصت ویژۀ صادقین در آموزش معارف دینی، نیازهای عصر سقوط امویان و ظهور عباسیان شکل گرفته است.
    بررسی محورهای مورد تأکید در این بیانات و تأمل در نسبت آن‌ها با اهداف کلی و نیازهای هر عصر می‌تواند از یک‌سو طرح کلانی را نشان دهد که در این شکل از تعلیم و تربیت تعقیب شده است و از سوی‌دیگر، تأثیر تربیتی و اخلاقی هر یک از آموزه‌های مهدوی را نمایان‌تر کند.
    این پژوهش بر تحلیل محتوایی روایات صادره از امام باقر(ع) تکیه دارد و می‌کوشد با توجه به شرایط عصر صدور، آثار آموزه‌های مهدوی بر شیعیان را معلوم نماید؛ از این‌رو با تعیین محورهای مورد تأکید در سخنان آن امام، همراه با ارائه نمونه‌ای از آن و تأمل در نسبت این سخنان با شرایط مخاطبان، تلاش دارد به حکمت و جهت طرح هر یک از آموزه‌ها دست یابد. ارائۀ نمونه از سخنان امام باقر(ع) در این نوشتار با توجه به توضیحات مقالات پیشین، محدودتر بوده و کثرت روایات آن حضرت ما را ناچار از گزارش کلیات و پرهیز از ذکر جزئیات کرده است. از پیش‌فرض‌ها و روش‌های این مجموعه مقالات، پیش‌تر در نوشتاری دیگر گفت‌وگو کرده‌ایم.
    مقالۀ حاضر، روشنگر این سخن است که تعلیم آموزه‌های مهدوی در این برهه از تاریخ ائمه(ع) افزون بر ارائۀ معارف مهدوی و آخرالزمانی به نکاتی مهم در تربیت مخاطبان توجه دارد و نوعی زمینه‌سازی برای جلوگیری از آفات بحث مهدویت و جلوگیری از انحرافات را متناسب با عصر ائمۀ نخستین دنبال می‌کند.
    مقدمه
    با مرگ عبدالملک بن مروان و حجاج بن یوسف، خشونت و اقتدار حکومت بنی‌امیه کاهش یافت. آغاز امامت حضرت باقر(ع) هم‌زمان با این ایام بود که فشارها و سخت‌گیری‌ها کاهش یافت و امکان مناسب‌تری برای فعالیت‌های آموزشی فراهم آمد. با آغاز حکومت عمر بن عبدالعزیز و تا زمان قدرت گرفتن هشام بن عبدالملک، برخورد با شیعیان شکلی آرام‌تر به خود گرفت و امکان فعالیت تربیتی و آموزشی برای امام باقر(ع) فراهم شد. بدین ترتیب، حرکت تربیتی‌ای که با امام سجاد(ع) آغاز شده بود در عصر امام باقر(ع) فرصت مناسبی برای توسعه و تعمیق خود یافت.
    اولین استفاده از این آموزه را در فرقه کیسانیه می‌توان ردیابی کرد (نوبختی، 1404: 26). پس از آنان، اولاد عباس نیز مدعی وصایت شدند (همو: 30 - 36) و با انتخاب القاب حضرت مهدی(عج) برای خود، راه تازه‌ای برای سوء استفاده از گرایش‌ها و باورهای مردم آزمودند؛ راهی که بعضی از نوادگان امام مجتبی(ع) نیز در مقابله با عباسیان در پیش گرفتند (بلاذری، 1394: ج3، 78؛ اصفهانی، 1385: 217).
    ضعف حکومت اموی و کم‌ شدن فشارها این امکان را برای امام باقر(ع) فراهم کرد که فعالیت‌های گسترده‌ا‌ی را در عرصه آموزش سامان دهد. مدرسه امام باقر(ع) موفق به تربیت نسل تازه‌ای از دانشمندان شیعه، متناسب با نیازهای عصر جدید شد؛ عصر پرسش‌ها و شبهات؛ پرسش‌هایی که در بستر ضعف فرهنگی مسلمانان می‌رویید و از چالش اندیشه‌ها و فرهنگ‌های مسلط آن روزگار با فرهنگ مسلمین تغذیه می‌شد.
    عصر امام باقر(ع) آغازی بر دورۀ شکوفایی فوق‌العادۀ جامعۀ شیعه است. پیامبر(ص)
    او را باقر العلوم نامید؛ از این‌رو که او به سبب نیاز آتی در رویارویی با اندیشه‌های یونانی،
    ایرانی و... به آموزشی متفاوت از علوم انبیا روی آورد؛ او آن‌چه را که رسول آورده بود می‌شکافت، لایه‌های تازه‌ای از علم دین را عرضه می‌داشت، پاسخ‌هایی را که جامعۀ اسلامی به آن نیاز داشت از عمق پیام رسول استنباط کرده و راه وصول به این همه را نیز به حاملان علم شیعه می‌آموخت.
    آموزه‌های اولیۀ اسلام در برابر اندیشه‌های ساده مشرکان و حرف‌های نه‌چندان پیچیده اهل کتاب عرضه شده بود. اما اکنون اندیشه‌های عمیق یونانی و ایرانی و پیام‌های رمزآلود هندی در برابر اندیشه اسلامی رخ می‌نمود و تبیینی تازه و ژرف‌اندیشی متفاوتی در اندیشه‌های الهی را نیاز داشت.
    اگرچه اندیشه اسلامی ظرفیت پاسخ‌گویی به همه نیازها تا روز قیامت را دارد، ولی این اندیشه به صورت لایه‌لایه عرضه شده و برای رسیدن به عمقی بیشتر، شکافندۀ علمی چون امام باقر(ع) را طلب می‌کرد.
    باقر العلوم(ع) به لایه‌های زیرین اندیشه اسلامی پرداخت و در تمام عرصۀ فقه _ از عقاید و معارف تا اخلاق و احکام _ به نوآوری پرداخت. در عرصۀ عقاید و معارف، نه‌تنها اعتقادات ناب دینی را تبیین کرد، بلکه به توضیح لایه‌هایی از معارف دینی اقدام کرد که پاسخ‌گوی نیاز این دوره بود.
    کلامی که در آموزش‌های امام باقر و فرزندش(ع) القا می‌شد، همانند آموزش‌های رسول‌خدا(ص) و جانشینان او رکنی از تربیت دینی است و نوعی حرکت فکری و روحی را برای افراد به ارمغان می‌آورد. اما در عصر صادقین(ع) اصول و قواعد این اندیشه و استدلال‌های ظریف و دقیقی که در ورای تک‌تک مفاهیم و گزاره‌های دینی نهفته است، آموزش داده می‌شد. این آموزش‌ها ذهن شاگردان را سازمان می‌دهد؛ ذهنیّتی که به آنان امکان پاسخ‌گویی به هر شبهه تازه را فراهم می‌آورد. این ذهنیّت حاصل نوع آموزشی است که در آن، فرد با تمامی وجود درگیر سؤالات اساسی شده و حرکت فکری خود را با پرسش‌های دقیق آغاز می‌کند. در این روش پیش از ارائه پاسخ، ذهن‌ با پرسش و درگیری با موضوع آماده شده و مطالب بی‌محابا به ذهن مخاطب ریخته نمی‌شود.
    در آموزش‌های صادقین(ع) توجّه به آموزش اصول و قواعد اندیشه دینی و استدلال‌ها و حکمت‌ها برجستگی خاصی دارد. در این شیوه، نه‌تنها ظرایف و لطایف قرآنی و روایی آموخته شده، بلکه چگونگی تحصیل این نکات نیز توضیح یافته است (نک: مشرق موعود، ش22).
    این آموزش‌ها همراه با فضای باز گفت‌وگوی با استاد، استفاده از شیوه کارگاهی جدل و نقد شیوه استدلال شاگردان، به تربیت رجالی می‌انجامد که در برابر هر حریفی و در هر عرصه‌ای توان مقابله دارند و قدرت کلام را در دو چهره تبیین‌گر و مدافع به رخ می‌کشند (برای نمونه نک: کلینی، 1407: ج1، 13، 87 و 172؛ صدوق؛ 1398: 220؛ کشی، 1409: 256 و 266). شاگردان گاه با حضور در مواجهۀ امام با صاحبان مذاهب و فرق می‌توانند در شیوه و محتوای مباحث کلامی نکات بسیاری بیاموزند (کلینی، 1407: ج1، 72 و 78).
    در این جایگاه استاد به جای درگیری مستقیم خود با صاحبان شبهه و سؤال، می‌تواند شاگردان را به رویارویی با آنان بفرستد و خود تنها مشکل‌گشایی کرده و در حل دشواری‌ها از شاگردان خویش پشتیبانی کند. شاگردان نیز در صحنه عمل با مشکلات و پرسش‌های واقعی آشنا شده و توانمندی‌هایشان محک می‌خورد.
    در بررسی روایات صادقین(ع) باید به تفاوت‌های عصر این دو امام نیز توجه داشت. امامت حضرت باقر(ع) در دوره فتور حکومت اموی است و دلیل چندانی برای تقیه نیست، اما امام صادق(ع) با آخرین خلیفه مقتدر اموی _ یعنی هشام بن عبدالملک _ و با دو خلیفه خون‌ریز عباسی، ابوالعباس سفاح و منصور هم‌عصر است. فضای گفت‌وگوی حضرت صادق(ع) آکنده از حساسیت حکومت‌هاست و پیچیده‌گویی و تقیه لازمۀ ادامه حرکت شیعی در این دوره‌ها به شمار می‌رود.
    تفاوت دیگر در قلّت و کثرت شیعیان است. اصحاب امام باقر(ع) جمعی محدودتر ولی خالص‌ترند، اما عصر امام صادق(ع) دورۀ پرشماریِ شیعیان و همراه شدن با ناخالص‌ها و ناخالصی‌هاست. همین نکته موجب می‌شود فهم سخنان امام صادق(ع) محتاج به دقت‌ها و ظرافت‌های بیشتری باشد.
    آخرین تفاوت در پدیدار شدن آل‌عباس است؛ قدرت‌طلبان تازه‌ای که با آل‌علی(ع) نسبتی نزدیک دارند و از بسیاری از اسرار باخبرند. اینان از معارف شیعی آگاهند و آمادۀ سوء استفاده از هر آموزه‌ای به‌ویژه آموزه‌ مهدویت هستند. توجه به حضور و حساسیت عباسیان در فضای صدور یا تدوین کتب حدیث می‌تواند به تحلیل‌های متفاوتی بینجامد. باید به این نکته توجه داشت که عباسیان و داعیان از اواخر دوره حضرت امام باقر(ع) کار خود را آغاز کردند؛ حرکتی که در دوره امام صادق(ع) به بار نشست.
    در ادامه به محورهای سخنان امام باقر(ع) دربارۀ آموزه‌های مهدویت اشاره می‌کنیم و بر نکات پرتکرار و متفاوت در هر یک تأکید خواهیم کرد. فراوانی روایات صادقین(ع) سبب می‌شود برای تنظیم مناسب‌تر به دسته‌بندی محتوایی تازه‌ای بر اساس مقطع زمانی مورد توجه در کلام روی آوریم.
    مأخذ و مرجع اصلی در این بخش، کتاب معجم احادیث امام مهدی(عج) است که به شمارۀ صفحات آن در میان پرانتز اشاره شده است. تقریباً تمامی روایات امام باقر(ع) در جلد چهارم و بخش کوچکی از روایات در جلد پنجم این کتاب قرار گرفته است. البته روایات تفسیری امام باقر(ع) در حوزه مهدویت در مجلدی مستقل و در کنار سایر روایات تفسیر ائمه اطهار(ع) گردآوری شده است.
    محورهای بحث در سخنان امام باقر(ع)
    1. تولد، نام و نسب، ویژگی‌ها
    امام باقر(ع) در چند روایت از مخفی بودن ولادت امام مهدی(ع) سخن گفته‌ (337 - 340) و در تعدادی از روایات به توصیف ظاهری امام مهدی(عج) پرداخته‌اند ( 351 - 355). در روایات امام باقر(ع) کمتر به نام مهدی(ع) اشاره شده و حتی در مواردی، اجتناب امام از ذکر نام ایشان مشهود است (341 و 351).
    در یک روایت از درج امام و عملکرد او در پیمان و میثاقی خبر داده که از همگان گرفته شده است؛ میثاق مندرج در آیه 172 سوره اعراف (377). در روایتی دیگر نیز به ویژگی مشهور مادر امام مهدی(عج) اشاره شده است: ابن سیده الإماء فرزند سرور کنیزان (357).
    تأکید بر مخفی بودن ولادت مهدی(عج) دو اثر در شیعه داشته است؛ اول، آمادگی برای چنین شرایطی و دور ماندن از شک و تردید؛ دوم، در اختیار گذاردن علامتی برای تشخیص درست تا جایی که مدعیان حتی در ادعای مهدویت موسی و اسماعیل _ فرزندان امام صادق(ع) _ نتوانستند موفقیت چندانی به دست آورند.
    توصیف ظاهری مهدی(عج) و خبر دادن از ویژگی مادر او، در خود تأکیدی بر قطعیت موعود و همچنین احاطه امام باقر(ع) دارد و جایگاه او را بر مخاطب معلوم می‌کند. این توصیفات می‌تواند علامتی را نیز در اختیار مخاطبان و آیندگان بگذارد.
    روایت به قرار گرفتن مهدی(عج) در مضمون میثاق توحید و ربوبیت، و درج امامت در مضمون توحید اشاره دارد و این‌که ادامه توحید و حاکمیت پروردگار، پذیرش امامتی است که روشنگر حکم پروردگار در تمامی حادثه‌هاست.
    2. غیبت
    توجه به حکمت غیبت در روایات بسیاری دیده می‌شود. در این روایات از ترس از کشته‌شدن (346)، بیعت نکردن با گردن‌کشان زمانه (348)، تحول در روحیۀ حاکم بر جامعه (399 - 402)، غربال شدن (319 - 321) و همچنین نیاز به طی شدن دوره‌هایی در جامعه انسانی و حصول برخی تغییرات (319 - 321، 399 - 402 و...) به عنوان دلایل غیبت نام برده شده است. همچنین در قالب بیان آثار غیبت نیز به نکاتی اشاره شده ( 348 - 350) که می‌توان از آن به عنوان بخشی از حکمت‌های غیبت یاد کرد.
    امام در این سخنان از یک‌سو تداوم امامت آشکار را ناممکن و از سوی دیگر غربال شدن شیعیان و حصول نوعی بلوغ اجتماعی را لازمه قیام و ظهور امام دانسته است.
    این بیانات، عقلانیت غیبت را روشن می‌کند و اشاره به حرکت‌هایی دارد که برای رسیدن به ظهور و قیام باید شکل گیرد. توضیح وجهۀ عقلانی غیبت، شبهه‌ها را می‌زداید و افق پیش روی فرد و جامعه شیعه را روشن می‌کند. این بخش از سخنان حضرت باقر(ع) به نکات ظریفی نیز اشاره دارد که باید در بحثی مستقل به آن پرداخت.
    انحراف دیگری که در این کلمات مورد توجه خاص قرار گرفته، بحث تعیین وقت برای ظهور است. در این روایات، هر گونه وقت‌گذاری به صراحت باطل به شمار آمده و گویندۀ چنین سخنی تکذیب شده است (393 به بعد). فراهم آمدن شرایط ظهور حجت‌خدا وابسته به پایمردی مؤمنان و تحول در فضای فکری مردم است و برای چنین اموری نمی‌توان وقت تعیین کرد.
    در برخی روایات معتبر، از سال هفتاد به عنوان موعدی خبر داده شده که خداوند برای زمان حکومت ائمه(ع) تعیین کرده بود، اما با کشته‌شدن امام حسین(ع) پروردگار بر اهل زمین غضب کرد و آن را تا سال صد و چهل به تأخیر انداخت. این موعد نیز به سبب کشف اسرار ائمه از سوی یاران ایشان منتفی شد و خداوند پس از آن در نزد ائمه(ع) زمانی را برای حکومت تعیین نکرد.
    این سخن را با مروری بر تاریخ ائمه نیز می‌توان تأیید کرد؛ زیرا حرکت اجتماعی شیعه پس از رسول‌خدا(ص) بعد از وقفه‌ای که با تسلط اولیه بنی‌امیه حاصل شد، روندی صعودی داشت و تأمل در شرایط اجتماعی جامعه شیعه نشان می‌دهد که تداوم حرکت حسینی می‌توانست با داشتن مهلتی بیشتر برای رشد به قیام بینجامد که با کوتاهی و بی‌مهری یاران و خشونت دشمنان سرانجامی نیافت.
    پس از امام حسین(ع)، امام سجاد(ع) آغازگر حرکتی تازه بود که در طول ده‌ها سال به گستردگی و وسعتی خاص رسید (کشی، 1409: 123). این حرکت با فترت و زوال بنی‌امیه فرصتی استثنایی یافت، اما سستی یاران امام در پایبندی بر توصیه اکید آن حضرت بر تقیه، موجب شد حرکت شیعی گرفتار محدودیت‌های حاکمان و طمع‌ورزی دوستان شده و راه بر تشکیل حکومت ولایی بسته شود. شرایط تازۀ دیگر با تعیین زمانی برای قیام همراه نبود و همه چیز موکول به پایمردی مؤمنان و تغییر ذهنیت مردم شد.
    این منطق است که روایات دیگر حضرت باقر(ع) دربارۀ بی‌فایدگی قیام‌های پیش از ظهور را توضیح می‌دهد. امام به برخی یاران خویش فرمان خانه‌نشینی و همراهی نکردن با کسانی را می‌دهد که به قیام مسلحانه علیه حکومت برمی‌خیزند. امام نه‌تنها این تحرکات را بی‌فایده می‌داند، بلکه از بی‌پایگی و بی‌هدفی افرادی از خاندان خبر می‌دهد که اقدام به قیام می‌کنند.
    منع از همراهی با قیام‌های بی‌سرانجام همراه با تأکید بسیار بر انتظار فرج و نشان دادن رفتارهای درست در عصر غیبت است (322، 323، 325، 328 - 331، 316، 326 و 327). امام باقر(ع) تصویری عمیق از مفهوم انتظار فرج می‌نمایاند که در آن انتظار، بخشی از دین است، نه صرف حالتی در روح و روان مؤمن. انتظار به مثابه آمادگی و آماده‌سازی شرایط برای ظهور، مهم‌ترین عمل در عصر غیبت به شمار می‌رود؛ عملی که خود فرجی است برای مؤمن در رسیدن به هدف و سطحی متفاوت در زندگی که خود از هر پیروزی و فرجی مهم‌تر است.
    آموزش این نکته که اگر انتظار فرج به معنای نارضایتی از شرایط سخت و ابتلائات عصر غیبت باشد، نوعی دنیاطلبی را در خود دارد و اگر مؤمن خود را در چنین شرایطی متضرر احساس می‌کند، در حقیقت نقش خویش در این دنیا و اهمیت ابتلا و غربال شدن‌ها (طوسی، 1411: 339؛ نعمانی، 1397: 213؛ کلینی، 1407: ج1، 370) را نیافته که اگر کسی با دوری از محضر معصوم بتواند فشارهای فکری، روانی و اجتماعی را تحمل کرده، به آمادگی و آماده‌سازی ادامه دهد، برتر از کسانی است که محضر امام را درک می‌کنند و در رکاب او می‌جنگند.
    یکی از شیوه‌های بیان معارف مهدوی، اشاره به سنت‌هایی است که هم‌سان با پیامبران الهی در حق امام مهدی(عج) نیز جریان یافته است (357 و 359 - 363) که از ظرافت‌های این شیوه، در مقالۀ پیشین سخن گفته شد (نک: مشرق موعود، ش27: 5-25). امام باقر(ع) در چند روایت به سنت‌هایی اشاره دارد که هم‌سان با پیامبرانی چون موسی، عیسی، یوسف، یونس(ع) و محمد(ص) در حق امام مهدی(عج) نیز جاری شده است (برای مطالعۀ کامل‌ترین بیان در این‌باره، نک: صدوق، 1395: ج1، 327).
    امام باقر(ع) برخی نکته‌های عصر غیبت را همانند سایر معصومین(ع) تکرار می‌کند: اصلاح امر مهدی(عج) در یک شب (357 و 446) و همچنین شهادت بر امامت آن حضرت، توسل به او و دعای برای او (19 - 24) که پیش‌تر از آثار این بیانات گفتیم.
    3. عصر نزدیک به ظهور
    در کتب روایی شیعه و اهل‌سنت روایات بسیاری می‌توان یافت که از اوضاع روزهای آینده خبر می‌دهند؛ روایاتی که از آن‌ها به روایات ملاحم و فتن تعبیر شده و مؤلفان بسیاری به تصنیف پیرامون آن‌ها پرداخته‌اند.
    بخش بزرگی از این روایات وضعیت زمانی مشخصی نسبت به قیام مهدی(عج) ندارند، اما بخشی دیگر از عصری خبر می‌دهند که به قیام مهدی(عج) می‌انجامد. روایات اخیر، بخش مهمی از آموزه‌های مهدوی را تشکیل می‌دهد.
    این روایات در حقیقت گزارشی از وقایعی است که پیش از ظهور حجت خدا رخ خواهند دارد؛ وقایعی که با رخ‌ دادن آن‌ها می‌توان ظهور امام مهدی(عج) را توقع داشت و علایم ظهور به شمار می‌روند.
    از بیان علایم ظهور توسط ائمه(ع) هم مصون‌سازی مسلمانان نسبت به جریان‌های انحرافی حاصل می‌گردد و هم احاطه و جایگاه امامان شیعه گوشزد می‌شود. این علایم گاه در آسمان و زمین و خارج از فضای اجتماعی، و گاه حادثه‌هایی اجتماعی هستند. پرتکرارترینِ علامت‌های دسته اول در منقولات حضرت باقر(ع) ندای آسمانی است؛ ندایی که مهدی(عج) به همگان معرفی می‌شود و آغاز قیام او را اعلام می‌کند و برای هیچ کس تردیدی باقی نمی‌گذارد (317، 362، 367، 382، 427، 429 _ 431 و433).
    این بیانات افزون بر ارائه علامتی مطمئن و حتمی برای ظهور، راه را بر مدعیان مهدویت می‌بندد؛ زیرا ساختن صیحه‌ای آسمانی که در گوش همه نشسته و برای همگان مفهوم باشد، حتی امروزه نیز خارج از اختیار آدمی است.
    داعیان عباسی در دوره امام باقر(ع) کار خود را آغاز کردند و سوء استفاده از مفاهیم مهدوی، از جمله آموزه‌هایی است که در تبلیغات عباسیان مورد توجه خاص بود. استفاده از برخی القاب مهدی(عج) مانند سفاح، منصور و مهدی برای سلاطین عباسی حکایت از این توجه دارد. ارائه علایمی تقلید و جعل نشدنی می‌تواند دست مدعیان را در فریبکاری ببندد و شیعیان را با نشانه‌هایی همراه کند و تشخیص حق و باطل را سهل نماید.
    در منقولات امام باقر(ع) از میان علایم اجتماعی، خروج سفیانی بسیار مورد توجه است. نام، مشخصات ظاهری (418)، نقطه آغاز حرکت (362)، درگیری‌های پیش از آن (416، 405، 315، 384، 385، 390)، مدت حکومت (419) و همچنین حوادثی توصیف شده است که برای او و سپاهش رخ خواهد داد (422). در این کلمات، امام باقر(ع) بر حتمیت قیام سفیانی تأکید شده (423) و خروج او را در سال قیام قائم (417) و پیش از حدوث آن گفته است (384 و 413).
    واژه «سفیانی» برگرفته از کنیه ابوسفیان _ بزرگ بنی‌امیه _ است و از انتساب دشمن بزرگ مهدی(عج) به این خاندان خبر می‌دهد. این واژه در عصری که حکومت در اختیار آل‌امیه است، به نوعی مربوط کردن جریان شیطانی سفیانی به حکومتی است که بر تخت حکومت مسلمین نشسته است. توجه خاص امام باقر(ع) به سفیانی و داستان او می‌تواند تأکیدی بر تقابل خاندان و جریان اموی با اسلام، پیامبر و حرکت او باشد.
    برخی دیگر از علایم ظهور مانند قتل نفس زکیه (447)، اختلاف میان فرزندان عباس، خروج یمانی و همچنین برخی علامات نجومی(379 و 389) در منقولات از امام باقر(ع) وارد شده‌اند (425، 447، 405 و 406) (برای مطالعۀ برخی علایم دیگر، نک: نعمانی، 1397: 262 به نقل از امام باقر(ع) و نیز مؤسسه المعارف الاسلامیه، 1428: 405، 315، 390، 345، 346 و 362). اما در روایات به جای مانده از حضرت باقر(ع) خبر چندانی از دجال دیده نمی‌شود و تنها در یک نقل به محل خروج دجال اشاره شده است (ج5، 5).
    در منقولات امام باقر(ع) از ظهور پرچم‌های سیاه (نشانه عباسیان) در حمایت از مهدی(عج) خبر داده شده است (409 - 411) که پیش‌تر از شبهۀ اعتبار این روایات و خدشه در منبع آن، یعنی کتاب فتن ابن‌حماد سخن گفته شد.
    4. ظهور و وقایع هم‌زمان با آن
    توصیف هنگامه ظهور، مضمون بخشی از روایات امام باقر(ع) است. خروج قائم در روز عاشورا رخ خواهد داد (451 و 453) و یارانی به تعداد سربازان رسول‌خدا(ص) در بدر خواهد داشت که از مناطق مختلف دنیا گرد او فراهم می‌آیند (445 و 449).
    آری، او آغاز دوبارۀ بدر اسلام و منتقم عاشوراست و هر کس می‌تواند با انتظار مصلحانه این امید را در دل بپروراند که در محضر او و در رکابش حاضر شود و حجاب زمان و مکان مانع از حضور و همراهی نخواهد شد. این سپاه، همان سپاه بدر محمد(ص) است که بازگشته و آن‌چه ناتمام مانده بود را تمام می‌کند.
    در مکه خطبه خوانده، حرکت خود را آغاز می‌کند؛ پرچم، سلاح، کلاه‌خود و سپر رسول خدا(ص) را به همراه دارد و پیمان‌نامه‌ای از جانب او. کنار کعبه، میان رکن و مقام با او بیعت می‌شود( 364 - 367) و با ندای آسمانی و معرفی او با نام و نام پدر، جای شبهه برای کسی باقی نمی‌ماند (367 و... ). او عصا و سنگ موسی (369 و 373) را به همراه دارد و سنت‌هایی از انبیا در حق او نیز جاری است (359 - 363).
    او با نام رسول خدا و با همان پرچم، سیره و سلاح او بازگشته است. او ادامۀ انبیاست، و با ابزارها و سنت‌های آنان همراه است. در تأیید او آسمان به زمین متصل شده و جایی برای شبهه و تردید باقی نمی‌ماند. آن‌که در برابر او می‌ایستد، از حجت بالغه الهی عبور کرده و در برابر آن ایستاده است.
    عیسی مسیح(ع) در زمان او به زمین بازمی‌گردد. عیسی(ع) در رکاب مهدی(عج) است و در نماز به او اقتدا می‌کند (499 و 500). در کافی از امام باقر(ع) نقلی وارد شده که در آن از همراهی الیاس پیامبر با مهدی(عج) خبر داده است (439 - 443).
    همراهی عیسی(ع) می‌تواند به یک‌دست شدن دو دین بزرگ ابراهیمی اشاره داشته باشد و به این‌که این جنگ میان صاحبان ادیان و مذاهب نیست و حق محض در برابر باطل محض صف خواهد کشید.
    امام باقر(ع) در برخی روایات از اوصاف یاران قائم گفته است؛ از شجاعت فوق‌العادۀ آنان (437)، از برادری و رفاقتشان (435) و از مطیع بودن آسمان و زمین و اشتیاقشان بر ایشان (434). یاران قائم همگی در قید حیات نیستند و بسیاری از آنان به دنیا رجعت کرده و در رکاب امام زمان(عج) حاضر می‌شوند (15 و 16).
    تصویر یاران قائم به مخاطبان شرایطی را گوشزد می‌کند که با تحقق آن می‌توان به ظهور قائم امید بست. تا این استوانه‌ها بزرگ نباشند، امکانی برای حکومت مهدوی نیست و این بارِ بزرگ بر شانه‌های ناتوان جای نمی‌گیرد. مخاطب با دیدن فاصله‌ خود با این تصویر زیبا، هم راه را می‌بیند و هم دلیل غیبت را می‌یابد و همچنین شوق حرکت را احساس می‌کند.
    در نقلی از جابر، امام باقر(ع) شیوه سلام گفتن بر امام مهدی(عج) به هنگام رویت او را به شیعیان آموخته که عبارت آشنایی از زیارات جامعه است (ج5، 17 و 18). سلام بر او صدها سال پیش از تولدش و سلام بر او که توفیقی برای دیدارش نداریم، او را در دل و خیال ما حاضر کرده و با کلماتی زیبا بذر شناخت و احساس را در مخاطب می‌نشاند.
    5. جنگ‌ها تا شکل‌گیری حکومت جهانی
    شکل‌گیری حکومت جهانی مهدی(عج) با موانعی روبه‌روست که جز با جنگ کنار زده نمی‌شود. یاران شجاع و هم‌دل قائم(عج) که از آسمان و زمین حمایت می‌شوند، در خدمت اویند. در روایات، از مسیر حرکت قائم (455 و 469)، رفتن به سوی قدس (491 و 492)، درگیری‌ها و جنگ‌های او و همچنین پیروزی‌هایی که در انتظار اوست خبر داده شده است(378 و 481)؛ پیروزی‌هایی که با حمایت همان فرشتگان به دست می‌آید که در جنگ بدر مددرسان رسول خدا(ص) بودند (434).
    روایات امام باقر(ع) سیره قائم(ع) را همانند سیره رسول‌خدا(ص) دانسته ، اما در همین روایات چند نکته دیده می‌شود که به نظر با سخن فوق هماهنگ نیست:
    1. برخی روایات از برخوردهای شدید و متفاوت امام مهدی(عج) خبر می‌دهد (384 و 473 - 480). حتی در روایتی زراره از امام باقر(ع) صراحتاً پرسیده است: «أَ یَسِیرُ بِسِیرَه مُحَمَّدٍ(ص)؟» و امام در جواب فرموده: «هَیْهَاتَ هَیْهَاتَ یَا زُرَارَه! مَا یَسِیرُ بِسِیرَتِهِ»   (نعمانی، 1397: 236).
    2. در برخی روایاتِ امام باقر(ع) از تجدید اسلام توسط امام مهدی(عج) و دعوت او به سنت و امری جدید خبر داده شده است (317، 384، 503 - 506)
    3. روایتی نیز از امام باقر(ع) نقل شده که سیره قائم(عج) در قضاوت را گاه هم‌سان با پیامبر(ص) و گاه متفاوت با او معرفی کرده است (483).
    با دقت در روایات فوق، می‌توان ناهماهنگی ظاهری را برطرف کرد؛ زیرا مراد از تفاوت سیره امام با رسول‌خدا(ص) در برخورد سختی است که او از آغاز با دشمنان خدا خواهد داشت. اما اصول حاکم بر رفتار امام نیز همان است که رسول(ص) به همه آموخته است.
    رسول‌خدا(ص) ابتدا به بیان دعوت و اتمام حجت پرداخت و در این راه جز به ملاطفت و حوصله راه نپیمود، اما آن‌جا که چیزی جز عناد و دشمنی باقی نماند، او به شکستن توطئه‌ها اقدام کرد. برخوردهای تند امام مهدی(عج) با کسانی است که جز عناد ندارند و جز زبان شمشیر نمی‌فهمند. مروری بر شخصیت سفیانی و دجال این ویژگی در دشمنان امام را نشان می‌دهد.
    دعوت با ندایی آسمانی و علایمی آغاز می‌شود که حجت را بر همگان تام و تمام می‌کند. روایات بحث مهدویت، امام را دفع‌کنندۀ شرّ سفیانی و دجال می‌داند، نه آغازگر جنگ با آنان.
    روایات دعوت به اسلامی جدید از نکتۀ مخالف با مسلمات قرآنی و روایی سخن نمی‌گوید. دعوت به سنت و اسلام جدید، دعوت به امری متفاوت با سنت و اسلامی است که مردم به آن خو کرده‌اند؛ اسلام و سنتی که گرد و غبار کج‌فهمی و دست‌های دسیسه بر آن آسیب‌ها زده است (برای تفصیل این مطلب نک: کشی، 1409: 138، روایتی طولانی از امام صادق(ع)).
    آری، به نظر می‌رسد در نظام قضایی امام مهدی(عج) بر اساس واقع حکم خواهد شد و به امارات و ادله احراز، اکتفا نخواهد گردید و این تمایزی میان نظام قضایی حکومت موعود با نظام قضایی رسول‌خدا(ص) و امیرمؤمنان(ع) است.
    در روایتی از حضرت باقر(ع) به شهر کوفه به عنوان محل حضور یا سکونت امام مهدی(عج) پس از قیام اشاراتی شده است (ابن‌قولویه، 1356: 30). البته طبیعی است که محل سکونت امام مهدی(عج) در عصر غیبت مشخص نشده و تنها برخی روایات به محل‌های گوناگونی به عنوان اماکن سکونت یا حضور امام اشاره دارند.
    6. حکومت حجت خدا
    این وعدۀ مکرر رسول(ص) و جانشینان اوست که مهدی(عج) دنیای لبریز از ظلم و بیداد را به دنیایی سرشار از عدل و داد بدل خواهد کرد (521). حضرت باقر(ع) از عدل او (487، 513 و 514)، تکامل عقل‌ها در عصر او (515 و 516) و از بخشش و عطای او (509 - 511) خبر داده و حکومت باعظمتی (371) را ترسیم می‌کند که بر تمام عالم سیطره داشته (501) و حتی قوای طبیعی نیز مسخّر اویند (517 و 518).
    او به حکومت و راهی دعوت می‌کند که برای مردم تازگی خاصی دارد و از اسلامی سخن می‌گوید که با درک دیگران از آن متفاوت است (317، 384 و 503 - 506).
    این تصویرها مخاطبان را با حکومت معصوم آشنا می‌کنند و نصاب حکومت در نگاه شیعه را آموزش می‌دهند. اگر همت کنیم و زمینه‌ها را فراهم سازیم، ناچار از سعی و خطاهای مکرر و تحمل جهل و جور یکدیگر نیستیم و می‌توانیم به چنین اوجی دست بیابیم. این نگاه است که برای عدالت‌ورزی‌های کوچک امثال عمر بن عبدالعزیز حسابی باز نمی‌کند که در چشم شیعه حکومت حقه بسیار فراتر از جلوه‌های کوچکی از عدالت است که گاه در حق یکدیگر روا داشته‌ایم.
    رجعت معصومین(ع) از جمله رسول‌خدا(ص)، امام علی و امام حسین(ع) یکی از نکاتی است که در روایات امام باقر(ع) به آن پرداخته شده است (ج5، 7 - 14). در میان این منقولات، روایت عمرو بن ابی‌المقدام از جابر که در دو کتاب تفسیر عیاشی و اختصاص مفید وارد شده، مضمون غریب‌تری دارد (ج5، 9). روایت از 19 سال حکومت قائم، پنجاه سال هرج و مرج پس از وفات او و سپس بازگشت امام حسین(ع) به دنیا و مطالبۀ خون خود و اصحابش خبر می‌دهد و از خون‌ریزی وسیع آن حضرت که بدگمانی مردم و قیام عمومی علیه‌ ایشان را به دنبال دارد. امام حسین(ع) به حرم خدا پناه می‌برد و در فشار شدید می‌میرد. پس از مرگ حسین(ع)، علی(ع) خشمگین از آن‌چه با حسین(ع) کرده‌اند به دنیا بازگشته و تمام دشمنان اهل‌بیت(ع) را می‌کشد و بر تمام زمین حاکم می‌شود. حکومت او سیصد و نود سال به طول خواهد انجامید.
    روایت عمرو بن ابی‌المقدام از جابر متن‌های متفاوتی دارد. در نقل غیبت نعمانی هیچ سخنی از سفاح و منصور یا منتصر و از تطبیق آن بر امام علی و امام حسین(ع) نیست. شیخ طوسی نیز در کتاب غیبت به خروج منتصر و سفاح اشاره کرده، ولی از دو امام(ع) نامی به میان نیاورده است. با توجه به فقدان سند در کتاب تفسیر عیاشی و همچنین معلوم نبودن مؤلف کتاب اختصاص نمی‌توان به این دو متن اعتماد کرد.
    مضامین موجود در اضافات تفسیر عیاشی و اختصاص بسیار غریب است. این‌که پنجاه سال پس از رحلت قائم، حسین بن علی(ع) بازمی‌گردد و در چنین زمانی طالب خون خود و اصحابش می‌شود و این‌که چنان خون‌ریزی برپا می‌شود که همۀ مردم علیه او قیام کرده و او را تا سرحد مرگ تحت فشار می‌گذارند، این‌که امام علی(ع) به انتقام خون او برمی‌خیزد و با این‌که دوره‌ای بسیار طولانی بر زمین حاکم می‌شود، همگی از غرایبی هستند که پذیرش آن‌ها دشوار است و کمتر مؤیدی نیز بر این مطالب می‌توان یافت.
    آری، رجعت امام حسین(ع) در روایت دیگری از امام باقر(ع) پیش‌بینی شده است (ج5، 13) اما این روایت از حکومت بسیار طولانی آن حضرت خبر می‌دهد که کاملاً با روایت عیاشی و اختصاص منافات دارد. افزون بر این، این روایت نیز در کتاب مختصر بصائر الدرجات وارد شده که در مقالات گذشته از ضعف بخشی از مندرجات آن سخن گفته شد.
    7. پس از مهدی(عج)
    جهان پس از رحلت مهدی(عج) چگونه خواهد بود؟

    این سؤالی است که در سخنان حضرت باقر(ع) پاسخی به آن نمی‌توان یافت، مگر در روایتی کوتاه که در آن به وجود قُوّام و جانشینانی برای امام مهدی(عج) اشاره شده است (ابن‌قولویه، 1356: 30).
    در پایان، اشارۀ مجدد به این نکته لازم است که از امام باقر(ع) دربارۀ معارف مهدوی، روایات تفسیری بسیاری به جا مانده است. در جلد هفتم کتاب معجم احادیث امام مهدی(ع) 93 روایت تفسیری از حضرت باقر(ع) نقل شده که افزون بر آموزش معارف مهدوی، به ارائه مستندات قرآنی برای این آموزه‌ها پرداخته و شیوه‌های متفاوتی از استنباط و تفسیر را در اختیار گذارده است.
    نتیجه
    عصر صادقین(ع) فرصتی برای آموزش معارف دینی است که بخشی مهم از آن را معارف مهدوی تشکیل می‌دهد. آموزش این معارف به گونه‌ای است که روش‌های استنباط را نیز می‌آموزد، عمق تازه‌ای از معارف دینی را به مخاطبان معرفی می‌کند و همچنین شیعه را برای دشواری‌های عصر غیبت آماده می‌سازد. عصر امام باقر(ع) زمان آماده شدن برای تهدیدی از سوی یاران دیروز و قدرت‌طلبان امروز است که آماده‌اند با امید به منجی، برای خود پلکانی برای رسیدن به قدرت بسازند. آموزش‌های امام باقر(ع) به شیوه‌هایی ظریف، مخاطب را با علایمی آشنا می‌کند که منحرفان را در هر لباسی بشناسند و خود نیز گرفتار نشوند.
    منابع
    _ ابن‌حبان، محمد بن حبان بن احمد، الثقات، تحقیق: محمد عبدالعمید خان، حیدرآباد هند، دائره المعارف العثمانیه، 1393ق.
    _ ابن‌سعد، ابوعبدالله محمد، الطبقات الکبرى، بیروت، دارصادر، بی‌تا.
    _ ابن‌عدی، عبدالله، الکامل فی ضعفاء الرجال، تحقیق و مقابله: سهیل زکار و یحیی مختار غزاوی، بی‌جا، دارالفکر، بی‌تا.
    _ ابن‌قولویه، جعفر بن محمد، کامل الزیارات، نجف، دار المرتضویه، 1356ش.
    _ اشتهاردى، على‌پناه، مدارک العروه، تهران، دار الأسوه للطباعه و النشر، 1417ق.
    _ اصفهانی، ابوالفرج، مقاتل الطالبیین، قم، دارالکتاب، 1385ق.
    _ برقى، احمد بن محمد بن خالد، المحاسن، قم، دار الکتب الاسلامیه، 1371ق.
    _ بلاذری، احمد بن یحیی بن جابر، انساب الاشراف، تحقیق: محمدباقر محمودی، بیروت، مؤسسه الاعلمی، 1394ق.
    _ حرّانى (ابن‌شعبه)، حسن بن على، تحف العقول عن آل الرسول(ص)، قم، جامعه مدرسین، 1404ق.
    _ خطیب بغدادی، احمد بن علی، تاریخ بغداد، تحقیق: مصطفی عبدالقادر عطا، بیروت، دارالکتب العلمیه، بی‌تا.
    _ راوندى، قطب‌الدین سعید بن هبه‌الله، الخرائج و الجرائح، قم، مؤسسه امام مهدى، 1409ق.
    _ صدوق، محمد بن على بن بابویه، التوحید، قم، انتشارات جامعه مدرسین، 1398ق.
    _  ، کمال الدین و تمام النعمه، تهران، انتشارات اسلامیه، 1395ق.
     ، من لا یحضره الفقیه، قم، دفتر انتشارات اسلامى، 1413ق.
    _ طوسى، محمد بن حسن، تهذیب الأحکام، تحقیق: خرسان، تهران، دار الکتب الإسلامیه، 1407ق.
    _الغیبه للحجه، قم، دار المعارف الاسلامیه، 1411ق.
    _ عسقلانی (ابن‌حجر)، احمد بن علی بن حجر، تهذیب التهذیب، بی‌جا، دارالفکر، 1404ق.
    _ کشى، محمد بن عمر، رجال الکشی (اختیار معرفه الرجال)، مشهد، مؤسسۀ نشر دانشگاه مشهد، 1409ق.
    _ کلینى، محمد بن یعقوب بن اسحاق، الکافی، تهران، دارالکتب الإسلامیه، 1407ق.
    _ مجلسى، محمد باقر بن محمدتقى، بحارالأنوار الجامعه لدرر أخبار الأئمه الأطهار، بیروت: دار إحیاء التراث العربی، 1403ق.
    _ مروزی، نعیم بن حماد، کتاب الفتن، تحقیق: سهیل زکار، بیروت، دارالفکر، 1414ق.
    _ مزی، جمال‌الدین ابو‌الحجاج یوسف، تهذیب الکمال فی اسماء الرجال، تحقیق: بشار عواد، بغداد، بی‌نا، 1406ق.
    _ مفید، محمد بن محمد بن نعمان، الإختصاص، قم، کنگره جهانی هزاره شیخ مفید، 1413_ الف.
    _  ، الإرشاد فی معرفه حجج الله على العباد، قم، کنگره جهانی هزاره شیخ مفید، 1413_ ب.
    _ مؤسسه المعارف الاسلامیه، معجم احادیث الامام المهدی، قم: مؤسسه المعارف الاسلامیه، 1428ق.
    _ نسائی، احمد بن علی بن شعیب، کتاب الضعفاء و المتروکین، تحقیق: محمود ابراهیم زائد، بیروت، دارالمعرفه، 1406ق.
    _ نعمانی، محمد بن ابراهیم، کتاب الغیبه، تهران، نشر صدوق، 1397ق.
    _ نوبختى ، حسن بن موسى، فرق الشیعه، بیروت، دارالاضواء، 1404ق.

    نویسنده:

    امیر غنوی

    فصلنامه مشرق موعود شماره 28

    انتهای متن/

    منبع : خبرگزاری فارس




    تاریخ آخرین ویرایش:یکشنبه 2 خرداد 1395 05:48 ب.ظ

    قاعده وجوب هدایت و مسائل مهدویت - بخش اول / ریشه های مشترک و قاعده وجوب هدایت

    نوشته شده توسط:عیسی بابایی
    یکشنبه 2 خرداد 1395-05:34 ب.ظ


    ۹۵/۰۳/۰۲ :: ۰۷:۰۱

    قاعده وجوب هدایت و مسائل مهدویت - بخش اول

    ریشه های مشترک و قاعده وجوب هدایت


    خبرگزاری فارس: ریشه های مشترک و قاعده وجوب هدایت

    قاعده وجوب هدایت در اندیشه های کلامی شیعه نقشی کلیدی دارد که پیش تر در نوشته ای مستقل


     به آن اشاره شد، اما نقش پررنگ این قاعده در مباحث مهدویت کاملاً مغفول مانده است.



     

    چکیده
    قاعده وجوب هدایت در اندیشه های کلامی شیعه نقشی کلیدی دارد که پیش تر در نوشته ای مستقل به آن اشاره شد، اما نقش پررنگ این قاعده در مباحث مهدویت کاملاً مغفول مانده است. بسیاری از مسائل مهدویت با این قاعده ربطی وثیق دارند و توجه به این قاعده می تواند به تحلیلی متفاوت از این مسئله ها و پاسخی عمیق و کاربردی بیانجامد؛ تحلیل و پاسخی که کلام اهل بیت نیز مؤید آن است. در این مسیر، تحلیل دوباره برخی از مهم ترین مسائل مهدویت و نسبت سنجی آن با قاعده وجوب هدایت، نقطه آغاز مناسبی است برای روشن شدن نقش پررنگ قاعده وجوب هدایت.
    گام دوم، ارائه تحلیلی است دقیق تر از قاعده وجوب هدایت و نتایج آن در عرصه های مختلف. بررسی نتایج به دست آمده در پرتو روایات اهل بیت می تواند سنجه ای باشد بر درستی نتایج و تکمله ای باشد بر بهره های مستفاد از تحلیل های کلامی.
    کلیدواژگان
    وجوب هدایت، مسائل مهدویت، امامت، نیابت، مشاهده، علایم ظهور.
    مقدمه
    هرچند ابرهای غیبت مانع از رؤیت سیمای امام هدایت است، بار راهنمایی حق بر زمین نمی ماند؛ چرا که خود عهده دار آن است که فرمود «انّ علینا للهدی.» غیبت زمینه ساز مسائل و مشکلات تازه ای است؛ مسائلی که مشتاقان قدرت با خالی دیدن عرصه از حجت و وسوسه استفاده از ابزار دیانت پدید میآورند.
    توجه به عالم دیگر و جهان ماوراء به مثابه ابزاری برای رسیدن به قدرت، تاریخی به قدمت حیات انسان دارد. آثار اجتماعی باورهای دینی همواره برای مشتاقان قدرت و ثروت جذاب بوده است و آن را به شکل های مختلف، دست آویز رسیدن به مقاصد خویش قرار داده اند.
    حضور معصوم و اعتماد مؤمنان به او، راه را بر بسیاری از انحرافات می بندد. امام، جلودار زمان و زمانه است و با اشراف بر وضعیت اجتماعی، مشکلات را پیش از وقوع می بیند و زمینه های برخورد مناسب را فراهم می آورد. او با آموزش هایش، ذهنیتی آماده در شاگردان و پیروان پدید می آورد و زمینه های نفوذ و انحراف را به حداقل می رساند.
    غیبت، محروم شدن از مدیریت مستقیم اوست. اکنون جامعه ای که امام و پدرانش پدید آورده اند، با مشکلات متنوعی روبه رو خواهد بود؛ مشکلاتی که امامان راه برخورد با آنها را آموزش داده و زمینه‌های لازم را فراهم آورده اند، ولی ممکن نبودن موضع گیری آشکار امام دشواری های مختلفی را پدید می آورد.
    هدایت و مسائل عصر غیبت
    غیبت امام، فرصتی است برای بازی های دنیاطلبان؛ از ادعای دیدن امام در خواب و داشتن پیام از سوی او تا ادعای امامت و مهدویت. حرفهایی که عمدتاً یا زاییده توهم های ذهنی است یا برخاسته از نقشه های فریب کارانه. برخی از این ادعاها با قراین صدقی نیز همراهند و همین وضعیت، کار تشخیص را دشوار می کند و امکان قضاوت کلی را از میان میبرد.
    الف) امامت و مهدویت
    شیعه تا رحلت امام صادق(ع)، دغدغه ای برای شناخت امام خویش نداشت. وصایت بی تردید علی(ع) و دو فرزندش از رسول خدا(ص) و همچنین جایگاه متفاوت امام سجاد، امام باقر و امام صادق(علیهم السلام) در میان بنی هاشم، راه را بر هر شبهه ای می بست. حساسیت حکومت نسبت به خاندان پیامبر و قدرت نیافتن جامعه شیعی نیز جایی برای بازی گران عرصه قدرت فراهم نمی آورد.
    گسترش جامعه شیعی در عصر امام صادق(ع) و سوء استفاده عباسیان از عنوان بنی هاشم و خاندان پیامبر برای رسیدن به قدرت، دیگران را نیز متوجه ابزار تازه ای کرد که می توانست به قدرت اجتماعی و اقتصادی بیانجامد. تلاش های بنی الحسن که در قیام نفس زکیه از آموزه مهدویت برای جذب مردم استفاده کرد، گامی دیگر در همین مسیر بود. خود بنی هاشم نیز گرفتار بازی قدرت شده بود.
    ادعای امامت و تلاش برای سوء استفاده از این جایگاه با ادعای عبدالله افطح شکل تازه ای یافت. فرزند بزرگ امام صادق(ع) با استفاده از ابهام و تقیه موجود در وصیت علنی امام، ادعای جانشینی پدر کرد. این ادعا با مرگ زودهنگام عبدالله به جایی نرسید و صرفاً سبب شد منصور دوانیقی با توجه به بروز اختلاف در جامعه شیعی، نیازی به قتل امام هفتم نبیند و از این تصمیم منصرف شود.
    جایگاه امام رضا(ع) و فرزندانش تا عصر امام عسکری(ع)، فرصتی جدّی برای ادعای امامت باقی نگذارد. ادعای جعفر فرزند امام هادی(ع) نیز به جایی نرسید و فریادهای او با توجه به سوابق زشت وی و زمینه سازی های امام هادی(ع) و عسکری(ع)، طنینی در اجتماع شیعی نیافت. در این میان، ناشناختگی و نبود ارتباط آشکار امام مهدی(عج) با جامعه شیعه، این امکان را به مدعیان می داد تا خود را «مهدی» بخوانند و امام دوازدهم شیعیان بنامند. البته ادعای مهدویت، سخنی تازه نبود، بلکه پیش از آن، کیسانیه و فرقه های مختلف شیعه و سنی مطرح کرده بودند. در میان شیعیان دوازده امامی، مهدویت با امامت گره می خورد و جایگاهی خاص می یافت. عصر غیبت، شاهد ظهور مدعیان زیادی بوده که معروف ترین آنها، سید علی محمد شیرازی معروف به سید باب است که در آغاز ادعای بابیت کرد و در ادامه، مدعی مهدویت و حتی نبوت شد و آیین خود را ناسخ دین اسلام دانست.
    ب) بابیت
    تعبیر «باب» در روایات بسیاری در خصوص ائمه به کار رفته و از آنان با عنوان «ابواب الله» یاد شده است. (صفار، 1404: 61، 199 و 201 ؛ کلینی، 1407: ج 1: 145، 196 _ 198) برخی اصحاب خاص ائمه نیز «باب» یا «بوّاب» آن امام خوانده شده اند. برای نمونه، سلمان را «باب علی(ع)» خوانده اند یا ابوخالد کابلی و یحیی ام طویل را «باب امام سجاد(ع)» (ابن شهر آشوب، 1379: ج 4: 77، 176، 211، 280، 325، 368، 380، 402 و 423 ؛ ابن صباغ، ؟ : 241، 262، 274، 281 و 299) و نواب اربعه را «ابواب امام مهدی(عج)».
    تعبیر «باب» را نمی توان معادل «بوّاب» دانست؛ زیرا «باب» بودن از شغلی خاص حکایت ندارد و فقط از سطحی متفاوت از ارتباط و جایگاهی خاص نزد یکی از بزرگان خبر می دهد. نواب اربعه و سلمان اگر «باب» خوانده شده اند، به دلیل ارتباط نزدیک با امام بوده است و آگاهی ایشان از اسرار و وساطتشان برای ارتباط با ایشان. نواب اربعه را نیز به درستی «باب» خوانده اند؛ زیرا ارتباط با امام معصوم از طریق ایشان ممکن می شد.
    تعبیر «بوّاب» معادل «دربان» در زبان فارسی است و بر شغلی خاص دلالت دارد. «بوّاب» به کسی گفته می شود که برای ورود به محضر بزرگی باید از او رخصت طلبید. (رحمانیان و سراج، 1390: 53؛ زرگری نژاد و سراج، 1390: 79) این وظیفه در تشکیلات امامت اهمیت دارد و هماهنگی برای ارتباط و ملاقات با امام غالباً از طریق این افراد صورت می پذیرفت. «بوّاب» از افراد مورد اعتماد امام محسوب می شد؛ زیرا او یاران امام را می شناخت و از رفت و آمدها خبر داشت.
    شیخ طوسی در کتاب الغیبه از افرادی نام می برد که ادعای بابیت کرده اند. (شیخ طوسی، 1411 : 397) بنا بر نقل شیخ، اولین مدعی، فردی است به نام شریعی که از اصحاب امام هادی(ع) و عسکری(ع) است و مدعیان بعدی در عصر امام عسکری(ع) و نواب اربعه ظهور کرده و از پذیرش نیابت نواب اربعه سر باز زده اند.
    پس از شروع غیبت کبری، جامعه شیعه با ادعایی جدّی در بابیت روبه رو نبود مگر در عصر قاجار که در فضای فکری شیخیه و مقبولیت نظریه «رکن رابع» مجالی برای مدعیان فراهم آمد؛ مجالی که با حمایت استعمار به فتنه بابیه منجر شد.
    در نظریه «رکن رابع» که شیخیه کرمان آن را برگرفته از اندیشه های شیخ احمد احسایی و سید کاظم رشتی می دانند، در هر دوره، افرادی ویژه و بزرگانی از شیعه _ نقباء و نجبا _ حضور دارند که با امام زمان(ع) مرتبطند و واسطه فیض او به مردمان هستند. اینان رجال الغیب و لایق الهامات الهی اند و واسطه ی امام عصر در آموزش شیعیان. شیعه نیز باید به وجود اینان اعتقاد داشته باشد و برای شناختشان بکوشد. (رحمانیان و سراج، 1390: 53؛ زرگری نژاد و سراج، 1390: 79)
    نظریه شیخیه در خصوص نقبا و نجبا برگرفته از اندیشه های عرفانی است، (فرغانی، 1428 : ج 2: 77) اما این نکته در روایات نیز وارد شده که حجت خدا در عصر غیبت، یاورانی دارد که در انجام کارها به او مدد می رسانند. روایات از خصوصیات این افراد و نوع مسئولیت آنان سخنی نگفته اند و آنچه در کلام اندیشمندان شیخیه وارد شده، برگرفته از فرهنگ و آموزه های عرفانی است.
    پذیرش وجود نقبا و نجبا مدرکی ندارد، اما تا جایی که به معرفی اشخاصی با این عناوین نپردازد، مشکل ساز نیست. پذیرش این عنوان در حق هر کس به معنای ادعای ارتباط اوست با امام زمان در عصر غیبت و قبول بابیت اوست نسبت به حضرت حجت. این معنا از بابیت را در بسیاری از مدعیان امروزین نیز می توان مشاهده کرد. کسانی که خود را مرتبط با آن سو می پندارند و حامل حرف ها و دستورها می دانند، در حقیقت، مدعی بابیت هستند.
    ج) نیابت
    اصطلاح «نیابت» در فرهنگ شیعی صرفاً در خصوص چهار نفر به کار می رود: عثمان بن سعید، محمد بن عثمان، حسین بن روح و علی بن محمد سیمری. اینان کسانی هستند که پس از آغاز غیبت، جانشینان امام زمان(عج) محسوب شدند و رهبری جامعه شیعی را بر عهده داشتند.
    نواب اربعه پیش از تصدی مقام نیابت، از وکلای بزرگ ائمه بودند. نیابت از امام به معنای رهبری سازمان وکالت نیز بود. همان گونه که وکلای امام افزون بر شأن تصرف در وجوه، لازم الاطاعه بودند، نایبان امام چنین شأنی را حتی نسبت به دیگر وکلا داشتند. نوّاب تنها کسانی بودند که به ارتباطشان با حجت خدا تصریح شده و در جامعه شیعی مقبولیت یافته بود. نایب از جانب امام سخن می گفت و از سوی او نامه و پیام می آورد و همه اینها سخن امام تلقی می شد.
    ادعای نیابت، ادعای شأنی فراتر از وکالت و حتی بابیت است که نایب، هم واجد شأن وکالت و بابیت است و هم سرپرستی وکلا را بر عهده دارد و تنها مرجع قطعی برای تعیین نظر و دستور امام نیز تلقی می شود.
    تاریخ عصر غیبت از کسانی خبر می دهد که تلاش کردند تا چنین شأنی را به خود نسبت دهند؛ تلاشی که به دلیل آگاهی جامعه شیعی از علایم نایب، درایت علمای شیعه و وکلای امام و همچنین دستورها و تدبیرهای حجت خدا به جایی نرسید.
    د) تشرّف و نقل مطالب از امام
    افراد بسیاری در عصر غیبت صغری و پس از آن، مدعی ملاقات با امام زمان(عج) و شنیدن مطالبی از ایشان شده اند. برخی از این موارد با قراینی همراه است که ما را از صحت ادعا مطمئن می کند. برخی مدعیان تشرّف، ادعیه و سخنانی را از زبان امام نقل کرده اند یا توصیه ها و دستورهایی را از جانب او ابلاغ می کنند. آیا این سخنان پذیرفتنی است و می توان ادله حجیت خبر واحد را در چنین مواردی مستند قرار داد و با مطالب نقل شده همان رفتاری را کرد که با روایات معصومان انجام می دهیم؟
    هـ) مشاهده امام
    افراد بسیاری در عصر غیبت از توفیق مشاهده از حضرت حجت سخن گفته اند. مشتاقان بسیاری با چله نشینی و توسل به این مهم دست یافته و برخی نیازمندان و مصیبت زدگان نیز ایشان را ملاقات کرده و از تفقدشان بهره مند شده  اند.
    ادعای مشاهده گاه زمینه ساز نوعی اعتبار اجتماعی در جامعه دینی است و شیعیان نگاه و التفاتی خاص به فرد مدعی دارند. آیا این رویه و رویکرد را می توان پسندیده و مقبول دانست؟ آیا با چنین مدعیاتی می توان با حسن ظن برخورد کرد؟
    و) رؤیت در خواب
    افراد بسیاری ادعای رؤیت امام زمان را دارند، اما نه در بیداری. این ادعا هنگامی قوت می یابد که روایات عدم تمثل شیطان به ائمه(شیخ صدوق، 1413: ج 2: 585) نیز مستند قرار می گیرد و تعبیر «من رآنی فی منامه فقد رآنی» از رسول خدا(ص) به چنین خواب هایی اعتبار می بخشد. چنین ادعایی گاه برتر از ادعای رؤیت در بیداری قرار می گیرد؛ زیرا با توجه به روایات عدم تمثل شیطان و شناخت معصوم در عالم رؤیا جایی برای تردید باقی نمی ماند، حال آنکه در بیداری، شبهه اشتباه در تطبیق و احتمال برخورد با نیکوکاران پنهان کار وجود دارد و نسبت دادن حادثه و مطالب به امام معصوم دشوار است.
    ز) علایم ظهور
    قرن هاست که اشتیاق به تعجیل در ظهور در کنار وجود ابهام و اجمال در روایات علایم ظهور موجب شده است تا جامعه شیعه هر از گاهی شاهد پیش بینی هایی برای ظهور حجت خدا باشد. داستان این پیش بینی ها به سخنان کسانی از قبیل شاه نعمت الله ولی و امثال او محدود نیست و بزرگانی چون مرحوم مجلسی نیز به این وادی گام نهاده اند. سخن از نزدیکی ظهور و تطبیق علایم روایی بر حوادث خارجی بحثی است که همچنان جذابیت خود را برای برخی افراد حفظ کرده است.
    فضای مبهمی که از روایات علایم ظهور بر ذهن می نشیند، بیش از آنکه راه گشا باشد و ابزاری برای شناخت در اختیار بگذارد، به بهانه ای برای مدعیان بدل شده و حتی زمینه بدبینی و انکار را فراهم آورده است. آیا می توان رویکردی تازه به این احادیث داشت و به ملاکی مناسب برای تشخیص حدوث علایم ظهور دست یافت؟
    ریشه های مشترک و قاعده وجوب هدایت
    این مسائل با هم فرق دارند، اما ریشه های مشترکی دارند که تحلیل آن و ارائه پاسخی مبنایی به آن می تواند راهی متفاوت را در جواب گویی به این شبهه ها پیش روی ما قرار دهد.
    1. آنجا که هدایت بر عهده خداست، سطح توقع تغییر می کند و شکل کار متفاوت خواهد بود. هنگامی که سخن از اثبات امامت و مهدویت است، باید فراموش نکنیم که تشخیص امام از مدعی جز به راهنمایی حق مقدور نیست. اتصال به غیب و عصمت از گناه و اشتباه امری نیست که چشمان کم سوی مردمان قادر به تشخیص آن باشد. اثبات رسالت یا امامت به ارائه معجزه یا کرامتی نیاز دارد که حضور و حمایت خدا از مدعی را ثابت کند.
    نباید فراموش کرد که نیروهای بسیاری در درون انسان و هستی وجود دارد که با روش های مختلفی به تسخیر در می آید؛ روش هایی که از خدا و دیانت در آن خبری نیست. مدعی می تواند با خبر دادن از امور پنهان، با تسخیر نفوس ناتوان یا تصرفاتی در اشیا، دیگران را جذب و با خود همراه کند. اکنون بار اثبات ادعا بر عهده خداست. پس باید سطح توقع را بالا برد و مطالباتی کرد که تأمین آن صرفاً در وسع اوست؛ مطالباتی چون تصرف در نفوس قوی و خبر دادن از درون این افراد و از آینده.
    این سخن را در ادعای نیابت و بابیت و حتی آنجا که آوردن پیامی از سوی معصوم ادعا شده است، می توان تکرار کرد؛ زیرا با پذیرش عصمت معصوم، این دعاوی چه در باب منصب نیابت و بابیت باشد و چه در آوردن پیام، همگی به اثبات اموری نیاز دارد که جز با دخالت و حمایت حق قابل اثبات نیست. نایب، باب و حامل پیام ادعای اتصال با منبعی را دارند که اعجاز و کرامت، جلوه های کوچکی از توان مندی اوست و ادعایی کرده اند که جز با ارائه چنین اموری قابل اثبات نیست.
    2. حجیت منقولات از امام محتاج احراز شروط حجیت خبر است. حجیت خبر را چه موکول به وثوق و اطمینان به صدور بدانیم و چه وثاقت راوی را برای پذیرش خبر کافی بشماریم، اثبات اعتبار خبر از امام زمان(عج) بسیار دشوار است.
    آنچه از امام در عصر غیبت نقل شده، گاه دعا و توسل هایی است که قوت و نورانیت متن آن می تواند شاهدی محکم برای اطمینان به صدور باشد. در دیگر موارد، با توجه به ناشناختگی امام و همچنین احتمال توهم، تحلیل نادرست یا فریب کاری از سوی مدعی، پذیرش خبر نیازمند بررسی های زیادی است. شاید روایاتی مانند نقل حاج علی بغدادی در تشرّف معروفش(نوری، 1384 : ج 2: 573) را بتوان مصداق چنین خبرهایی دانست.
    4. احراز ملاقات فرد با امام یا مشاهده ایشان معمولاً ممکن نیست؛ چون سیمای امام برای شیعیان شناخته نیست و فردی که ادعای تشرّف دارد، نمی تواند قراین اطمینان آوری بر ملاقات با حجت  خدا ارائه کند. اطمینان او به مواجهه با امام زمان(عج) برای دیگران اطمینان آور نیست. از این رو، در صورت نقل مطالبی از فرد ملاقات شده نمی توان با این مطالب به مثابه سخنان امام عمل کرد.
    5. ملاقات با امام و مشاهده ایشان، دلیلی بر فضیلت فرد محسوب نمی شود و امتیازی را ثابت نمی کند. مشاهده رسول یا امام و ملاقات با ایشان امکانی است برای بهره مندی و توفیقی است برای هدایت، اما ملاک  امتیاز و معیار فضیلت در نگاه دینی چنین اموری نیست. آن کس که چنین توفیقی داشته است، مسئولیت بیشتر و توقعی فزون تر متوجه اوست. قرآن به ما می آموزد که از مرتبطان با رسول توقعی فزون تر داشته باشیم و بدانیم که داشتن نزدیک ترین رابطه ها با اولیای خدا، ملاک های ارزیابی را تغییر نخواهد داد.
    ملاقات با فردی در عصر غیبت می تواند پاسخی باشد به نیاز دردمندی که تاب و توان از کف داده یا از بین بردن دغدغه هایی باشد که به سبب نبود طولانی امام در عصر غیبت حاصل شده است. فراموش نکنیم که بسیاری از مدعیان، جز خودفروشی قصدی ندارند و جز نفسانیات خود چیزی ندیده اند. عاشقان، عشق خود را بر سکوی بازار عرضه نمی کنند و حکیمان، دل ها و چشم ها را به خود نمی خوانند؛ که اسرار غیب در دل آنانی است که دهانشان به حکمت مُهر است.
    6. دیدن اولیای خدا حتی در خواب می تواند بشارتی باشد و مایه ای برای تحول، اما آنچه در خواب دیده یا شنیده می شود، نمی تواند مبنای قضاوتی یا مستند سخنی باشد. ما همگی تجربه ها و شنیده های از خواب های مطابق واقع داریم؛ خواب هایی که از وقایع آینده خبر داده و بشارت یا انذاری در دل خود داشته اند. خواب حتی برای بیننده  آن حجیتی ندارد و مستند سخن یا قضاوتی نیست، چه رسد به دیگران که راهی برای احراز تحقق خواب و صحت درک و نحوه نقل آن ندارند. تکیه بر خواب، دل سپردن به سراب است و خانه ساختن بر موج آب.
    7. حادثه عظیمی چون ظهور نمی تواند با علایمی مبهم و اشاراتی غامض نشانه گذاری شده باشد. علایم ظهور نشانه گذاری های پروردگار است برای راهنمایی بندگان تا هنگام ظهور، شبهه ای باقی نماند و حجت بر همگان تمام شود. آنجا که او عهده دار علامت گذاری باشد، جایی برای شبهه و زمینه ای برای تردید بر جا نخواهد گذارد.
    عَنْ جَابِرِ بْنِ یَزِیدَ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ الْبَاقِرِ(ع) أَنَّهُ قَالَ: اسْکُنُوا مَا سَکَنَتِ السَّمَاوَاتُ وَ الْأَرْضُ أَیْ لَا تَخْرُجُوا عَلَى أَحَدٍ فَإِنَّ أَمْرَکُمْ لَیْسَ بِهِ خَفَاءٌ أَلَا إِنَّهَا آیَه مِنَ اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ لَیْسَتْ مِنَ النَّاسِ_ أَلَا إِنَّهَا أَضْوَأُ مِنَ  الشَّمْسِ  لَا تَخْفَى عَلَى بَرٍّ وَ لَا فَاجِرٍ أَ تَعْرِفُونَ الصُّبْحَ فَإِنَّهَا کَالصُّبْحِ لَیْسَ بِهِ خَفَاءٌ. (نعمانی، 1397 : 200)
    از جابر بن یزید از امام باقر(ع) نقل شده است که فرمود: تا زمانی که آسمان و زمین آرامند، شما نیز آرام بگیرید؛ یعنی بر کسی خروج نکنید؛ زیرا در مسئله شما امری پنهان نیست. آگاه باشید که به راستی، نشانه ای از خدای عزّ و جلّ است نه از مردم. آگاه باشید که به راستی، روشن تر از خورشید است؛ بر نیک و بد پنهان نخواهد ماند. آیا صبح را می شناسید؟ به راستی، همانند صبح است که در آن پوشیدگی نیست.
    روایات و مسائل عصر غیبت
    احاطه معصومان بر مشکلات پیش روی سبب شد تا پیش از بروز مشکل، راه حل ها آماده باشد و زمینه های برخورد فراهم شود. به مسائل عصر غیبت، ده ها سال پیش از آغاز آن توجه شده و ابزارهای مقابله با آن در دسترس قرار گرفته است.
    1. علایم امامت و مهدویت
    از نگاه شیعه، امام مهدی(عج)، دوازدهمین رهبری است که وصایت رسول خدا(ص) و امامت امت را بر عهده دارد. عصر غیبت، عصر رهبری آخرین بازمانده از امامان معصوم است. ادعای مهدویت به معنای ادعای امامت است و آن که مدعی این جایگاه است، باید با علایم آن همراه باشد.
    کلینی در بابی مستقل(کلینی، 1407 : ج 1: 284) از جلد اول کتاب کافی، روایاتی را نقل کرده که به نظر او، حجتی است بر امامت و دلیلی است بر صحت ادعا. او موارد زیر را از حجت های امامت می شمارد:
    1. شهرت به وصی بودن؛
    2. فضل و نبودن شبهه آلودگی؛
    3. همراه داشتن سلاح پیامبر؛
    4. اولویت نسبت به امام قبل؛
    5. پاکی در تولد؛
    6. خوب تربیت یافتن؛
    7. پاسخ گو بودن به پرسش ها و آغازگری در هدایت؛
    8. خبر دادن از آینده؛
    9. سخن گفتن به همه زبان ها و آگاهی از زبان همه انسان ها و حیوانات؛
    10. به سرگرمی و بازی نپرداختن؛
    11. فرزند بزرگ تر امام پیشین بودن.
    برخی از این امور، علامتی برای همگان نیست. مثلاً پاکی در تولد، علامتی برای کسانی است که آن هنگام حاضر بوده یا نقل افراد حاضر به طریقی معتبر به ایشان رسیده باشد. سلاح نیز با شروط مشابهی می تواند علامت محسوب شود. پاسخ گو بودن به پرسش ها، علامتی است برای اهل علم که پاسخ وزین را از جواب سخیف تشخیص می دهند. ارشدیت در اولاد نیز علامتی کامل نیست؛ زیرا در روایات، دو مورد از این قاعده، استثنا شده است: اول، امامت حسین بن علی و دوم، وجود عیب و زشتی در فرزند بزرگ تر. خوب تربیت یافتن نیز علامتی است که در بیشتر اولاد ائمه به چشم می خورد.

    البته اموری مانند شهرت به وصایت، خبر دادن از آینده، برتری نسبت بر دیگر اولاد و همچنین آشنایی با همه زبان ها می تواند قرینه ای عام برای امامت تلقی شود. در تشخیص امام مهدی(عج) از مدعیان گزافه گو صرفاً خبر دادن از آینده و آشنایی با همه زبان های انسان ها و حیوانات قابل استفاده است و دیگر علایم با توجه به ناشناختگی امام و ناآشنایی ما با زندگی ایشان کارآیی نخواهد داشت. در روایات دیگر، استجابت دعوت و خبر دادن از دل دیگران نیز علایم امام تلقی شده است که در خصوص مدعی مهدویت نیز امکان به کارگیری آن وجود دارد.
    افزون بر این همه، برخی علایم ظهور را می توان علامتی برای شناخت امام مهدی(عج) نیز دانست؛ علایمی از قبیل ندای آسمانی، خروج سفیانی و یمانی، فرو رفتن لشکریان در زمین و کشته  شدن نفس زکیه. البته از میان علامات روایی، صرفاً مورد اول را می توان علامتی جدّی در روزگار ما دانست؛ زیرا تشخیص سفیانی، یمانی و نفس زکیه با توجه به پراکندگی سخنان وارد شده و کثرت مدعیان در عصر غیبت چندان مقدور نیست و نمی توان از این قبیل امور به مثابه علامت و نشانه بهره برد. فرو رفتن لشکریان در زمین نیز اگر چه امری غریب است، ساختن نمونه دروغین از آن چندان دشوار نیست.
    2. نیابت و بابیت
    دشواری های ادعای امامت، مدعیان را به دعوی نیابت و بابیت می کشاند؛ ادعایی که با توجه به در دسترس نبودن امام غایب در غیبت کبری، راهی برای تکذیب آن نیست. مرور تاریخ مدعیان مهدویت از رواج بیشتر این شکل از ادعا حکایت دارد، گر چه برخی مدعیان پس از فریفتن جمعی و سیطره بر فکر و عقل آنها، ادعای خود را بالاتر برده و از امامت، رسالت و حتی الوهیت نیز سخن گفته اند.
    در حقیقت، ادعای نیابت یا بابیت، ادعای ارتباط مستمر با حجت خداست و آوردن پیام از سوی او. پیش تر گفتیم که ادعای نصب به عنوان رسول یا امام به ارائه نشانه ای از سوی خدا نیاز داشت و ادعای نصب از سوی امام نیازمند حمایت و ارائه نشانه از سوی امام پیشین بود. نوّاب اربعه از یک سو، نصب و تأیید امامان پیشین و نایبان گذشته را داشتند و از سوی دیگر، با ارائه کرامات، هر گونه تردید را از میان می بردند.
    پذیرش نوّاب اربعه از سوی قاطبه ی جامعه شیعی مرهون چند امر بود:
    1. تأیید شخصیت، اعتبار و نیابت دو نایب اول از سوی ائمه پیشین و تعیین نایبان بعدی از سوی نایب قبل؛(شیخ طوسی، 1411 : 353 _ 396)
    2. همراهی و تأیید سازمان وکلا.
    افزون بر این، ارائه کرامات متعدد از سوی نوّاب در پذیرش جامعه شیعه نقش مهمی داشت؛ کراماتی از قبیل:
    1. توضیح دهی کامل نوّاب در خصوص اموال به دست آمده؛
    2. خبر دادن از آینده؛
    3. انجام تصرفات خارق العاده؛
    4. اطلاع دادن از درون و باطن افراد؛
    5. خبر دادن از اموری که بر همگان پنهان بوده است؛
    6. امور خارق العاده در توقیعات.

    منابع

    ابن أبی زینب، محمد بن ابراهیم (1397هـ .ق). الغیبه ( للنعمانی)، 1جلد، تهران: نشر صدوق، چاپ اول.
    ابن بابویه، على بن حسین (1404 هـ .ق). الإمامه و التبصره من الحیره، 1جلد، قم: مدرسه الإمام المهدى عجّل الله تعالى فرجه الشریف، چاپ اول.
    ابن بابویه، محمد بن على (1376). الأمالی (للصدوق)، 1جلد، تهران: کتابچى، چاپ ششم.
     (1378هـ .ق). عیون أخبار الرضا(ع)، 2جلد، تهران: نشر جهان، چاپ اول.
    (1395هـ .ق). کمال الدین و تمام النعمه، 2جلد، تهران: اسلامیه، چاپ دوم.
    (1413 هـ .ق). من لا یحضره الفقیه، 4جلد، قم: دفتر انتشارات اسلامى وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، چاپ دوم.
    ابن شهر آشوب مازندرانى، محمد بن على (1379 هـ .ق). مناقب آل أبی طالب(علیهم السلام)، 4جلد، قم: علامه، چاپ اول.
    ابن طاووس، على بن موسى (1330 هـ .ق). جمال الأسبوع بکمال العمل المشروع، 1جلد، قم: دار الرضى، چاپ اول.
    ابن عربى، محیى الدین (بی تا). الفتوحات المکیه، 4جلد، بیروت: دار الصادر، چاپ اول.
    ابویعلی موصلی، احمد بن علی (بی تا). مسند ابی یعلی، 13 جلد، دمشق: دار المأمون للتراث، چاپ اول.
    احمد بن حنبل (بی تا). مسند أحمد، 6 جلد، بیروت: دار صادر.
    اربلى، على بن عیسى (1381هـ .ق). کشف الغمه فی معرفه الأئمه (ط _ القدیمه)، 2جلد، تبریز: بنى هاشمى، چاپ اول.
    بحرانی، یوسف بن احمد (1423 هـ .ق). الدرر النجفیه من الملتقطات الیوسفیه، 4 جلد، بیروت: دار المصطفی لاحیاء التراث.
    بخاری، محمد بن اسماعیل (1401 هـ .ق). صحیح بخاری، 8 جلد، استانبول: دار الفکر.
    جباری، محمدرضا (1382). سازمان وکالت و نقش آن در عصر ائمه(علیهم السلام)، 2 جلد، قم: مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی، چاپ اول.
    حنبلی، ابن العماد (بی تا). شذرات الذهب فی اخبار من ذهب، 8 جلد، بیروت: دار احیاء التراث العربی، چاپ اول.
    رحمانیان، داریوش و محسن سراج (1390). «اصل معرفت به رکن رابع»، مطالعات تاریخ اسلام، سال سوم، شماره 8 .
    زرگری نژاد، غلام حسین و محسن سراج (1390). «اصول دین و مذهب و نظریه ناطق واحد در اندیشه ی شیخیه»، مجله مطالعات تاریخ اسلام، سال سوم، شماره 10.
    سیوطی، عبدالرحمان بن ابی  بکر (1385). العَرْفُ الوَرْدِی فی أخبار المَهْدِی، 1 جلد، تهران: المجمع العالمی للتقریب بین المذاهب الاسلامیه.
    شیخ حر عاملى، محمد بن حسن (1418هـ .ق). الفصول المهمه فی أصول الأئمه (تکمله الوسائل)، 3جلد، قم: مؤسسه معارف اسلامى امام رضا(ع)، چاپ اول.
    (1425 هـ .ق). إثبات الهداه بالنصوص و المعجزات، 5 جلد، بیروت: اعلمى، چاپ اول.
    صفار، محمد بن حسن (1404 هـ .ق). بصائر الدرجات فی فضائل آل محمّد(ص)، 1جلد، قم: مکتبه آیه الله المرعشی النجفی، چاپ دوم.
    طبرانی، سلیمان بن احمد (بی تا). المعجم الکبیر، 25 جلد، بیروت: داراحیاء التراث العربی، چاپ دوم.
    طبرسى، احمد بن على (1403 هـ .ق). الإحتجاج على أهل اللجاج (للطبرسی)، 2جلد، مشهد: نشر مرتضى، چاپ اول.
    طبرى آملى صغیر، محمد بن جریر بن رستم (1427 هـ .ق). نوادر المعجزات فی مناقب الأئمه الهداه علیهم السلام، 1جلد، قم: دلیل ما، چاپ اول.
    طوسى، محمد بن الحسن (1411هـ .ق). الغیبه للحجه، 1جلد، قم: دار المعارف الإسلامیه، چاپ اول.
    (1414هـ .ق). الأمالی، 1جلد، قم: دار الثقافه، چاپ اول.
    علامه حلی، حسن بن یوسف (1401 هـ .ق). اجوبه المسائل المهنائیه، 1 جلد، قم: چاپ خانه خیام.
    فتال نیشابورى، محمد بن احمد (1375). روضه الواعظین و بصیره المتعظین (ط _ القدیمه)، 2جلد، قم: انتشارات رضى، چاپ اول.
    فرغانى، سعیدالدین (1428 هـ .ق). منتهى المدارک فى شرح تائیه ابن فارض، 2جلد، بیروت: دار الکتب العلمیه، چاپ اول.
    قطب الدین راوندى، سعید بن هبه الله (1409 هـ .ق). الخرائج و الجرائح، 3جلد، قم: مؤسسه امام مهدى (عج)، چاپ اول.
    قمى، على بن ابراهیم (1404هـ .ق). تفسیر القمی، 2جلد، قم: دار الکتاب، چاپ سوم.
    کشى، محمد بن عمر (1409 هـ .ق). رجال الکشی _ إختیار معرفه الرجال، 1جلد، مشهد: مؤسسۀ نشر دانشگاه مشهد، چاپ اول.
    کلینى، محمد بن یعقوب بن اسحاق (1407 هـ .ق). الکافی، 8 جلد، تهران: دار الکتب الإسلامیه، چاپ چهارم.
    مبلغی، عبدالله (1373). تاریخ ادیان و مذاهب جهان، 2 جلد، قم: انتشارات منطق (سینا)، چاپ اول.
    متقی هندی، علی بن حسام الدین (1409 هـ .ق). کنزالعمال فی سنن القول و الافعال، 16 جلد، بیروت: مؤسسه الرساله.
    مجلسى، محمدباقر بن محمدتقى (1403 هـ .ق). بحار الأنوارالجامعه لدرر أخبار الأئمه الأطهار، 111جلد، بیروت: دار إحیاء التراث العربی، چاپ دوم.
    مفید، محمد بن محمد (1413 هـ .ق). الإرشاد فی معرفه حجج الله على العباد، 2جلد، قم: کنگره شیخ مفید، چاپ اول.
    میرسلیم، سیدمصطفی، (1375). دانش نامه جهان اسلام، تهران، بنیاد دائره المعارف بزرگ اسلامی.
    نجاشی، احمد بن على (1365). رجال النجاشی، 1جلد، قم: مؤسسه النشر الاسلامی التابعه لجامعه المدرسین بقم المشرفه، چاپ ششم.
    نوری، حسین (1384 هـ .ق). نجم الثاقب فی أحوال الإمام الغائب ، 2 جلد، قم: مسجد جمکران، چاپ دهم.
    نیشابوری هندی، میر حامد حسین (بی تا). عبقات الانوار فى امامه الائمه الاطهار، تهران: بی نا، چاپ اول.
    نیشابوری، مسلم بن حجاج (بی تا). صحیح مسلم، 8 جلد، بیروت: دار الفکر.
    هلالى، سلیم بن قیس (1405هـ .ق). کتاب سلیم، 2جلد، قم: الهادى، چاپ اول.
    هیثمی، علی بن ابی بکر (1408 هـ .ق). مجمع الزوائد و منبع الفوائد، 10 جلد، بیروت: دارالکتب العلمیه.

    نویسنده:

    امیر غنوی

    فصلنامه مشرق موعود شماره 35.

    ادامه دارد...

    منبع : خبرگزاری فارس





    تاریخ آخرین ویرایش:یکشنبه 2 خرداد 1395 05:43 ب.ظ

    روایات شباهت قائم(عج) با یوسف نبی(ع)

    نوشته شده توسط:عیسی بابایی
    یکشنبه 2 خرداد 1395-03:06 ب.ظ


    ۹۵/۰۳/۰۲ :: ۰۶:۰۰


    مدیریت از فرادست بر پایه مستندات - بخش اول

    روایات شباهت قائم(عج) با یوسف نبی(ع)


    خبرگزاری فارس: روایات شباهت قائم(عج) با یوسف نبی(ع)

    غیبت، عصر پوشیدگی حجت‌خدا(عج) و مدیریت پنهان مردم است. این پوشیدگی و پنهان‌کاری موجب شده

    به ندرت بتوان بیانی یافت که به صراحت از چگونگی مدیریت امام سخن گفته باشد. اما برخی روایات حاوی

    نکات مهمی در این زمینه هستند



     

    چکیده
    تعبیر امام غایب، از حرکتی در فضای دشوار و متفاوت خبر می‌دهد. او هدایت‌گری است که باید عرض عریض مسئولیت‌های امام را در شرایطی بر دوش بگیرد که گمنام و ناشناخته است. چنین مدیریتی چگونه ممکن می‌شود؟ این پژوهش بنا دارد تصویری اجمالی از این شیوه مدیریت ارائه کند؛ تصویری مبتنی بر مستندات روایی و تشرفات معتبر.
    مهم‌ترین یافتۀ این پژوهش، درک حضور مؤثر امام در میان ماست. او را می‌بینیم، اما نمی‌شناسیم. او سرپرستی ما را رها نکرده و به فراموشی نسپرده است. با دست تدبیر اوست که جمع‌هایی شکل می‌گیرد و توطئه‌هایی خنثی می‌شود. اوست که در بزنگاه‌های زندگی فردی و اجتماعی دست‌گیر ماست تا اسیر مصیبت‌ها نشویم و به دست دشمن، از پای درنیاییم.
    واژگان کلیدی
    غیبت، مدیریت پنهان، حجت غایب، ناشناختگی، تشرف.
    مقدمه
    پیش‌تر در بحث «مدیریت از فرادست بر پایه مبانی» کوشیدیم بر پایه مبانی اعتقادی شیعه در بحث امامت به تخمین شیوه‌های مدیریت امام عصر(عج) در تداوم و توسعه حرکت جامعه شیعی دست یابیم. اکنون باید تخمین شیوه‌ها را با بررسی مستندات موجود درباره رفتارهای حجت‌خدا(عج) در عصر غیبت تکمیل کرد.
    مستنداتی که رفتارهای امام عصر(عج) را توضیح می‌دهد بر دو دسته‌اند: اول، کلماتی که از معصومان در تبیین شیوه عمل او وارد شده است؛ سخنانی که گاه به طور مستقیم از احوالات امام دوازدهم(عج) سخن گفته‌اند و گاه تصویری کلی از نقش حجت‌های الهی ارائه کرده و از چگونگی رفتار حجت‌های پنهان خبر داده‌اند. دوم، توصیفاتی است که افراد تشرف‌یافته در عصر غیبت از سخنان و رفتارهای امام دوازدهم(عج) داشته‌اند. این توصیفات می‌تواند مبنایی برای تخمین و حدس، تلقی شده و در کنار سایر قرائن به ترسیم شیوه مدیریت امام عصر(عج) کمک کند.
    استنباط علمی از مستندات فوق نیازمند رعایت قواعدی است که در اصول فقه از آن گفت‌گو شده است. استنباط از روایات، محتاج اثبات صدور و تحلیل مفاد متن است که البته در صورت وجود تفاوت در نقل متن، احراز عبارات معصوم(ع) نیاز دیگری است که برای اطمینان از نتیجه و امکان اسناد و استناد باید برای آن پاسخی داشت.
    استنباط از تشرفات با مشکلات بیشتری همراه است؛ زیرا در این منقولات از دیدار فردی سخن گفته می‌شود که وجود واقعی او و تطبیق آن بر امام عصر(عج) به سادگی امکان‌پذیر نیست. چه بسیارند حکایت‌هایی که ریشه در توهمات و آرزوهای فرد داشته و از خارج خبری نمی‌دهد و چه فراوان‌اند جوان‌مردانی که به یاری دیگران شتافته و چهره پوشیده می‌دارند!
    نباید فراموش کرد که ادعای تشرف می‌تواند از انگیزه‌هایی چون جلب توجه یا فریب‌کاری برخوردار باشد و حاصل بافته‌های دل و ذهنی مریض را در لباس واقعیت عرضه کند.
    افزون بر این همه، زبان رفتار چندان گویا نبوده و شرایط فرد تشرف‌یافته نیز غالباً بر ما روشن نیست؛ رفتارهای امام در موردی خاص نمی‌تواند بیان‌گر قواعد و اصولی باشد که امام در تدابیر خود بر آن تکیه دارد؛ بلکه این رفتارها هستند که بر اساس آن قواعد و اصول توضیح یافته و از اجمال بیرون می‌آید. تکیه بر مضامین تشرفات صرفاً با عبوری موفق از ارزیابی‌های فوق ممکن خواهد بود.
    پنهان ماندن حجت‌خدا(عج) و پوشیدگی کار او خواستۀ حق است و تشخیص دقیق مسیر حرکت او خارج از توان ماست. مطلوب این مقال وصول به تصویری است کلی از شیوه‌ها و روش‌هایی که امام غایب برای تداوم و توسعه حرکت دینی به‌کار می‌گیرد.
    1. مستندات روایی
    غیبت، عصر پوشیدگی حجت‌خدا(عج) و مدیریت پنهان مردم است. این پوشیدگی و پنهان‌کاری موجب شده به ندرت بتوان بیانی یافت که به صراحت از چگونگی مدیریت امام سخن گفته باشد. اما برخی روایات حاوی نکات مهمی در این زمینه هستند که در ادامه باید از سند، متن و تحلیل مفاد آن‌ها گفت‌وگو کنیم.
    یکم. ضرورت حجت‌ حتی در شرایط استتار و غیبت ضرورت حجت مضمونی است که روایات متواتر بر آن دلالت دارد (صفار، 1404: ج1، 484 - 489؛ کلینی، 1407: ج1، 177 - 180؛ حر عاملی، 1425: ج1، 131 - 145). این روایات حضور حجت را در همه شرایط ضروری دانسته و همراهی او را برای هر کس لازم شمرده‌ است. برخی اخبار به صراحت این سخن را شامل حجت‌های غایب نیز دانسته‌ و نقش‌های او را مشخص کرده است.
    عَنْ أَبِی حَمْزَه عَنْ أَبِی إِسْحَاقَ السَّبِیعِیِّ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِ أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ(ع) مِمَّنْ یُوثَقُ بِهِ:   أَنَّ أَمِیرالْمُؤْمِنِینَ(ع) تَکَلَّمَ بِهَذَا الْکَلَامِ وَ حُفِظَ عَنْهُ وَ خَطَبَ بِهِ عَلَى مِنْبَرِ الْکُوفَه: اللَّهُمَّ إِنَّهُ لَا بُدَّ لَکَ مِنْ حُجَجٍ فِی أَرْضِکَ حُجَّه بَعْدَ حُجَّه عَلَى خَلْقِکَ یَهْدُونَهُمْ إِلَى دِینِکَ وَ یُعَلِّمُونَهُمْ عِلْمَکَ کَیْلَا یَتَفَرَّقَ أَتْبَاعُ أَوْلِیَائِکَ ظَاهِرٍ غَیْرِ مُطَاعٍ أَوْ مُکْتَتَمٍ یُتَرَقَّبُ إِنْ غَابَ عَنِ النَّاسِ شَخْصُهُمْ فِی حَالِ هُدْنَتِهِمْ فَلَمْ یَغِبْ عَنْهُمْ قَدِیمُ مَبْثُوثِ عِلْمِهِمْ وَ آدَابُهُمْ فِی قُلُوبِ الْمُؤْمِنِینَ مُثْبَتَه فَهُمْ  بِهَا عَامِلُونَ.  وَ یَقُولُ(ع) فِی هَذِهِ الْخُطْبَه فِی مَوْضِعٍ آخَرَ فِیمَنْ هَذَا وَ لِهَذَا یَأْرِزُ الْعِلْمُ إِذَا لَمْ یُوجَدْ لَهُ حَمَلَه یَحْفَظُونَهُ وَ یَرْوُونَهُ کَمَا سَمِعُوهُ مِنَ الْعُلَمَاءِ وَ یَصْدُقُونَ عَلَیْهِمْ فِیهِ اللَّهُمَّ فَإِنِّی لَأَعْلَمُ أَنَّ الْعِلْمَ لَا یَأْرِزُ کُلُّهُ وَ لَا یَنْقَطِعُ مَوَادُّهُ وَ إِنَّکَ لَا تُخْلِی أَرْضَکَ مِنْ حُجَّه لَکَ عَلَى خَلْقِکَ ظَاهِرٍ لَیْسَ بِالْمُطَاعِ أَوْ خَائِفٍ مَغْمُورٍ کَیْلَا تَبْطُلَ حُجَّتُکَ وَ لَا یَضِلَّ أَوْلِیَاؤُکَ بَعْدَ إِذْ هَدَیْتَهُمْ بَلْ أَیْنَ هُمْ وَ کَمْ هُمْ أُولَئِکَ الْأَقَلُّونَ عَدَداً الْأَعْظَمُونَ عِنْدَ اللَّهِ قَدْراً؛ (کلینی، 1407: ج1، 339)
    یکى از اصحاب امیرالمؤمنین(ع) _ که مورد اطمینان است _ می‌‌گوید: این سخن را امیرالمؤمنین(ع) روى منبر مسجد کوفه فرموده و از او بیاد مانده است: بارخدایا، همانا ناچار حجت‌هایى از جانب تو روى زمینت لازم است که یکى پس از دیگرى براى (راهنمایى) آفریدگانت بیایند و ایشان را به دینت رهبرى کنند و علم تو را به آنان بیاموزند، تا پیروان اولیای تو پراکنده نشوند. آن حجت یا آشکاری است که فرمانش نمی‌برند، یا پنهانی است که انتظارش را می‌کشند. اگر در حال صلح _ یا هدایتشان _ پیکر او از مردم نهان باشد، دانش دیرین و نشریافته‌شان از مردم نهان نیست، و آدابشان در دل‌هاى مؤمنان پابرجاست و طبق آن عمل کنند. و در جاى دیگر از همین خطبه می‌فرماید: ولى این [عمل به آداب ایشان] در چه کسانی است؟ (یعنى چقدر عده آن‌ها کم‌ است) و همین است که بساط علم برچیده می‌شود هنگامی آن را حاملانی نباشد، که همان‌گونه که از دانشمندان شنیده‌اند که حفظ و روایتش کرده و بر آنان در این سخن صداقت ورزند. بارخدایا، من می‌دانم که بساط علم برچیده نمی‌شود و مایه هایش از میان نمی‌رود و تو زمینت را از حجتى براى خلقت خالى نمی‌گذارى، چه آشکار و غیرمطاع یا ترسان و پنهان باشد تا حجت تو باطل نشود و دوستانت بعد از آن‌که هدایتشان کردى گمراه نگردند، ولى کجایند ایشان و چقدرند ایشان؟ آن‌ها کمترین شماره و بالاترین ارزش را نزد خدا دارند.
    علی(ع) در این سخن وجود حجت‌ها و در پی هم آمدن آن‌ها را امری ناگزیر می‌داند؛ زیرا آدمیان به این هدایت و به استمرار آن نیازمندند؛ نیاز به هدایت به طرحی برای زندگی _ دین _ و آموختن آگاهی‌هایی که برای سلوک در این هستی پررمز و راز به آن محتاج‌اند. استمرار خط هدایت است که باعث می‌شود تا آنان که اطاعت و تبعیت را پذیرفتند دچار تفرق و جدایی نشده، بر محور حجت اجتماع کنند.
    حجت‌های خدا در دوره‌ای که حرکت‌ها به سکون بدل شده (هدنه) یا آشکارند و مردم فرمانشان نمی‌برند یا پنهان‌اند و آمدنشان را انتظار می‌کشند. اینان اگر خود به دیده نیایند حاصل آموزش‌های دیرینشان در درون آدم‌هاست و در دل مؤمنان، آداب ایشان ثبت شده و بدان عمل می‌کنند.
    علی(ع) در ادامه از کمی همراهان می‌گوید و از برچیده شدن بساط علم با نبودن حاملان. اما این وعده را می‌دهد که مایه‌های علم همچنان باقی خواهد ماند؛ زیرا خدا زمین را از حجت خالی نمی‌‌گذارد، حجت‌هایی آشکار که فرمانش نبرند یا پنهان ترسان. اینان باعث می‌شوند حجت‌های حق باطل نشده و دوستان حق گم نشوند.
    در سخن علی(ع)، حجت‌های حق اگرچه پنهان باشند از شئون مختلفی برخوردارند؛ او جانشین رسول‌(ص) است و مسئول:

    1. هدایت مردم به دین خدا است و

    2. آموختن آگاهی‌هایی است که در قالب بینات، کتاب و میزان برای مردم نازل شده است. این آگاهی‌ها با رسولان الهی فرستاده شده و

    3. امام مسئول حفظ خط انتقال آگاهی‌هاست (نک: حر عاملی، 1425: ج1، 135 - 137). برای مورد ششم و سوم به بیانات دیگری نیز می‌توان اشاره کرد؛ مانند: «عَنْ أَبِی بَصِیرٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللهِ(ع) أَنَّهُ قَالَ: إِنَّ اللهَ لَمْ یَدَعِ الْأَرْضَ إِلَّا وَ فِیهَا عَالِمٌ یَعْلَمُ الزِّیَادَه وَ النُّقْصَانَ فِی الْأَرْضِ فَإِذَا زَادَ الْمُؤْمِنُونَ  شَیْئاً رَدَّهُمْ وَ إِذَا نَقَصُوا أَکْمَلَهُ لَهُمْ فَقَالَ: خُذُوهُ کَامِلًا وَ لَوْ لَا ذَلِکَ لَالْتَبَسَ عَلَى الْمُؤْمِنِینَ أَمْرُهُمْ وَ لَمْ یُفَرِّقُوا بَیْنَ الْحَقِّ وَ الْبَاطِلِ؛ از ابوبصیر نقل شده است که امام صادق(ع) فرمود: به راستی خدا زمین را از این‌که عالمی در آن باشد وانمی‌گذارد؛ عالمی که به هنگام زیاده‌‌روی مؤمنان، آنان را به مسیر بازگرداند و هنگام کوتاهی کارشان، آن را برایشان به کمال رسانده و بگوید که آن را کامل به کار بگیرید و اگر چنین نبود کار مؤمنان برایشان دچار ابهام شده و میان حق و باطل فرق نمی‌گذاردند.» (صفار، 1404: ج 1، 331). سند صحیح است. مشابه آن از امام صادق(ع) (صدوق، 1395:
    ج1، 203) و همچنین از امام باقر(ع) (همو: 205) نقل شده است که فرمود: «وَ لَوْ لَا ذَلِکَ لَاخْتَلَطَتْ عَلَى النَّاسِ أُمُورُهُمْ؛ و اگر چنین نبود کارهای مردم بر ایشان در هم می‌آمیخت.»

    4. او وارث همه خوب‌ها و خوبی‌هایی است که از اولیای ‌خدا بر جای مانده است.

    5. او باید از رابطه‌های خوبی که در سایه هدایت رسول‌خدا(ص) شکل گرفته مراقبت کند و از دوستان حق حراست نماید.
    در نهج‌البلاغه در تعبیری مشابه می‌خوانیم:
    کَذَلِکَ یَمُوتُ الْعِلْمُ بِمَوْتِ حَامِلِیهِ. اللَّهُمَّ بَلَى، لَا تَخْلُو الْأَرْضُ مِنْ قَائِمٍ لِلهِ بِحُجَّه إِمَّا ظَاهِراً مَشْهُوراً وَ إِمَّا خَائِفاً مَغْمُوراً لِئَلَّا تَبْطُلَ حُجَجُ اللَّهِ وَ بَیِّنَاتُهُ؛ (شریف رضی، 1414: 497؛ ثقفی، 1395: ج1، 153)
    علم این‌گونه با مرگ حاملانش مى میرد. آرى خدایا، زمین از کسى که به حجّتی براى خدا قیام کند تهى نمى ماند؛ آشکار و مشهور، یا ترسان و پنهان، تا دلایل الهى و بیّناتش باطل نشود.
    در این سخن به شأن دیگر حجت‌های حق اشاره شده که 6. حراست از بینات خداست. بدون او حجت‌های خدا و تبیین‌های او بی‌اثر شده و زمین از هدایت تهی می‌شود.

    روایات از نقش‌های دیگر حجت‌های‌خدا خبر داده‌ و گاه بر شمول آن نسبت به حجت غایب تصریح کرده‌اند. شئون و نقش‌هایی مانند:
    7. جلوگیری از زیاده‌روی و کوتاهی‌های بندگان در دین خدا:
    الحسین بن أبی حمزه الثمالی عن أبیه قال: سمعت أباجعفر(ع) یقول: لا تخلو الأرض إلّا و فیها رجل منا یعرف الحق فإذا زاد الناس فیه قال قد زادوا و إذا نقصوا منه قال قد نقصوا، و إذا جاءوا به صدقهم و لو لم یکن ذلک کذلک لم یعرف الحق من الباطل؛ (برقی، 1371: ج1، 236)
    حسین بن ابی‌حمزه ثمالی از پدرش نقل می‌کند که شنیدم امام باقر(ع) می‌فرمود: زمین خالی نخواهد بود از این‌که مردی از ما در آن باشد که حق را بشناسد؛ هنگامی که مردم در آن بیفزایند بگوید که افزوده‌اند و هنگامی که از آن بکاهند بگوید که کاسته‌اند و هنگامی که حق را بیاورند آنان را تصدیق کند و اگر این‌گونه نبود حق از باطل شناخته نمی‌شد.
    8. تداوم سیره ائمه پیشین:
    عن أبی عبیده عن أبی عبداللّه(ع) فی حدیث قال: إنه لن یهلک منّا إمام قط إلّا ترک من بعده من یعلم مثل علمه، و یسیر بمثل سیرته، و یدعو إلى مثل الذی دعا إلیه ؛ (صفار، 1404: ج1، 259)
    ابوعبیده از امام صادق(ع) در حدیثی نقل کرده است که فرمود: هرگز از ما امامی نمی‌میرد، جز آن‌که پس از خویش کسی مانند خود را برجای گذارده باشد؛ همانند او آگاه باشد، به مانند او رفتار کند و به آن‌چه که بدان می‌خواند دعوت کند.
    9. تحقق بندگی خدا:
    عن سلیمان بن مهران الاعمش: قال الصادق(ع) وَ لَمْ تخلو [تَخْلُ ] الْأَرْضُ مُنْذُ خَلَقَ اللَّهُ آدَمَ مِنْ حُجَّه اللَّهِ فِیهَا ظَاهِرٌ مَشْهُورٌ أَوْ غَائِبٌ مَسْتُورٌ وَ لَا تَخْلُو إِلَى أَنْ تَقُومَ السَّاعَه مِنْ حُجَّه لِلهِ فِیهَا وَ لَوْ لَا ذَلِکَ لَمْ یُعْبَدِ اللَّهُ؛
    از سلیمان بن مهران نقل شده است که امام صادق(ع) فرمود: زمین از زمانی که خدا آدم را آفرید از حجتی از جانب خدا خالی نمانده است؛ آشکار شناخته شده یا پنهان پوشیده و تا روز برپایی قیامت نیز از حجتی برای خدا خالی نخواهد ماند و اگر چنین نبود خدا بندگی نمی‌شد.
    10. اصلاح زمین و مردم آن:
    الحسن بن زیاد قال: سمعت أباعبداللّه(ع) یقول: إن الأرض لا تخلو من أن  یکون فیها حجه عالم، إن الأرض لا یصلحها إلّا ذلک و لا یصلح الناس إلّا ذلک ؛
    حسن بن زیاد نقل کرده است که شنیدم امام صادق(ع) می‌فرمود: زمین خالی نمی‌ماند از این‌که در آن حجتی عالم باشد، زمین را جز این اصلاح نمی‌کند و مردم را جز این اصلاح نخواهد کرد.
    دوم. روایات انتفاع از قائم در غیبت
    دسته دوم روایاتی است چگونگی بهره‌مندی از حضور حجت‌خدا را با تشبیهی ساده، اما دقیق بیان می‌کند:
    1. عن الحجه(عج): وَجْهُ الِانْتِفَاعِ بِی فِی  غَیْبَتِی  فَکَالانْتِفَاعِ بِالشَّمْسِ إِذَا غَیَّبَتْهَا عَنِ الْأَبْصَارِ السَّحَابُ وَ إِنِّی لَأَمَانٌ لِأَهْلِ الْأَرْضِ کَمَا أَنَّ النُّجُومَ أَمَانٌ لِأَهْلِ السَّمَاءِ؛ (صدوق، 1395: ج2، 485)
    شکل بهره‌مندی از من در غیبتم همانند بهره‌مندی از خورشید است، هنگامی که ابر آن را از دیده پنهان کند و من به راستی موجب امنیت برای اهل زمین هستم، همان‌گونه که ستارگان موجب امنیت برای اهل آسمان‌اند.
    2. قَالَ سُلَیْمَانُ : فَقُلْتُ لِلصَّادِقِ(ع): فَکَیْفَ یَنْتَفِعُ النَّاسُ بِالْحُجَّه الْغَائِبِ الْمَسْتُورِ؟ قَالَ: کَمَا یُنْتَفَعُ  بِالشَّمْسِ إِذَا سَتَرَهَا السَّحَابُ ؛ (صدوق، 1376: 186؛ فتال نیشابوری، 1375: ج1، 199)
    سلیمان می‌گوید: به امام صادق(ع) گفتم: پس چگونه مردم از حجت پنهان پوشیده بهره می‌برند؟ فرمود: همان‌گونه که از خورشید، هنگامی که ابر آن را می‌پوشاند
    بهره می‌برند.
    3. قَالَ جَابِرٌ: فَقُلْتُ لَهُ: یَا رَسُولَ اللَّهِ! فَهَلْ یَقَعُ لِشِیعَتِهِ الِانْتِفَاعُ بِهِ فِی غَیْبَتِهِ؟ فَقَالَ: إِی وَ الَّذِی بَعَثَنِی بِالنُّبُوَّه إِنَّهُمْ یَسْتَضِیئُونَ بِنُورِهِ وَ یَنْتَفِعُونَ بِوَلَایَتِهِ فِی غَیْبَتِهِ کَانْتِفَاعِ  النَّاسِ  بِالشَّمْسِ  وَ إِنْ تَجَلَّلَهَا سحابٌ؛ (صدوق، 1395: ج1، 253)
    جابر می‌گوید: به او گفتم: ای رسول‌‌خدا، آیا برای شیعۀ او بهره‌مندی از او در غیبتش رخ خواهد داد؟ فرمود: آری، قسم به آن‌که مرا به پیامبری برانگیخت، به راستی آنان از نورش نور می‌گیرند و از سرپرستی او در غیبتش بهره‌ می‌برند، همانند بهره مردم از خورشید، گرچه ابر آن را پوشانیده باشد.
    مرحوم مجلسی در توضیح این تشبیه بیانی دقیق دارد. او در توضیح وجه شباهت
    میان بهره‌مندی از خورشید و بهره‌مندی از حجت به هشت نکته اشاره می‌کند (مجلسی، 1403: 92 - 93):
    1. نور وجود، علم و هدایت توسط امام(ع) به آفریدگان می‌رسد.
    2. او همانند خورشیدی پوشیده است که شیعیان مخلص منتظرند تا ظاهر شده و بهره‌مندی از او افزایش یابد.
    3. کسی که وجود او را انکار می‌کند همانند کسی است که وجود خورشید پوشیده را با وجود همه قرائن نمی‌پذیرد.
    4. غیبت خورشید گاه برای بندگان خدا مناسب‌تر و به مصلحت نزدیک‌تر است.
    5. ظهور او برای ضعیفان همانند ظهور خورشید برای چشم‌های ناتوان است؛ چنین ظهوری به نابینایی ناظران می‌انجامد.
    6. خورشید گاه از زیر ابر بیرون آمده و برخی او را می‌بینند، همان‌گونه توفیق تشرف برای برخی در غیبت حضرت حاصل می‌شود.
    7. آنان همانند خورشید برای همه مفیدند، مگر آن‌ها که از هر گونه بصیرتی محروم‌اند.
    8. مردم به اندازه‌ای که موانع را از خود برطرف کنند از خورشید وجود امام بهره می‌گیرند.
    اگرچه توضیحات مرحوم مجلسی زیباست، اما استناد آن به روایت و ادعای مراد بودن تمامی این نکات دشوار است. آن‌چه مسلم است امام به خورشید و بهره‌مندی مردم از امام غایب به بهرۀ آنان از خورشیدی تشبیه شده که در پس ابرها قرار گرفته است. تفاوت امام غایب و امام حاضر تنها در پوشیدگی و مانع بودن ابرها از رؤیت آن است.
    با واکاوی تشبیه مزبور، می‌توان نقش‌های خورشید در زندگی مردم را در شکلی معنوی به امام نسبت داد؛ روشن کردن فضای زندگی، ایجاد گرما و حرارت، فراهم آوردن زمینه رویش و سبزی و همچنین گندزدایی و حفظ محیط از بسیاری از آلودگی‌ها؛ مهم‌ترین انتفاعات مردم از خورشید در چنین اموری است و در پس ابر قرار گرفتن خورشید مانع از هیچ‌یک از انتفاعات یادشده نخواهد بود. آری، ابرها نور فضا را کمتر کرده و گرمای آن را کاهش می‌دهند و سیمای خورشید را می‌پوشانند، اما خورشید همۀ نقش پررنگ خویش را در زندگی مردم حفظ می‌کند. امام غایب همه نقش‌های امام ظاهر را برعهده دارد، اما در پس پرده ابرهای غیبت.
    سوم. روایات شباهت قائم(عج) با یوسف نبی(ع)
    بخشی از روایات مهدویت، از سنت‌هایی مشترک و شباهت‌هایی خبر می‌دهند که میان امام مهدی(عج) و برخی پیامبران وجود دارد. در میان این شباهت‌ها، شباهت امام(ع) به یوسف نبی(ع) ارتباطی خاص با بحث ما دارد (نک: کوفی؛ 1424: 104، فضائل‌ امیرالمؤمنین؛ صدوق، 1395: ج1، 317 و 327؛ طوسی، 1411: 103؛ نعمانی، 1397: 163؛ ابن‌بابویه، 1404: 93). این روایات از شباهت‌هایی میان امام(ع) و حضرت یوسف(ع) سخن گفته‌اند که نگاهی کاملاً متفاوت را به شیوه زیست امام(ع) در عصر غیبت ارائه می‌دهد:
    1. عَنْ سَدِیرٍ الصَّیْرَفِیِّ قَالَ: سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ(ع) یَقُولُ: إِنَّ فِی صَاحِبِ هَذَا الْأَمْرِ شَبَهاً مِنْ یُوسُفَ(ع). قَالَ: قُلْتُ لَهُ: کَأَنَّکَ تَذْکُرُهُ حَیَاتَهُ أَوْ غَیْبَتَهُ؟! قَالَ: فَقَالَ لِی: وَ مَا یُنْکَرُ مِنْ ذَلِکَ هَذِهِ الْأُمَّه أَشْبَاهُ الْخَنَازِیرِ. إِنَّ إِخْوَه یُوسُفَ(ع) کَانُوا أَسْبَاطاً أَوْلَادَ الْأَنْبِیَاءِ تَاجَرُوا یُوسُفَ وَ بَایَعُوهُ وَ خَاطَبُوهُ وَ هُمْ إِخْوَتُهُ وَ هُوَ أَخُوهُمْ فَلَمْ یَعْرِفُوهُ حَتَّى قَالَ: أَنَا یُوسُفُ وَ هذا أَخِی فَمَا تُنْکِرُ هَذِهِ الْأُمَّه الْمَلْعُونَه أَنْ یَفْعَلَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ بِحُجَّتِهِ فِی وَقْتٍ مِنَ الْأَوْقَاتِ کَمَا فَعَلَ بِیُوسُفَ؟ إِنَّ یُوسُفَ(ع) کَانَ إِلَیْهِ مُلْکُ مِصْرَ وَ کَانَ بَیْنَهُ وَ بَیْنَ وَالِدِهِ مَسِیرَه ثَمَانِیَه عَشَرَ یَوْماً فَلَوْ أَرَادَ أَنْ یُعْلِمَهُ لَقَدَرَ عَلَى ذَلِکَ لَقَدْ سَارَ یَعْقُوبُ(ع) وَ وُلْدُهُ
    عِنْدَ الْبِشَارَه تِسْعَه أَیَّامٍ مِنْ بَدْوِهِمْ إِلَى مِصْرَ فَمَا تُنْکِرُ هَذِهِ الْأُمَّه أَنْ یَفْعَلَ اللَّهُ جَلَّ وَ عَزَّ بِحُجَّتِهِ کَمَا فَعَلَ بِیُوسُفَ أَنْ یَمْشِیَ فِی أَسْوَاقِهِمْ وَ یَطَأَ بُسُطَهُمْ حَتَّى یَأْذَنَ اللَّهُ فِی ذَلِکَ لَهُ کَمَا أَذِنَ لِیُوسُفَ قَالُوا: أَ إِنَّکَ لَأَنْتَ یُوسُفُ؟ قالَ: أَنَا یُوسُفُ؛ (کلینی، 1407: ج1، 336؛ نعمانی، 1397: 163)
    سدیر صیرفى می‌گوید: شنیدم امام صادق(ع) می‌فرمود: همانا صاحب الامر(عج) به حضرت یوسف(ع) شباهت‌هایى دارد. به حضرت عرض‌کردم: گویا امر زندگى یا امر غیبت آن حضرت را یاد می‌کنید؟! فرمود: خوک وشان این امت چه چیز را انکار می‌کنند؟! همانا برادران یوسف نواد گان و فرزندان پیغمبران بودند و با او [در مصر] تجارت و معامله کردند و سخن گفتند. به علاوه، ایشان برادر او و او برادر آنان بود، با وجود این همه او را نشناختند تا آن‌که خودش گفت: «من یوسفم و این برادر من است.» پس چرا لعنت شدگان این امت انکار می‌کنند که خداى عز و جل در زمانى با حجت خود همان کند که با یوسف کرد؟ همانا یوسف سلطان مصر بود و فاصله میان او و پدرش 18 روز راه بود؛ اگر می‌خواست پدرش را بیاگاهاند می‌توانست. یعقوب و فرزندانش پس از دریافت مژدۀ یوسف، فاصله میان ده خود و شهر مصر را در مدت نه روز پیمودند. پس این امت چرا انکار می‌کند که خداى _ جل و عز _ با حجت خود همان کند که با یوسف کرد، به طورى که او در بازارهاى ایشان راه رود و پا روى فرش آن‌ها گذارد تا خدا درباره او اجازه دهد، چنان‌که به یوسف اجازه فرمود و آن‌ها گفتند آیا به راستی تو یوسف هستى؟! فرمود: من یوسفم.
    روایت سدیر از این نکته مهم پرده برمی‌دارد که امام عصر(عج) در زمان غیبت به میان مردم آمده و با آنان معاشرت دارد. آنان او را می‌بینند و با او مراوده دارند، اما از شخصیت او بی‌خبرند.
    شباهت امام عصر(عج) و یوسف(ع) جنبه‌های دیگری نیز دارد که در برخی روایات به آن اشاره شده است:
    2. ... إِنَّ أَمِیرَ الْمُؤْمِنِینَ(ع) قَالَ عَلَى مِنْبَرِ الْکُوفَه: إِنَّ مِنْ وَرَائِکُمْ فِتَناً مُظْلِمَه عَمْیَاءَ مُنْکَسِفَه لَا یَنْجُو مِنْهَا إِلَّا النُّوَمَه. قِیلَ: یَا أَمِیرَ الْمُؤْمِنِینَ! وَ مَا النُّوَمَه؟ قَالَ: الَّذِی یَعْرِفُ النَّاسَ وَ لَا یَعْرِفُونَهُ وَ اعْلَمُوا أَنَّ الْأَرْضَ لَا تَخْلُو مِنْ حُجَّه لِلهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ لَکِنَّ اللَّهَ سَیُعْمِی خَلْقَهُ عَنْهَا بِظُلْمِهِمْ وَ جَوْرِهِمْ وَ إِسْرَافِهِمْ عَلَى أَنْفُسِهِمْ وَ لَوْ خَلَتِ الْأَرْضُ سَاعَه وَاحِدَه مِنْ حُجَّه لِلهِ لَسَاخَتْ بِأَهْلِهَا وَ لَکِنَّ الْحُجَّه یَعْرِفُ النَّاسَ وَ لَا یَعْرِفُونَهُ کَمَا کَانَ یُوسُفُ یَعْرِفُ النَّاسَ وَ هُمْ لَهُ مُنْکِرُونَ. ثُمَّ تَلَا: یا حَسْرَه عَلَى الْعِبادِ ما یَأْتِیهِمْ مِنْ رَسُولٍ إِلَّا کانُوا بِهِ یَسْتَهْزِؤُنَ؛ (نعمانی، 1397: 141)
    امیرالمؤمنین بر منبر کوفه فرمود: در پشت سر شما فتنه هایى است تاریک و کورى‌آفرین و بى نور و از آن فتنه ها کسی به‌جز «نومه» نجات نمى یابد. عرض شد: ای امیرمؤمنان، «نومه» چیست؟ فرمود: کسى که مردم را بشناسد ولى مردم او را نشناسند. و بدانید که زمین از حجّت خدا خالى نمى ماند، ولى خداوند به زودى مردم را به سبب ستم و تعدّى و اسراف بر خودشان از دیدار او کور خواهد کرد و اگر زمین یک ساعت از حجّت خدا خالى بماند، اهل خود را فرو مى برد؛ ولى آن حجّت خدا مردم را مى شناسد و مردم او را نمى شناسند، همان‌طور که یوسف مردم را مى شناخت، ولى آنان او را نمى شناختند. سپس این آیه را تلاوت فرمود: «چه حسرتى بندگان را که هیچ فرستاده براى آنان نیامد، مگر آن‌که او را مسخره می‌کردند!»
    این روایت مضمون آیه فَعَرَفَهُمْ وَهُمْ لَهُ مُنْکِرُونَ را _ که در توصیف رابطه یوسف و برادران است _ در حق امام زمان(عج) نیز ثابت می‌داند. در فقره پایانی، رفتار مردم با امام ناشناخته به‌سان رفتاری تلقی شده که مردم با پیام‌آوران الهی داشته و آنان را به استهزا می‌گرفتند.
    همچنین روایت مزبور ریشه ناشناخته ماندن امام(ع) را ظلم، جور و اسراف مردم بر خویشتن دانسته است. این گناهان چشم‌ها را نابینا کرده و مانع از رویت نور حجت خدا می‌شود. او آشکار و در میان ماست و این ماییم که نابیناییم و نور او را نمی‌یابیم.
    دیده‌ای خواهم که باشد شه‌شناس
    تا شناسد شاه را در هر لباس
    2. عن الباقر(ع): یَا مُحَمَّدَ بْنَ مُسْلِمٍ! إِنَّ فِی الْقَائِمِ مِنْ آلِ مُحَمَّدٍ شَبَهاً مِنْ خَمْسَه مِنَ الرُّسُلِ ... وَ أَمَّا شَبَهُهُ مِنْ یُوسُفَ بْنِ یَعْقُوبَ فَالْغَیْبَه مِنْ خَاصَّتِهِ وَ عَامَّتِهِ وَ اخْتِفَاؤُهُ مِنْ إِخْوَتِهِ وَ إِشْکَالُ أَمْرِهِ عَلَى أَبِیهِ یَعْقُوبَ(ع) مَعَ قُرْبِ الْمَسَافَه بَیْنَهُ وَ بَیْنَ أَبِیهِ وَ أَهْلِهِ وَ شِیعَتِهِ؛ (صدوق، 1395: ج1، 327)
    از امام باقر(ع) نقل شده است که فرمود: ای محمد بن مسلم، در قائم خاندان پیامبر(ص) شباهتی با پنج پیامبر است... و اما شباهت با یوسف بن یعقوب(ع) غیبت از خانواده و عموم مردم و پنهان بودن از برادرانش و مشکل بودن کارش بر پدرش یعقوب(ع) با وجود نزدیکی فاصله میان او و پدر و خانواده و پیروانش است.
    امام مهدی(عج) مانند یوسف(ع) با دیگران فاصله کمی دارد، اما همانند او مجاز نیست پرده را کنار زده و خود را معرفی کند:
    3. عن الصادق(ع): إن فی صاحب هذا الأمر سنناً من الأنبیاء سنه من ... و سنه من یوسف ... و أما سنه من یوسف فالستر، یجعل الله بینه و بین الخلق حجاباً یرونه و لا یعرفونه؛ (راوندی، 1409: ج2، 936)
    از امام صادق(ع) نقل شده است که فرمود: در صاحب این امر سنت‌هایی از انبیاء است؛ سنتی از ... و سنتی از یوسف ... و سنت از یوسف، پوشیدگی است. خداوند میان او و مردم پرده‌ای قرار داده که او را دیده و نمی‌شناسند.
    امام(ع) از حجابی الهی نیز برخوردار است که مانع از شناخت او می‌شود؛ او را کسی ندیده و سیمای او بر مردم ناآشناست. برای شناسایی او هیچ ابزار و قرینه ظاهری در دست نیست. امر حق به غیبت از همگان آن هم از کودکی و برای مدتی طولانی هرگونه امکان شناسایی را از بین برده است.
    روایات فوق، پاسخی است به سؤال از فضای زندگی امام عصر(عج)؛ او در میان ماست، او را می‌بینیم اما نابینا از دیدن نور اوییم. غیبت طولانی و فقدان هرگونه توصیف دقیق از سیمای او راهی برای شناسایی او بر جای نگذاشته است. آری، هنگامی که از چهره پرده برگیرد، با تعجب خواهیم پرسید که آیا این چهرۀ آشنا، همان یوسف زهراست؟
    چهارم. روایات نُوَمه
    تعبیر «نومه» عنوانی است غریب که در چند روایت از آن سخن گفته شده است؛ عنوانی که با آن از بزرگانی یاد می‌شود که با چهره‌هایی ناشناس، نقش اجتماعی بزرگی بر دوش می‌گیرند؛ کسانی که مردم‌شناسند، اما خود نمایشی ندارند و به چشم نمی‌آیند.
    1. عَنْ أَبِی الْحَسَنِ الْأَصْبَهَانِیِّ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ(ع) قَالَ: قَالَ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ(ع) : طُوبَى لِکُلِّ عَبْدٍ نُوَمَه لَا یُؤْبَهُ لَهُ یَعْرِفُ النَّاسَ وَ لَا یَعْرِفُهُ النَّاسُ یَعْرِفُهُ اللَّهُ مِنْهُ بِرِضْوَانٍ أُولَئِکَ مَصَابِیحُ الْهُدَى یَنْجَلِی عَنْهُمْ کُلُّ فِتْنَه مُظْلِمَه وَ یُفْتَحُ لَهُمْ بَابُ کُلِّ رَحْمَه لَیْسُوا بِالْبُذُرِ الْمَذَایِیعِ وَ لَا الْجُفَاه الْمُرَاءِینَ؛ (کلینی، 1407: ج2، 225)
    امیرمؤمنان(ع) فرمود: خوشا هر بنده گمنامى را که به او اعتنا نکنند، مردم را بشناسد و مردم او را نشناسند، خدا او را به رضامندى از وى بشناسد. آن‌ها چراغ‌هاى هدایت‌اند؛ هر فتنه ظلمانى از آن‌ها برطرف گردد و در هر رحمت به روى آن‌ها گشوده شود، نه پرده‌درانِ فاش‌کن‌اند و نه ناسپاسانِ خودنما.
    2. عَنْ أَبِی بَصِیرٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ(ع) قَالَ: سَمِعْتُهُ یَقُولُ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ(ص) : طُوبَى لِعَبْدٍ نُوَمَه عَرَفَهُ اللَّهُ وَ لَمْ یَعْرِفْهُ النَّاسُ أُولَئِکَ مَصَابِیحُ الْهُدَى وَ یَنَابِیعُ الْعِلْمِ یَنْجَلِی عَنْهُمْ کُلُّ فِتْنَه مُظْلِمَه لَیْسُوا بِالْمَذَایِیعِ الْبُذُرِ وَ لَا بِالْجُفَاه الْمُرَاءِینَ؛ (همو)
    از ابوبصیر نقل شده است که شنیدم امام صادق(ع) می‌فرمود: رسول‌خدا(ص) فرموده است: خوشا به حال بنده گمنامی که خدا او را شناخته و مردم نشناخته‌اند. اینان چراغ‌های هدایت‌اند و چشمه‌های علم، از ایشان هر فتنه ظلمانی برطرف می‌شود؛ نه فاش‌کنندگانِ پرده‌در‌اند و نه ناسپاسانِ خودنما.
    از این‌رو ناشناخته‌اند که اگر حاضر باشند، مورد توجه نیستند و اگر ناپدید شوند، کسی پی‌جوی آنان نمی‌شود (شریف رضی، 1414: 149). اینان در ظاهر با مردم همراه‌اند، اما در دل و رفتار همراهی‌شان نمی‌کنند. رهبران هدایت‌، چراغ‌های آگاهی و چشمه‌های علم‌اند و نشانه‌های راه برای شب‌روان.
    ناشناختگی مانع از ایفای این همه نقش نیست. این آگاهی و حکمت است که آنان را از فتنه‌های بزرگ نجات داده و هدایت‌گر دیگران می‌کند و این حلم آن‌هاست که زبان را تحت اختیارشان می‌گذارد تا درِ دل بر دیگران نگشایند و در فتنه‌ها سکوت کنند. آن علم و این حلم است که در زمان فراگیر شدن فتنه‌ها و همه‌گیر شدن جهل، آنان را بهترین مردم در آخرالزمان می‌کند. این گمنامان حکیم حلیم‌اند که به راه دلالت می‌کنند و خود در تلاطم‌ها گرفتار نمی‌شوند.

    منابع

    _ ابن‌بابویه، على بن حسین، الإمامه و التبصره من الحیره، قم، مدرسه الإمام المهدى4، چاپ اول، 1404ق.
    _ ابن‌مشهدى، محمد بن جعفر، المزار الکبیر، قم، دفتر انتشارات اسلامى وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، چاپ اول، 1419ق.
    _ برقى، احمد بن محمد بن خالد، المحاسن، قم، دار الکتب الإسلامیه، چاپ دوم، 1371ق.
    _ ثقفى، ابراهیم بن محمد بن سعید بن هلال، الغارات أوالإستنفار و الغارات، تهران، انجمن آثار ملى، چاپ اول، 1395ق.
    _ جباری، محمدرضا، «نقش و جایگاه توقیعات در عصر غیبت صغرا»، فصل‌نامه انتظار موعود، ش3، قم، مرکز تخصصی مهدویت، بهار 1381ش.
    _ حر عاملى، محمد بن حسن، إثبات الهداه بالنصوص و المعجزات، بیروت، مؤسسه الأعلمى، چاپ اول، 1425ق.
    _ خصیبى، حسین بن حمدان، الهدایه الکبرى، بیروت، البلاغ، 1419ق.
    _ راوندى، قطب الدین سعید بن هبه‌الله، الخرائج و الجرائح، قم، مؤسسه امام مهدى4، چاپ اول، 1409ق.
    _ سبحانی، جعفر، موسوعه طبقات الفقهاء، قم، اعتماد، چاپ اول، 1418ق.
    _ شبیری زنجانی، سید محمدجواد، دانش‌نامه جهان اسلام، تهران، بنیاد دائره المعارف اسلامی، بی‌تا.
    _ شریف رضى، محمد بن حسین، المجازات النبویه، قم، دار الحدیث، چاپ اول، 1380ش.
    _ _____________________________ ، نهج البلاغه، تحقیق: صبحی صالح، قم، هجرت، چاپ اول، 1414ق.
    _ صدوق، محمد بن على، الأمالی، تهران، کتابچى، چاپ ششم، 1376ش.
    _ ______________________ ، الخصال، قم، جامعه مدرسین، چاپ اول، 1362ش.
    _ ______________________ ، کمال الدین و تمام النعمه، تهران، اسلامیه، چاپ دوم، 1395ق.
    _ ______________________ ، معانی الأخبار، قم، دفتر انتشارات اسلامى وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، چاپ اول، 1403ق.
    _ صفار، محمد بن حسن، بصائر الدرجات فی فضائل آل محمّد:، قم، مکتبه آیه الله المرعشی النجفی، چاپ دوم، 1404ق.
    _ طبرسى، احمد بن على، الإحتجاج على أهل اللجاج، مشهد، نشر مرتضى، چاپ اول، 1403ق.
    _ طوسى، محمد بن حسن، الغیبه، قم، دار المعارف الإسلامیه، چاپ اول، 1411ق.
    _ فتال نیشابورى، محمد بن احمد، روضه الواعظین و بصیره المتعظین، قم، منشورات الشریف الرضى چاپ اول، 1375ش.
    _ قمى، على بن ابراهیم، تفسیر القمی، قم، دار الکتاب، چاپ سوم، 1404ق.
    _ قندوزی، سلیمان بن ابراهیم، ینابیع الموده، قم، دارالاسوه، چاپ اول، 1416ق.
    _ کلینى، محمد بن یعقوب بن اسحاق، الکافی، تهران، دار الکتب الإسلامیه، چاپ چهارم، 1407ق.
    _ کوفى (ابن‌عقده)، احمد بن محمد، فضائل أمیر المؤمنین7، قم، دلیل ما، چاپ اول، 1424ق.
    _ مجلسى، محمدباقر، بحارالأنوار الجامعه لدرر أخبار الأئمه الأطهار، بیروت، دار إحیاء التراث العربی، چاپ دوم، 1403ق.
    _ مسعودى، على بن حسین، إثبات الوصیه للإمام علیّ بن أبی طالب، قم، انصاریان، چاپ سوم، 1384ش.
    _ منفرد، افسانه، دانش‌نامه جهان اسلام، تهران، بنیاد دائره المعارف اسلامی، بی‌تا.
    _ نعمانی، محمد بن ابراهیم، الغیبه، تهران، نشر صدوق، چاپ اول، 1397ق.
    _ نوری، حسین، النجم الثاقب، قم، انوار الهدی، چاپ اول، 1415ق.

    نویسنده: امیر غنوی

    فصلنامه مشرق موعود شماره 32.

    ادامه دارد...

    منبع : خبرگزاری فارس




    تاریخ آخرین ویرایش:یکشنبه 2 خرداد 1395 03:08 ب.ظ

    طرح اندیشه مهدویت از سوی امام صادق(ع)

    نوشته شده توسط:عیسی بابایی
    یکشنبه 2 خرداد 1395-02:51 ب.ظ


    ۹۵/۰۳/۰۲ :: ۰۵:۳۰


    طرح اندیشه مهدویت از سوی امام صادق(ع)


    خبرگزاری فارس: طرح اندیشه مهدویت از سوی امام صادق(ع)

    با قیام زید بن علی (121ق) و برخورد رسوای حکومت با او و با جنازه‌اش، قدرت اجتماعی امویان

     رو به زوال گذاشت و با مرگ هشام، حکومت اموی تنها چند گام با مرگ خود فاصله داشت.



    چکیده

    این نوشتار، در ادامۀ مقالات گذشته و تأملی بر چگونگی طرح آموزه‌های مهدویت از سوی امام صادق و کیفیت ارائه معارف مهدوی از سوی ایشان است؛ بیاناتی که با توجه به اهداف کلی دعوت دینی، فرصت ویژه صادقین در آموزش معارف دینی، نیازهای عصر سقوط امویان و ظهور عباسیان مطرح شده‌اند.
    بررسی محورهای مورد تأکید در این بیانات و تأمل در نسبت آن‌ها با اهداف کلی و نیازهای هر عصر می‌تواند از یک‌سو طرح کلانی را نشان دهد که در این شکل از تعلیم و تربیت تعقیب شده است و از سوی‌دیگر، تأثیر تربیتی و اخلاقی هر یک از آموزه‌های مهدوی را نمایان‌تر کند.
    این پژوهش بر تحلیل محتوایی روایات صادره از امام صادق تکیه دارد و تلاش می‌کند با توجه به شرایط عصر صدور، آثار آموزه‌های مهدوی بر شیعیان را معلوم نماید؛ از این‌رو با تعیین محورهای مورد تأکید در سخنان آن امام همراه با ارائه نمونه‌ای از آن و تأمل در نسبت این سخنان با شرایط مخاطبان، می‌کوشد به حکمت و جهت طرح هر یک از آموزه‌ها دست یابد. ارائه نمونه در سخنان امام صادق در این مقاله با توجه به توضیحات مقالات پیشین محدودتر بوده و کثرت روایات آن حضرت ما را ناچار از گزارش کلیات و پرهیز از ذکر جزئیات کرده است. از پیش‌فرض‌ها و روش‌های این مجموعه مقالات پیش‌تر در نوشتاری گفت‌وگو کرده‌ایم.
    این مقاله، روشنگر این سخن است که تعلیم آموزه‌های مهدوی در این برهه از تاریخ ائمه افزون بر ارائه معارف مهدوی و آخرالزمانی به نکاتی مهم در تربیت مخاطبان توجه دارد و نوعی زمینه‌سازی برای جلوگیری از آفات بحث مهدویت و جلوگیری از انحرافات را متناسب با عصر ائمه نخستین دنبال می‌کند.
    زمینه‌های صدور
    آغاز امامت حضرت صادق با آخرین دوره قدرت امویان در عصر هشام بن عبدالملک (114ق) همراه است. اما با قیام زید بن علی (121ق) و برخورد رسوای حکومت با او و با جنازه‌اش، قدرت اجتماعی امویان رو به زوال گذاشت و با مرگ هشام، حکومت اموی تنها چند گام با مرگ خود فاصله داشت.
    کاهش اقتدار حکومت به تحرک بیشتر مخالفان انجامید. بنی‌عباس به آرامی حرکت به سوی قدرت را آغاز کردند (عاملی، 1398: 28) و برخی از اولاد امام مجتبی نیز در عصر امام صادق در همین جهت کوشیدند. دستیابی به قدرت نیازمند حمایت اجتماعی بود و برای کسب این حمایت آموزۀ مهدویت ظرفیت آن را داشت که دستاویز قدرت‌طلبان شده، آرمان‌های دینی، رویاها و آرزوهای مسلمان را به خدمت خود درآورد.
    کیسانیه (نوبختی، 1404: 26) و عباسیان (همو: 30 - 36) اولین گروه‌هایی هستند که به استفاده از آموزه‌های مهدوی در راه رسیدن به قدرت بهره جستند. این راه را برخی نوادگان امام مجتبی نیز در برابر عباسیان تجربه کردند (بلاذری، 1394: ج3، 78؛ اصفهانی، 1385: 217).
    فتوحات مسلمین در شرق و غرب به ارتباط گسترده‌تر تمدن اسلامی با سایر فرهنگ‌ها و تمدن‌ها انجامید. با روی کار آمدن عباسیان که با تکیه بر اقوام غیرعرب به قدرت دست یافته بودند ارتباط با سایر فرهنگ‌ها گسترش بیشتری یافت.
    عباسیان با تأسیس دارالحکمه در عصر منصور به ترجمه آثار فرهنگی سایر اقوام اقدام کردند. این حرکت در عصر هارون و سپس مأمون اوج گرفت. آشنایی مسلمین با اندیشه‌های یونانی، ایرانی و هندی فضایی متفاوت را پدید آورد؛ فضایی که در آن فرهنگ ناتوان اموی و عباسی در چالش با فرهنگ‌هایی ریشه‌دار قرار می‌گرفت. عصر امام باقر و در ادامه امام صادق دوره‌ای است که شیعه برای آینده و برای رویارویی با چنین وضعیت متعارضی آماده می‌شد.
    عصر امام باقر و فرزندش امام صادق فرصتی ویژه برای مسلمین فراهم آورد تا با استفاده از ضعف حکومت‌ها و تشنگی حاصل از نیازهای بی‌پاسخ جامعه، عرضه نوینی از معارف دینی را شاهد باشند. از این‌رو در مدتی کوتاه صدها دانشمند تربیت و هزاران کتاب تألیف شد.
    عصر امام صادق عصری پرتلاطم و لبریز از حادثه‌ها و تحول‌هاست؛ عصری که در آن سلسله بنی‌امیه رو به زوال نهاده و حرکت‌های قدرت‌طلبانه و آزادی‌خواهانه اوج گرفته است؛ عصری که مکاتب فقهی و کلامی شکل می‌گیرند و اندیشه‌های غلوآمیز با انگیزه‌ها و زمینه‌های متنوعی سر برداشته‌اند؛ عصری که اولین تحفۀ نهضت ترجمه، یعنی ظهور زنادقه را به خود می‌بیند؛ عصری که انحطاط جامعه اسلامی و آشنایی با اندیشه‌های اقوام دیگر فضای متفاوتی از شبهه و سؤال را پدید آورده است.
    کلامی که در آموزش‌های امام باقر و فرزندش القا می‌شد، همانند آموزش‌های رسول‌خدا و جانشینان او رکنی از تربیت دینی است و نوعی حرکت فکری و روحی را برای افراد به ارمغان می‌آورد. آموزش‌های صادقین اصول و قواعد اندیشه دینی و استدلال‌های ظریف ورای گزاره‌ها را مورد توجه قرار می‌دهد. این آموزش‌هاست که مخاطب را به سازمان فکری و به توان پاسخ‌گویی به شبهات نوپیدا می‌رساند.
    فضای باز گفت‌وگوی با استاد، استفاده از شیوۀ کارگاهی جدل و نقد شیوه استدلال شاگردان، به تربیت رجالی مقتدر می‌انجامد که دو چهره تبیین‌گر و مدافع متکلم مسلمان را به رخ می‌کشند. شاگردان گاه با حضور در مواجهه امام با صاحبان مذاهب و فرق می‌توانستند در شیوه و محتوای مباحث کلامی نکات بسیاری را بیاموزند (کلینی، 1407: ج1، 72 و 78). در این جایگاه، گاه استاد به جای درگیری مستقیم خود با صاحبان شبهه و سؤال می‌تواند شاگردان را به مواجهه با آنان بفرستد و خود صرفاً مشکل‌گشایی کرده و در حل عویصه‌ها از شاگردان خویش پشتیبانی کند . شاگردان نیز در صحنه عمل با مشکلات و سؤالات واقعی آشنا شده و توانمندی‌هایشان محک می‌خورد.
    در بررسی روایات صادقین باید به تفاوت‌های عصر دو امام نیز توجه داشت. امامت حضرت باقر در دوره فتور حکومت اموی است و دلیل چندانی برای تقیه در میان نیست؛ اما امام صادق با آخرین خلیفه مقتدر اموی _ یعنی هشام بن عبدالملک _ و با دو خلیفه خون‌ریز این سلسله _ ابوالعباس سفاح و منصور _ هم‌عصر است. فضای گفت‌وگوی حضرت صادق آکنده از حساسیت حکومت‌هاست و پیچیده‌گویی و تقیه، لازمۀ ادامه حرکت شیعی در این دوره‌هاست.
    تفاوت دیگر در قلّت و کثرت شیعیان در عصر باقر است که خلوص بیشتر و تقیه کمتر از ویژگی‌های ایشان به شمار می‌رود. عصر صادق دوره پرشماریِ شیعیان و همراه شدن با ناخالص‌ها و ناخالصی‌هاست. به همین دلیل است که فهم سخنان آن حضرت، دقت‌ها و ظرافت‌های بیشتری می‌طلبد.
    آخرین تفاوت در پدیدار شدن آل‌عباس است؛ دوستان سابق و اقوامی که از بسیاری اسرار باخبرند و آماده سوء استفاده از هر آموزه‌ای به‌ویژه آموزۀ مهدویت. توجه به حضور و حساسیت عباسیان در فضای صدور حدیث یا تدوین کتب حدیث می‌تواند تفاوت‌ها و توجه‌های مهمی را در تحلیل روایات موجب شود.
    در ادامه به محورهای سخنان امام صادق درباره آموزه‌های مهدویت اشاره می‌کنیم و بر نکات پرتکرار و متفاوت در هر یک تأکید خواهیم نمود. فراوانی روایات امام صادق سبب شد برای تنظیم مناسب‌تر به دسته‌بندی محتوایی تازه‌ای روی آوریم؛ دسته‌بندی بر اساس مقطع زمانی مورد توجه در کلام.
    مأخذ و مرجع اصلی در این قسمت کتاب معجم احادیث امام مهدی است که به صفحات آن در میان پرانتز اشاره شده است. تمامی روایات امام صادق در حوزه مهدویت در جلد پنجم کتاب قرار دارد، البته به‌جز روایات تفسیری ائمه در مباحث مهدوی که مجلدی مستقل را به خود اختصاص داده است.
    نویسنده:

    امیر غنوی

    فصلنامه مشرق موعود شماره 29

    انتهای متن/

    منبع : خبرگزاری فارس




    تاریخ آخرین ویرایش:یکشنبه 2 خرداد 1395 02:54 ب.ظ

    طرح اندیشۀ مهدویت از امام علی تا امام سجاد(ع)

    نوشته شده توسط:عیسی بابایی
    یکشنبه 2 خرداد 1395-02:50 ب.ظ

    ۹۵/۰۳/۰۲ :: ۰۶:۳۰


    طرح اندیشۀ مهدویت از امام علی تا امام سجاد(ع)


    خبرگزاری فارس: طرح اندیشۀ مهدویت از امام علی تا امام سجاد(ع)

    طرح آموزه‌های مهدوی از سوی ائمه با اهداف تازه‌ای نیز همراه شد

    تا پاسخی به نیازهای فکری و روحی شیعه در عصر حضور ائمه(ع)

    و در عصر غیبت ایشان باشد.



    چکیده

    این نوشتار تأملی است در چگونگی طرح آموزه‌های مهدویت از سوی ائمه(ع) از زمان امیرالمؤمنین تا عصر حضرت سجاد(ع). ارائۀ معارف مهدوی از سوی قرآن و اهل‌بیت(ع) با توجه به اهداف کلی دعوت دینی، نیازهای مخاطبان عصر صدور و همچنین نیازهای شیعه در اعصار متأخر شکل گرفته است. بررسی محورهای مورد تأکید در این بیانات و تأمل در نسبت آن‌ها با اهداف کلی و نیازهای هر عصر می‌تواند از یک‌سو طرح کلانی را نشان دهد که در این شکل از تعلیم و تربیت تعقیب شده است و از سوی دیگر، تأثیر تربیتی و اخلاقی هر یک از آموزه‌های مهدوی را نمایان‌تر کند.
    این پژوهش بر تحلیل محتوایی روایات صادره از چهار امام نخستین شیعه تکیه دارد و می‌کوشد با توجه به شرایط عصر صدور، آثار آموزه‌های مهدوی بر شیعیان را معلوم کند. از این‌رو، با تعیین محورهای مورد تأکید در سخنان هر یک از معصومین(ع) همراه با ارائۀ نمونه‌ای از آن و تأمل در نسبت این سخنان با شرایط مخاطبان، تلاش دارد به حکمت و جهت طرح هر یک از آموزه‌ها دست یابد.
    پیش‌تر در مقاله‌ای از پیش‌فرض‌ها و روش‌های این تحقیق گفت‌وگو کرده‌ایم. مقالۀ حاضر، روشن‌گر این سخن است که تعلیم آموزه‌های مهدوی در این برهه از تاریخ ائمه(ع) افزون بر ارائۀ معارف مهدوی و آخرالزمانی، به نکاتی مهم در تربیت مخاطبان توجه دارد و نوعی زمینه‌سازی برای جلوگیری از آفات بحث مهدویت و نیز انحرافات را متناسب با عصر ائمۀ نخستین(ع) دنبال می‌کند.
    مقدمه
    پس از رحلت رسول‌خدا(ص) طرح آموزه‌های مهدویت، از سوی علی‌(ع)ادامه یافت. پس از طرح مباحث عام در قرآن و آموزش‌های گسترده و همه‌جانبۀ رسول‌(ص)، طرح این آموزه‌ها از سوی ائمه هدی(ع) نیز ادامه یافت.
    طرح آموزه‌های مهدوی از سوی ائمه با اهداف تازه‌ای نیز همراه شد تا پاسخی به نیازهای فکری و روحی شیعه در عصر حضور ائمه(ع) و در عصر غیبت ایشان باشد.
    این نوشتار، مروری بر روایات وارده در بحث مهدویت از عصر امام علی(ع)تا زمان حضرت سجاد(ع)است و تلاش می‌کند محورهای مورد توجه و تأکید در این آموزش‌ها مشخص شده و نسبت آن با نیازهای جامعه اسلامی معلوم گردد.
    محورهای بحث در سخنان امام علی(ع)
    1. تأکید بر وقوع فتنه‌ها و شمارش آن‌ها تا قیام قائم، ترسیم اوضاع بد آینده و عصر غیبت و حکمت آن؛ جامعه جوان شیعی در عصر خلافت علی(ع)از حضور امام معصوم بهره‌مند است و تصویری از آینده پرفراز و نشیب خود ندارد؛ آینده‌ای که در آن حکومت‌های جور با فتنه‌های رنگارنگ، این جامعه جوان را به چالش خواهد کشید. بی‌خبری و ناآمادگی برای آینده می‌تواند زمینه‌ساز حرکت‌های کور باشد و انحطاط و انهدام را به دنبال آورد.
    تأکیدهای علی(ع)بر وقوع فتنه‌های گسترده در آینده، شناخت و توجه، آمادگی و حتی انتظار را به دنبال می‌آورد و ظرفیت و تحمل را افزایش می‌دهد. این آگاهی‌های پیشاپیش حتی می‌تواند ایمان و تسلیم مؤمنان را افزایش دهد. قرآن کریم دربارۀ یاران رسول(ص) به همین نکته اشاره دارد:
    وَلَمَّا رَأَى الْمُؤْمِنُونَ الْأَحْزَابَ قَالُوا هذَا مَا وَعَدَنَا اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَصَدَقَ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَمَا زَادَهُمْ إِلَّا إِیمَاناً وَتَسْلِیماً؛ (احزاب: 22)
    و هنگامی که مؤمنان لشکرها را دیدند، گفتند: این همان است که خدا و رسولش به ما وعده دادند و خدا و رسولش راست گفتند و نیفزودشان مگر ایمانی و تسلیمی.
    در کلمات نقل شده از علی(ع)این فتنه‌ها، شمارش شده که گاهی با توصیف کوتاهی نیز همراه است. این توضیحات فضای آینده را در پیش چشم مخاطب روشن‌تر کرده و آمادگی و ظرفیت را در پی دارد. فتنه‌های پی‌در‌پی و رنگارنگ به تحیر و تزلزل می‌انجامد و گمان‌های بد را در دل‌های ضعیف به جنبش درمی‌آورد. اشتیاق به گشایش، روحیه‌های عجول را به امیدهای نابجا می‌رساند؛ امیدهایی که با طولانی شدن راه و تنوع مشکلات، زمینه‌ساز بدبینی، ناامیدی و حتی بازگشت خواهد بود.
    شیعه در عصر حضور معصوم از مواهبی برخوردار است که خود التفات چندانی به آن ندارد. ترسیم فضای غیبت و مشکلاتی که در انتظار جامعه شیعه است بردباری و رهایی از تحیر را به دنبال دارد و از آفات غیبت می‌کاهد.
    بهره‌گیری امام(ع)از تعابیر پیچیده و رمزگونه موجب شد تا با وجود انتقال آموزه‌های مهدویت به اهلش، سخن فاش نشده و در گوش‌های نامحرم ننشیند. این اشاره‌های مرموز در دست عالمان اهل‌بیت(ع) گشوده می‌شود و به هنگام رخداد حادثه، غبار اجمال از چهره‌ آن به کنار می‌رود.
    2. اسم و نسب قائم و این‌که او نهمین فرزند حسین(ع)است؛ اگر آموزه مهدویت با نشانه‌ها و توضیحاتی همراه نشود بستری مناسب برای پیدایش مدعیان دروغین خواهد بود. ائمه هدی(ع) در روایات بسیاری به نسب و اسم موعود اشاره کرده‌اند. این توضیحات راه را بر مدعیان تنگ می‌کند و برای تشخیص صادق از کاذب علاماتی را در اختیار می‌گذارد.
    تعیین نسب و این‌که او فرزند حسین(ع)است، تأکیدی بر خط وصایت بود که مدعیان بنی‌الحسن و بنی‌فلان را رسوا می‌کرد. این نکته که او نهمین فرزند حسین است، راهی دقیق برای تشخیص او نشان می‌داد و هر شبهه‌ای را دربارۀ وجود فرزند و وصی برای امام عسکری(ع)از بین می‌برد.
    3. مشخصات اخلاقی و جسمی قائم(عج)(مؤسسه المعارف الاسلامیه، 1428: ج4، 105 - 118): این‌ها نیز علامت و نشانه‌اند، اما از آن مهم‌تر شخصیت حاکم دینی را به رخ می‌کشند و جایگاه ممتاز امامت را ترسیم می‌کنند.
    4. ویژگی‌های اصحاب قائم؛ یاران قائم، نیروهای حکومت مهدوی هستند؛ بزرگانی که بار حکومت علوی را بر دوش خواهند کشید. ترسیم ویژگی‌های اینان در دل خویش مقایسه‌ای با شیعیان حاضر و اشاره‌ای به ضعف‌های موجود را در پی دارد. همچنین بیان شرایطی را نشان می‌دهد که شکل‌گیری حکومت حجت خدا(ع)در گروی تحقق آن است.
    5. همراهان و یاوران مهدی(عج)؛ این روایات به یاوران مهدی(عج)پرداخته و برخی اقوام مانند اهل خراسان را به عنوان یاوران حجت‌خدا(ع)معرفی کرده است که به هنگام ظهور، او را یاری می‌کنند. برخی از این روایات از سپاهیانی خبر داده که با پرچم‌های سیاهی برای یاری به مهدی(عج)حرکت کرده و به جنگ با سفیانی می‌پردازند.
    در برخورد با این روایات باید به دو نکته توجه داشت:
    یکم، منبع اصلی این روایات، کتاب الفتن ابن‌حماد است که در عصر عباسیان تألیف شده و ممکن است راویان تحت تأثیر فضای سیاسی مطالب ضعیفی را برای جلب نظر حاکمان بیان کرده باشند. پرچم و لباس سیاه، نشانه و شعار عباسیان بود و این روایات، آنان را به عنوان پشتیبان مهدی(عج)و جریان حق معرفی می‌کند.
    دوم، نقل این روایات از علی(ع)نباید سبب شود که از سند ابن‌حماد به علی(ع)چشم‌پوشی کنیم. سند ابن‌حماد در نقل این روایات از علی(ع)این است: «حدثنا الولید و رشدین عن ابن لهیعه عن أبی قبیل عن أبی رومان عن علی بن أبی طالب؟رض؟» (مروزی، 1414: 120). در این سند، راوی از علی(ع)_ ابو رومان _ تضعیف شده و به همین دلیل، این سند _ حتی از نظر اهل‌سنت _‌ نیز قابل اعتماد نیست. افزون بر این، مضامین روایات فوق را در هیچ‌یک از روایات اهل‌بیت(ع) نمی‌توان یافت.
    6. آن‌چه حجت‌خدا(ع)در نهان به آن مشغول است؛ امام(ع)در خطبه‌ای طولانی از شیوه و رفتار اهل‌بیت در شرایط دشوار آینده خبر می‌دهد؛ او با چراغی روشنگر در دست، بند از گردن‌ها برداشته، بندگان را آزاد کرده، جمع‌هایی را پراکنده، و پراکنده‌هایی را جمع می‌کند. آن‌چه او می‌کند در نهان بوده، هیچ رد و اثری از عامل بر جای نمی‌ماند.
    این سخنان از معدود کلماتی است که از معصومین(ع) دربارۀ رفتار حجت‌‌خدا در زمانۀ غیبت به دست ما رسیده است. این سخنان کوتاه، تصویری روشن از نوع فعالیت‌های امام غایب در اختیار می‌گذارد؛ فعالیت‌هایی که همان اهداف امامان ظاهر را تعقیب کرده، اما از ظرفیت‌های ناشناختگی نیز در تقویت حرکت دینی و کنار زدن دشمنان آن بهره می‌برد.
    7. توانمندی‌هایی که در عصر غیبت پدیدار می‌شود؛ عصر حضور دوره وفور نعمت است؛ نعمتی که می‌تواند موجب اتکای بیش از حد شود و حتی به کندی در فهم و حرکت انجامد. زمانۀ غیبت نیز اگرچه عصر غربت است، اما این غربت می‌تواند زمینه‌ساز‌ تلاش بیشتر و بهره‌گیری عمیق‌تر از هدایت‌های باقی‌مانده باشد. این تلاش‌های از سرنیاز و خالصانه است که با جام‌های مدام حکمت به پاداش خود می‌رسد.
    6. سفیانی و سپاه او؛ ظهور سفیانی علامتی مهم در شناخت قیام حجت‌خدا(عج)است و توضیحات امام(ع)این علامت را در اختیار شیعه قرار می‌دهد تا قیام حق را بشناسد. اما سفیانی نشانۀ ادامه یک جریان نیز هست؛ جریانی که در عصر پیامبر(ص) و علی(ع)در برابر جبهۀ حق صف‌آرایی کرده‌اند. سفیانی نقطۀ پایان جریانی است که در برابر نبوت و وصایت قرار دارد و تا به آن روز ادامه خواهد داشت.
    تعبیر سفیانی از تعلق این حرکت به آل‌ ابوسفیان خبر می‌دهد؛ تعلقی که نباید آن را در نسبتی خانوادگی خلاصه کرد. ابوسفیان، پدر و پرورش‌دهندۀ سفیان‌ها و سفیانی‌هاست؛ همان جریانی که در برابر رسول بزرگ خدا(ص) قرار داشت.
    7. ندای آسمانی و معرفی مهدی(عج)؛ به هنگام ظهور حجت‌خدا، ندایی فضای زمین را در خود می‌گیرد؛ ندایی که همگان را متوجه حادثه‌ای می‌کند که در حال وقوع است.
    وقوع ندایی از آسمانی راه را بر هر اشتباهی می‌بندد و حجت را تمام می‌کند؛ زیرا جعل این علامت برای مدعیان دروغین ممکن نیست. این حادثۀ غریب، بر اتصال مهدی(عج)به آسمان تأکید می‌کند.
    8. دجال؛ ویژگی‌ها و توانایی‌ها، رفتار و آثار (مؤسسه المعارف الاسلامیه، 1428: 191 - 201 و 177 - 179)؛ ظهور دجال نیز از علایم قطعی ظهور است. مرور دقیق‌تر روایات دجال نشان می‌دهد که دجال گاه به عنوان یک تیپ مطرح می‌شود و گاه به عنوان یک شخص. روایاتی که از دجال به عنوان دغدغۀ همۀ انبیا الهی سخن می‌گوید، مسلماً مربوط به شخصی نیست که در آخرالزمان ظهور می‌کند. این نگاه عام و نمادین را حتی در ویژگی‌های دجال آخرالزمان نیز می‌توان دید.
    بیانات علی‌(ع)در معرفی دجال، نه فقط معرفی نشانه‌هایی از آخر‌الزمان است، بلکه نشان‌دادن فتنه‌هایی است که دجال‌صفتان در هر عصر و دوره‌ای پدید آورده و مردم ساده را به دنبال خود می‌کشند.
    9. فضل انتظار فرج و وظایف در عصر غیبت؛ شیعه پس از علی(ع)باید در عصری ادامۀ حیات دهد که حکومت‌هایی مانند بنی‌امیه و بنی‌عباس بر جان و مال مردم سیطره می‌یابند. باقی ماندن بر مسیر و تداوم حرکتی که علی(ع)پس از رحلت رسول(ص) و انحراف عامه آغاز‌گر آن بود، به ترسیم نقشه راه و تعیین وظایف، و همچنین ایجاد انگیزه‌ای که شیعه بتواند حتی در عصر غربت و غیبت بر پای خویش بایستد و زمینه‌های ظهور و حکومت حق را فراهم کند نیاز دارد. روایات فضل انتظار فرج و ترسیم وظایف شیعه بر انگیزه و نگاه‌ها اثر می‌گذارد و آنان را برای پس از علی(ع)آماده می‌کند.
    10. زمین گنجینه‌هایش را برای حجت خدا بیرون می‌ریزد و کلیدهایش را در اختیار او می‌گذارد؛ تصویرهای سرشار از حکومت حجت‌خدا(عج)اتصال زمین و آسمان در حکومت الهی را به نمایش می‌‌گذارد و نمونه‌ای از پاداش ایمان و تقواپیشگی را ترسیم می‌کند.
    محورهای بحث در کلمات امام حسن(ع)

    عصر حسن ‌بن علی(ع)، عصر غربت امام و کم‌توجهی به دین و جایگاه ولیّ ‌خداست. روایات بسیار محدود امام مجتبی(ع)نشان از وضعیت فضای فکری و بحران اجتماعی عصری دارد که آغاز تسلط بنی‌امیه و اوج تلاطم و آشفتگی شدید در جامعه شیعه است. اگرچه روایات امام مجتبی(ع)در بحث مهدویت بسیار محدود است، اما اعتبار و اتقان بیشتری دارد؛ زیرا در منابع شیعه نقل شده و مطالب غریب و شاذ در آن‌ها به چشم نمی‌خورد.
    1. نهمین فرزند امام حسین(ع)؛ اراده پروردگار بر این قرار گرفته بود که خط وصایت در اولاد حسین بن علی(ع)تداوم یابد. آن‌ها که جز به خواست پروردگار نمی‌اندیشیدند فارغ از انتساب به حسن یا حسین(ع) با همه وجود به حمایت از کسی می‌پرداختند که مهر الهی امامت بر نامۀ او خورده بود. اما آدمی فرزند انتخاب خود و ساختۀ عمل خویش است. دنیاطلبی در هر دلی راه می‌یابد، حتی در دل اولاد علی(ع).
    سخنان حسن بن علی(ع)در ادامۀ خط وصایت در اولاد حسین(ع)حجتی تام و تمام بر اولاد اوست؛ اولادی که برخی از آنان گاه به طمع منصب دنیوی و گاه برای فرار از رنج‌های ظالمان به ادعای مهدویت و نجات‌بخشی تمسک کرده و دل‌های خسته از حکومت ظالمان را به سوی خود جذب کردند.
    2. ویژگی‌های امام؛ برشمردن ویژگی‌ها و فضایل حضرت مهدی(عج)می‌تواند نصاب و توقع دین از حاکم و حکومت را نشان دهد. اما اشاره به اموری مانند ولادت پنهانی، پنهان و ناشناخته بودن امام، عمر طولانی و نبودن بیعت ظالمان بر گردن او ذهنیت شیعه را برای شرایطی کاملاً نامأنوس آماده می‌کند؛ شرایطی که باور به آن و آمادگی برای تحمّل فضای دشوار غیبت به زمینه‌سازی طولانی نیاز دارد و توضیح و تأکیدهای ائمه(ع) در این راستا قابل درک است.
    3. وسعت زمین برای برّ و فاجر تا روز ظهور؛ با پایان حکومت امام مجتبی(ع)حکومت‌ سلاطین و پادشاهان آغاز می‌شود و شیعه باید خود را برای چنین شرایطی آماده کند؛ شرایطی که در آن خوبان و بدکاران در گسترۀ زمین زندگی کرده و خوبان باید آماده باشند تا در این شرایط نیز از خوبی‌ها حراست کنند و به گسترش آن بپردازند.
    مؤمن در عصر حکومت‌های حق _ علی و حسن(ع) _ به پاسداری مشغول است و در دورۀ حکومت‌های باطل باید با تقیه خود را حراست کرده به ساختن نیرو و فراهم کردن زمینه‌ها برای بازگشت خاندان عصمت به مسند قدرت بپردازد. شیعه باید بداند که تا زمان قیام حجت‌خدا(عج)در چنین شرایطی خواهد زیست و باید اهداف و حرکت دینی خود را در قالب‌ها و شکل‌های جدیدی جست‌وجو کند.
    4. سختی روزگار غیبت و جهل مردم و بروز اختلافات شدید در جامعۀ شیعه؛ این بیانات نیز نوعی آماده‌سازی برای شرایط دشوار را در خود دارد که با دیدن صدق وعده‌ها می‌توان توقع داشت به جای ناامیدی و یأس، فزونی ایمان و تسلیم بنشیند. همچنین این تصویر امیدبخش را می‌توان دید که در اوج ظلمت باید طلوع نور را انتظار کشید.
    5. تأییدهای پروردگار با ملائک، عصمت یاران و نصرت با آیه‌ها؛ آن‌جا که آدمیان با خدا و ولیّ او پیمان بسته، همراه می‌شوند آسمان به زمین متصل می‌گردد. ملائک به یاری مؤمنان شتافته و مؤمنان در لغزش‌گاه‌ها حفظ می‌شوند. نشانه‌های برافراشته از پیش، راه را بر اهل حق روشن و حجت را بر همگان تمام می‌کند.
    6. پیروزی او بر اهل زمین و یملأ الله الأرض عدلاً و... ؛ پرتکرارترین ندای مهدوی در میان آموزه‌های معصومین همین سخن است؛ سخنی که شور و امید را در دل شیعه حتی در هنگامۀ شکست در برابر آل ابی‌سفیان و آل معاویه زنده می‌داشت.
    7. روزگار در حکومت امام(عج)؛ ایمان همگان، صلح و آرامش حتی میان درندگان، رویش زمین و برکات آسمان و آشکار شدن گنج‌ها، چهل سال حکومت امام؛ این تصویر جامعه‌ای را نشان می‌دهد که از امام و حجت خدا(عج)برخوردار است. این مواهب برای آن‌هاست که خود را به شایستگی حضور در جامعۀ علوی و مهدوی رسانده باشند. این همه رشد، برکت و آرامش حاصل زندگی در سایه‌سار حکومت معصوم(ع)است و حکومت ترازی که شیعه توقع آن را دارد همین است.
    محورهای بحث در سخنان امام حسین(ع)
    عصر حسین(ع)ادامه‌ای بر عصر حسن(ع)در غربت و تنهایی معصومین و سیطره ظالمان است. اما رهبری حسن بن علی(ع)از آشفتگی و تحیّر جامعه شیعه کاست و محوریت اهل‌بیت را سبب شد. در کلمات کم‌شماری که از امام حسین(ع)در بحث مهدویت بر جای مانده، چند محور مورد توجه است:
    1. نهمین فرزند من؛ تعیین خط وصایت هم از سوی حسن(ع)و هم از سوی حسین(ع)برای شیعه بسیار راه‌گشاست؛ زیرا این دو، مهر پیامبر و علی را بر مقام و زبان خود دارند و راه را بر سوءاستفاده مدعیان می‌بندند. مشخص کردن تعداد واسطه‌ها میان حسین(ع)و امام غایب، حجتی قاطع بر آنان است که ادعای وقف بر امام کاظم و غیر او را مطرح کردند و همچنین پاسخی محکم به شبهۀ بی‌فرزندی امام عسکری(ع)است.
    2. کشتار سنگین قریش؛ در میان قبایل عرب، بزرگ‌ترین دشمنان پیامبر(ص) و جانشینان او از قبیلۀ قریش‌اند. علی(ع)سرّ این دشمنی را در حسادت و احساس حقارتی می‌داند که با انتخاب پیامبر(ص) و علی(ع)در دل ایشان جای گرفت؛ احساسی که با شکست‌هایی از امیرمؤمنان(ع)و خواری‌ها و نابودی‌ها به کینه‌هایی عمیق بدل شد.
    کربلا اوج کینه‌توزی‌های قریش به هنگام قدرت است. قریش در عصر امام حسن و امام حسین(ع) همۀ کفر، کینه، حسد و احساس حقارت خود را آشکار می‌کند. خبر دادن حسین(ع)به کشتار این جنایتکاران به دست مهدی(عج)و برقراری موازین حق و عدل می‌تواند نوعی تشفی برای شیعیان رنج‌کشیده و شاید تحذیری برای جنایتکاران قریش باشد.
    3. غلبۀ دین بر سایر ادیان و یملأ الله ... ؛ وعده پیروزی کامل و تکرار نوای «یملأ الله ...» در دل شیعیان رنج‌کشیده و محصور، بذر امید می‌کارد و شور و نشاط آورده، تحمل رنج‌ها را سبک‌تر می‌کند.
    4. تصریح به طولانی بودن غیبت، پیدایش تردید و تزلزل‌ها در این عصر و ارزش صبر؛ غیبت برای کسانی که عصر حضور را درک کرده‌اند خطر آشفتگی، بازگشت و تزلزل را دارد.
    این خطر برای آنان که جز بر شنیده‌ها و خوانده‌ها تکیه ندارند نیز هست، البته با عواملی متفاوت.
    ارائه این تصویرها از آینده، ذهن و روح جامعه شیعه را برای دوره غیبت آماده می‌کند. این تصویرسازی از سوی حسین بن علی(ع)می‌تواند به توجه به نقش و جایگاه امام حاضر انجامد و ارتباطی قوی‌تر را سبب شود.
    5. رنج‌های امام در غیبت و جنگ بی‌انقطاع هشت‌ماهه؛ شناخت رنج‌ها و تلاش‌های مهدی(عج)توجه و محبت به او را به دنبال دارد؛ زیرا این رنج‌ها و تلاش‌ها برای بهروزی و سعادت مردم است.
    6. تقسیم میراث امام در زمان حیاتش؛ امام چنان از دیده‌ها پنهان ماند که حتی در تقسیم ارث پدر، او در نظر نبود. شمشیرهایی که سال‌ها تولد او را انتظار می‌کشید تنها این‌گونه بود که راه گم می‌کرد. او امامی است که حتی میلادش مستور است و این پنهان‌کاری ناگزیر، هم علامتی برای راه‌جویان است و هم زمینه‌ای است برای رویش تردیدها. اعلام این نکته از سوی معصومین(ع) زمینه‌ تردید را به دلیل صداقت بدل می‌کند و از تاریکی راهی به سوی
    نور می‌گشاید.
    7. وسعت عدل او برای برّ و فاجر؛ عدالت قائم وسعت‌آفرین است. رعایت استحقاق‌ها و حراست از حدود و مرزهای فردی و اجتماعی از یک‌سو امنیتی پایدار را به دنبال دارد و از سوی‌دیگر برای همگان فرصت‌های مناسب رشد فراهم می‌کند. میوه‌های این فضای تازه، در دسترس همه چه خوب و چه بد _ خواهد بود.
    این بشارت، شوق به ظهور او را در دل هر مؤمنی می‌نشاند. عدل چنان عرضی عریض برای رشد، امنیت و بهره‌مندی درست فراهم می‌آورد که دنیاطلبان و بدکاران گرفتار ظلم نیز برای رسیدن به این زندگی سرشار اشتیاق ظهور حکومت عدل را خواهند داشت.
    8. اصلاح امور مهدی(عج)در یک شب، همانند یوسف و موسی بن عمران(ع)؛ این نکته از حسین بن علی(ع) نقل شده که امور مهدی(عج)در یک شب اصلاح می‌شود؛ همان سنتی که در اصلاح امر یوسف و موسی بن عمران(ع) ظهور کرد. اشاره به تکرار سنت الهی دربارۀ او می‌تواند اشاره به خط اتصال جریان حق باشد که سرآغاز آن را باید در اولیا و انبیای گذشته جست؛ سنتی که در اهل‌بیت پیامبر(ع) نیز ادامه خواهد یافت.
    وعدۀ امام بر اصلاح امر قائم(عج)در یک شب این نوید را در خود دارد که آن‌جا که امر حق باشد راه‌های دور نزدیک خواهد شد. در میان آشفتگی‌ها و بی‌سروسامانی‌ها نباید به یأس نشست که اگر برای او بکوشیم و خود را به شرایط امداد حق برسانیم، دخالت او هر مشکلی را حل می‌کند که او از مانع‌ها مرکب می‌سازد و از بن‌بست‌ها راه می‌گشاید.
    محورهای بحث در سخنان امام سجاد(ع)
    1. از فرزندان فاطمه، از ذریه حسین، و هفتمین فرزند امام باقر(ع) (مؤسسه المعارف الاسلامیه، 1428: ج4، 278، 279 و 299)؛ ادعای مهدویت وسوسه‌ای است که بسیاری از دنیاطلبان را به سوی خود کشاند. وعدۀ رسول‌خدا(ص) به نجات امتش از ظلم با ظهور مهدی به نوعی عشق و انتظار بدل شد؛ عشق و انتظاری که اگر محبوب و موعود خود را بیابد سر و دل در گروی او می‌گذارد.
    دستیابی به این قدرت معنوی آرزوی کسانی شد که آماده بودند دین را برای رسیدن به قدرت هزینه کنند. توضیحات امام سجاد(ع)راه را بر سوءاستفاده‌ها تنگ می‌کرد. مهدی(عج)از اولاد فاطمه است و کیسانیه و عباسیان جایی برای ادعای مهدویت ندارد. تنها جانشین سبط پیامبر(ص) _ یعنی امام سجاد(ع)_ خط وصایت و مهدویت را در اولاد حسین منحصر می‌کند تا جایی برای مدعیان بنی‌الحسن باقی نباشد و خط را به باقر(ع)می‌رساند تا زیدیه و شعارهای انقلابی‌اش حق‌جویان را دچار تردید نکند و خط وصایت را در نسل بزرگی چون زید فرزند امام سجاد(ع)نجوید، اگر چه به شمشیر قیام کرده و در راه نهی از منکر به خون نشسته باشد.
    او هفتمین فرزند باقر(ع)است، پس واقفه به غلط کوشیدند به امامت امام رضا(ع)تن نداده و مهدویت امام کاظم(ع)را علم کنند. این عدد حجتی نیز هست بر وجود فرزندی برای امام عسکری(ع)حتی اگر مورخان، بی‌اطلاع از تولد پنهانی او باشند.
    2. معرفی امام در قالب سلام بر او با بیان القاب، مخفی بودن ولادت و نبودن بیعت طاغیان بر گردنش؛ توصیف هر یک از ائمه(ع) در قالب زیارت‌نامه‌ها و ترسیم جایگاه ایشان روشی معمول در احادیث است. در احادیث مهدوی گاه در قالب زیارت، سلام و عرض ارادت فضایل و ویژگی‌های امام برشمرده شده است.
    در زیارتی منقول از امام سجاد(ع)، حضرت مهدی(عج)با ذکر برخی اوصاف مورد زیارت قرار گرفته و به محضر او عرض سلام شده است. امام سجاد(ع)ده‌ها سال پیش از ولادت مهدی(عج)او را زیارت کرده است؛ این شیوه بیان برای مخاطب خبر از حتمی بودن غیبت و ظهور آن امام دارد و او را در ذهن و دل شیعه چنان زنده می‌دارد که حتی پیش از میلاد نیز او را مخاطب قرار داده و برای سلامتی‌اش دعا می‌کند.
    از سرّ تأکید بر مخفی بودن ولادت مهدی(عج)پیش‌تر گفتیم. پنهان ماندن ولادت امام(ع)فراغتی را نیز موجب می‌شود و آن خارج ماندن از دایرۀ تحمیل‌های حکومتی است.
    اگر مهدی(عج)شناخته می‌شد، چاره‌ای جز تعیین تکلیف خود با حکومت‌ها نداشت و با آماده نبودن شرایط قیام، گریزی از بیعت نبود؛ بیعتی که او را متعهد و در چارچوبی محدود می‌کرد. ناشناختگی امکانی است تا نگاه‌ها بر تو متمرکز نشده و حساسیت‌ها از بین برود، مجبور به تعیین تکلیف و پذیرش چارچوب نباشی و در حرکت‌ها و شروع و ختم‌ها آزادانه عمل کنی.
    3. معرفی جعفر کذاب و شرح کارهای او؛ پنهان ماندن تولد امام(ع)زمینه‌ای برای سوءاستفادۀ قدرت‌طلبی‌های فرزند ناخلف امام هادی(ع)بود. جعفر بن هادی در چنین زمینه‌ای و با آگاهی از حساسیت حکومت به بیت امام عسکری(ع)و همچنین استفاده از تمایل حاکمان به جانشینی فرد نامناسب و آلوده‌ای مانند او به توطئه پرداخت؛ توطئه‌ای برای دستیابی به آن‌چه از امام عسکری بر جای مانده بود؛ توطئه‌ای که برای توفیق آن باکی از قتل امام(ع)نیز نداشت.
    توطئۀ جعفر کذاب با توجه به ناگزیری اصحاب و اهل‌بیت امام عسکری(ع)از سکوت می‌توانست به انحراف یا ارتداد بسیاری انجامد و دفع این توطئه جز با توضیح ائمۀ پیشین ممکن نبود. اولین نشانه‌های روشن‌گری در باب فتنۀ جعفر کذاب را در عصر امام سجاد(ع)می‌توان یافت.
    4. تعبیر غریب «لا یقوم القائم بلا سفیانی» که معنای عامی به سفیانی می‌دهد؛ حمیری در قرب‌الاسناد از امام سجاد(ع)این نکته را نقل کرده است که «قائم ما زمانی برای ملاقات و آشنایی مردم قیام می‌کند. سپس فرمود: قائم بدون یک سفیانی قیام نخواهد کرد. مسئله قائم و مسئله سفیانی امری حتمی از جانب خداست.» استفاده از لفظ نکره دربارۀ سفیانی، نشان از آن دارد که سفیانی می‌تواند عنوانی برای یک گونه یا به اصطلاح امروز تیپ باشد نه نام شخصی معین. این تعبیر همراه با تعابیر مشابه دربارۀ دجال می‌تواند قرینه‌ای بر نمادین بودن برخی علایم ظهور باشد.
    5. دعا برای امام و برای تعجیل فرج او و اشاره به برخی ویژگی‌ها در قالب دعا و همچنین شفیع قرار دادن او (مجلسی، 1403: 301 - 311)؛ دعای امام سجاد(ع)برای امامی که تولد نیافته، درخواست تعجیل در فرج او و همچنین شفیع قراردادن آن حضرت به درگاه پروردگار سبب می‌شود موعود(عج)پیش از آن‌که پای در دنیا بگذارد در دل‌ها زنده و حاضر باشد و ذهن‌ها به او متوجه گردد.
    در سخنان امام سجاد(ع)تکرار نکاتی را مشاهده می‌کنیم که پیش‌تر از سوی معصومین به آن اشاره شده بود؛ نکاتی مانند:
    الف) طولانی شدن غیبت و فضیلت‌های اهل زمان غیبت و منتظران ظهور؛ قرارگرفتن در غیبت می‌تواند فرصت باشد نه حرمان که می‌توان در غیبت، از منتظران بود و از حاضران در رکاب معصوم(ع)پیش افتاد. در همین روایات انتظار فرج را برترین فرج‌ها شمرده شده است؛ زیرا گشایش و پیروزی بزرگ‌تر در نبرد مؤمن با شیطان و نفس شکل می‌گیرد.
    ب) جریان سنت‌های انبیایی مانند نوح، ابراهیم، موسی، عیسی، ایوب(ع) و محمد(ص) در او؛ این تذکر تداوم سنت‌های اولیای خدا را گوشزد کرده و غرابت زندگی و رفتارهای مهدی(عج)را از ذهن مخاطبان می‌زداید و در کنار آن گوشه‌هایی از آموزه‌های مهدوی را آموزش می‌دهد.
    ج) چگونگی شروع قیام، همراهی ملائک، تعداد همراهان و محل ظهور در شهر کوفه (مؤسسه المعارف الاسلامیه، 1428: ج4، 293 و 298)؛ این توضیحات علاماتی برای تشخیص به دست می‌دهد و اتصال آسمان به زمین را در عصر ظهور ترسیم کرده و بر حقانیت مهدی(عج)تأکید می‌کنند. این توضیحات مخاطب را با موقعیت امام سجاد(ع)نیز آشنا نموده و آگاهی و احاطه را بر آینده‌ها گوشزد می‌نماید.
    د) اشاره به برخی علایم ظهور: خروج‌ها و فاجعه‌ها (همو: 292 - 297)؛
    هـ ) قدرت یافتن فوق‌العادۀ مؤمنان هنگام قیام قائم، پیروزی اسلام بر سایر ادیان هنگام ظهور او، تکرار تعبیر «یملأ الله ...»؛ که پیش‌تر از سرّ ارائه این آموزه سخن گفته شد.
    نتیجه
    در تعلیم آموزه‌های مهدویت از عصر امام علی تا عصر حضرت سجاد(ع) چند نکته لحاظ شده است:
    یکم، بیان جنبه‌هایی از معارف مهدوی که با نیازهای آن روز مخاطبان تماس نزدیکی داشته؛
    دوم، ارائه توضیحاتی که در ادامه می‌تواند به یاری حرکت اسلامی آمده و ابهام‌ها و مشکلات آینده را از پیش بردارد؛
    سوم، نکاتی که باید به دست آیندگان برسد تا راه را برای مدعیان دروغین مهدویت تنگ کند؛
    چهارم، آموزه‌های عام مهدوی و نگاه منجی‌گرایانه دینی که بخشی مهم از معارف شیعی را تشکیل می‌دهد.
    منابع
    _ ابن‌ابی‌الحدید، عبدالحمید بن هبه‌الله، شرح نهج البلاغه، تحقیق: محمد ابوالفضل ابراهیم، قم، مکتبه آیه‌الله نجفی مرعشی، 1404ق.
    _ ابن‌بابویه، علی بن حسین، الامامه و التبصره من الحیره، تحقیق: مدرسۀ امام مهدی(عج)، قم، مدرسۀ امام مهدی(عج)، 1404ق.
    _ ابن‌حنبل، ابوعبدالله احمد بن محمد، العلل و معرفه الرجال، تحقیق: وصی‌الله بن محمد عباس، بیروت، المکتب الاسلامی _ ریاض، دارالخانی، 1408ق.
    _ ابن‌سعد، ابوعبدالله محمد، الطبقات الکبری، بیروت، دارصادر، بی‌تا.
    _ ابن‌طاوس، علی بن موسی، مهج الدعوات و منهج العبادات، تحقیق: ابوطالب کرمانی و محمدحسن محرر، قم، دارالذخائر، 1411ق.
    _ اربلی، علی بن عیسی، کشف‌ الغمه فی معرفه الائمه، تحقیق: سید هاشم رسولی محلاتی، تبریز، انتشارات بنی‌هاشمی، 1381ق.
    _ بخاری، محمد بن اسماعیل، التاریخ الکبیر، تحقیق: سید هاشم الندوی، بیروت، دارالفکر، بی‌تا.
    _ برقی، احمد بن محمد بن خالد، المحاسن، تحقیق: جلال‌الدین محدث، قم، دارالکتب الاسلامیه، 1371ق.
    _ حاکم نیشابوری، محمد بن عبدالله بن محمد، المستدرک علی الصحیحین، تحقیق: یوسف عبدالرحمن المرعشلی، بیروت، دارالمعرفه، بی‌تا.
    _ حر عاملی، محمد بن حسن، إثبات الهداه بالنصوص و المعجزات، بیروت، مؤسسه الاعلمی للمطبوعات، 1419ق.
    _ حمیری، عبدالله بن جعفر، قرب‌الاسناد، تحقیق: مؤسسه آل‌البیت(ع)، قم، مؤسسه آل‌البیت(ع)، 1413ق.
    _ خزاز رازی، علی بن محمد، کفایه الاثر فی النص علی الائمه الاثنی عشر، تحقیق: عبداللطیف حسینی کوه‌کمری، قم، انتشارات بیدار، 1401ق.
    _  خصیبی، حسین بن حمدان، الهدایه الکبری، بیروت، البلاغ، 1419ق.
    _ شریف رضی، محمد بن حسین، نهج‌ البلاغه (نسخۀ صبحی صالح)، تحقیق: فیض الاسلام، قم، انتشارات هجرت، 1414ق.
    _ صدوق، محمد بن علی بن حسین، الخصال، قم، انتشارات جامعۀ مدرسین، 1403ق.
    ، عیون أخبار الرضا(ع)، تهران، انتشارات جهان، 1378ق.
    ، کمال‌الدین و تمام النعمه، تهران، انتشارات اسلامیه، 1395ق.
    _ صنعانی، عبدالرزاق بن همام، المصنف، تحقیق: حبیب الرحمن الاعظمی، بی‌جا، بی‌نا، بی‌تا.
    _ طبرسی، احمد بن علی، الاحتجاج علی اهل اللجاج، تحقیق: محمدباقر خرسان، مشهد، نشر مرتضی، 1403ق.
    _ طوسی، محمد بن حسن، الغیبه للحجه، تحقیق: عبادالله تهرانی و علی احمد ناصح، قم، دارالمعارف الاسلامیه، 1411ق.
    _ عجلی، احمد بن عبدالله بن صالح، معرفه ‌الثقات، تحقیق: عبدالعلیم عبدالعظیم البستوی، مدینه، مکتبه الدار، 1405ق.
    _ عسقلانی، احمد بن علی (ابن‌حجر)، لسان‌ المیزان، بیروت، مؤسسه الاعلمی للمطبوعات، 1390ق.
    _ کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، تحقیق: علی‌اکبر غفاری و محمد آخوندی، تهران، دارالکتب الاسلامیه، 1407ق.
    _ مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، تحقیق: جمعی از محققان، بیروت، داراحیاء التراث العربی، 1403ق.
    _ مروزی، نعیم بن حماد، کتاب الفتن، تحقیق: سهیل زکار، بیروت، دارالفکر، 1414ق.
    _ موسسه المعارف الاسلامیه، معجم احادیث الامام المهدی(عج)، قم، مؤسسه المعارف الاسلامیه، 1428ق.
    _ نعمانی، محمد بن ابراهیم، کتاب الغیبه، تحقیق: علی‌اکبر غفاری، تهران، نشر صدوق، 1397ق.

    نویسنده:

    میر غنوی

    فصلنامه مشرق موعود شماره 27

    انتهای متن/

    منبع : خبرگزاری فارس






    تاریخ آخرین ویرایش:یکشنبه 2 خرداد 1395 02:53 ب.ظ

    رسانه های روسی: ایران در کشتی جهان می درخشد

    نوشته شده توسط:عیسی بابایی
    شنبه 1 خرداد 1395-02:09 ب.ظ

    کد خبر: 82082500 (5344786) | تاریخ خبر: 01/03/1395 | ساعت: 9:8|

    رسانه های روسی: ایران در کشتی جهان می درخشد

    مسکو- ایرنا- قهرمانی تیم ملی کشتی فرنگی ایران در رقابت های جام جهانی 2016 که در شیراز برگزار شد در رسانه های روسیه به عنوان کشور نایب قهرمان رقابت ها با تفسیرهای مختلفی از جمله «درخشش فرنگی کاران ایرانی در جهان»، «قهرمانی مقتدرانه»، «پیروزی 8 بر صفر مقابل کشتی گیران روس» و «پیشروی آزاد تا قهرمانی بلامنازع» بازتاب یافت.


    به گزارش ایرنا، تیم ملی کشتی فرنگی ایران در دیدار فینال سی و چهارمین دوره جام جهانی سال 2016 در شیراز که جمعه شب پایان یافت، پس از غلبه بر تمامی حریفان گروهی، توانست با پیروزی کامل برابر تیم روسیه برای پنجمین بار قهرمان این رقابت ها شود و ترکیه نیز در سکوی سوم جهان ایستاد.
    خبرگزاری ورزشی «روس اسپورت» در باره رقابت های جام جهانی کشتی فرنگی شیراز نوشت: روسیه با واگذار کردن نتیجه به میزبان پرقدرت و آماده مسابقات در مکان دوم قرار گرفت.
    این خبرگزاری افزود که فرنگی کاران ایرانی در مسابقه پایانی جام شیراز 2016، مقابل حریفان روسی درخشیدند تا هشت بر صفر قهرمان شوند و بتوانند جام را به خانه ببرند.
    تارنمای خبری روس زبان «وستینگ یو ای کوم» هم لحظاتی پس از قهرمان شدن کشتی گیران در گزارش «ایران با درخشش و قاطعیت روسیه را در دیدار نهایی شکست داد»، نوشت: مسابقات جهانی در شهر شیراز با ایستادن مقتدرانه تیم میزبان بر سکوی نخست پایان یافت.
    این پایگاه افزود: برای تصاحب این جام با ارزش جهانی، امسال هشت تیم قدرتمند جهان در دو گروه چهار تیمی برای قهرمان شدن به میدان آمده بودند، ولی این تیم پرقدرت ایران بود که در گروه آ تمامی حریفان خود را از پیش رو برداشت و با اقتدار از همه پیشی گرفت و جام قهرمانی را تصاحب کرد.
    وستینگ یو ای کوم نوشت: پیروزی های پیاپی تیم میزبان به کشتی گیران روسیه نیز رسید و فرنگی کاران ایرانی مقابل رقیبان آماده روسی که پرقدرت ترین تیم ها در این دوره از رقابت ها بودند، قرار گرفتند و ملی پوشان میزبان توانستند مقتدرانه و با نتیجه هشت بر صفر میدان رقابت را ترک کنند و جام را در دست بگیرند.
    برخی شبکه های رادیویی و تلویزیونی، پایگاه های خبری و همچنین روزنامه نیز قهرمانی ایران را بازتاب دادند.
    جام جهانی کشتی فرنگی سال 2016 با حضور هشت تیم برتر جهان روزهای 30 و 31 اردیبهشت ماه در سالن شهید دستغیب شهر شیراز برگزار شد که
    در گروه یک تیم های روسیه، بلاروس، آلمان و قزاقستان و در گروه دو ایران، جمهوری آذربایجان، اوکراین و ترکیه حضور داشتند.
    در رقابت های تصاحب این جام که از سال 1980 آغاز شده است، اتحاد جماهیر شوروی از سال 1980 تا 1991 طی 12 دوره قهرمان بلامنازع این مسابقات بود و پس از فروپاشی شوروی، تیم روسیه در سال های 1993، 2001، 2003، 2008، 2009 و 2013 شش بار این قهرمانی را تکرار کرد.
    ایران نیز که در سال های 1997، 2005، 2013، 2014 و 2015 میزبانی این مسابقه ها را به عهده داشت، سال های 2010، 2011، 2012 و 2014 به ترتیب در شهرهای ایروان ارمنستان، مینسک بلاروس و سارانسک روسیه و تهران عنوان قهرمانی جام جهانی کشتی فرنگی را کسب کرد و پنجمین جام (2016) نیز جمعه شب در شهر شیراز نصیب فرنگی کاران جمهوری اسلامی شد.
    اروپام 391 ** 1516

    انتهای پیام /*

    منبع : خبرگزاری جمهوری اسلامی ایران ایرنا




    تاریخ آخرین ویرایش:شنبه 1 خرداد 1395 02:12 ب.ظ

    قرقیزستان ازعضویت درصندوق بین المللی نجات دریاچه آرال کناره گیری کرد

    نوشته شده توسط:عیسی بابایی
    شنبه 1 خرداد 1395-02:02 ب.ظ


    کد خبر: 82082662 (5345145) | تاریخ خبر: 01/03/1395 | ساعت: 10:48


    قرقیزستان ازعضویت درصندوق بین المللی نجات دریاچه آرال کناره گیری کرد

    تهران - ایرنا - قرقیزستان به دلیل آنچه که «بی توجهی صندوق بین المللی نجات دریاچه آرال به پیشنهادات و درخواست های این کشور برای بقای این دریاچه» عنوان شد، از عضویت در این صندوق کناره گیری کرد.


    به گزارش روز شنبه خبرگزاری آسیاپلوس به نقل از دفتر مطبوعات وزارت امورخارجه قرقیزستان، «دینره کیمیلاو» معاون اول نخست‌وزیر این کشور در سومین نشست مشترک «اتحادیه اروپا - آسیای مرکزی» در بروکسل در مورد این دریاچه گفته است که درخواست های اصلاحی قرقیزستان برای فعالیت این صندوق،‌ نه تنها عملی نشدند بلکه هیچ اعتنایی هم به آنها نشده است.
    وی اظهار داشت:‌ به همین خاطر این کشور تصمیم گرفت که فعالیت خود را در این کمیته به طور کامل قطع کند.
    خشکیدن دریاچه آرال یکی از بزرگ‌ترین فجایع زیست‌محیطی کره زمین به شمار می‌رود.
    «صندوق بین المللی نجات دریاچه آرال» سال 1992 در شهر «نقوس» ازبکستان با هدف انجام اقدامات علمی و عملی برای جلوگیری از نابودی دریاچه، توسعه برنامه های زیست محیطی آرال و تامین سرمایه لازم برای این فعالیت ها با عضویت کشورهای تاجیکستان، ازبکستان، قرقیزستان، ‌قزاقستان و ترکمنستان تاسیس شد.
    دریاچه آرال یا دریاچه خوارزم یک دریاچه آب شور در آسیای میانه واقع در قلمرو دو کشور قزاقستان و ازبکستان است.
    آرال در گذشته یکی از چهار دریاچه بزرگ دنیا بود که 68 هزار کیلومتر مربع وسعت داشت اما از دهه 1960 که دولت شوروی انحراف مسیر رودخانه های آمودریا و سیردریا به صحرای قره‌قوم (به منظور کشاورزی) را آغاز کرد، این دریاچه رفته رفته کم آب و در سال 1987 به دو دریاچه کوچک آرال شمالی و آرال جنوبی تقسیم شد. در سال 2004 مساحت آن به 25 درصد مساحت اصلی کاهش یافت و درصد شوری آب آن پنج برابر شد. دو دریاچه شمالی و جنوبی در سال 2007 به چهار دریاچه یکی دریاچه آرال شمالی، دو دریاچه در شرق و غرب دریاچه جنوبی پیشین و یک دریاچه کوچک بین دریای شمالی و جنوبی تقسیم شدند که همگی در مجموع 10 درصد مساحت اصلی دریاچه را داشتند. در سال 2009 تصاویر ماهواره‌ای نشان داد که دریاچه شرقی و دریاچه جنوبی هم به‌کلی خشک شده و دریاچه غربی نیز بسیار کوچک‌تر شده‌است. حداکثر عمق دریاچه آرال نیز در سال 2008 حدود 42 متر اندازه‌گیری شده‌ است.
    بخش کوچک باقی‌مانده این دریاچه هم گرفتار آلودگی‌هایی نظیر دورریزهای آزمایشهای نظامی، کودهای شیمیایی، آفت‌کش‌ها و پسمانده‌های پروژه‌های صنعتی و همچنین درصد نمک بسیار بالا شده‌ است. آلودگی زیست‌بوم بزرگ‌ترین مشکل این پهنه آبی است.
    در پی کاهش مساحت این دریاچه صنعت در گذشته پر رونق ماهیگیری در آن تقریبا از میان رفت که موجب بیکاری و مشکلات اقتصادی زیادی شد. همچنین منطقه اطراف دریاچه آرال دچار آلودگی‌های زیست‌محیطی مهیبی شد که با افزایش بیماری‌ها خود را نشان داد. پس‌روی آب دریاچه تغییرات آب‌وهوایی را نیز در منطقه ایجاد کرد که طی آن تابستان‌ها گرم‌تر و خشک‌تر و زمستان‌ها سردتر و طولانی‌تر شده‌اند.
    در سال‌های اخیر تلاش‌هایی از سوی دولت قزاقستان برای حفظ و احیای دریاچه آرال شمالی صورت گرفته که موجب کاهش شوری آب دریاچه و افزایش تعداد ماهیان در برخی نقاط شده‌است. اما دریاچه جنوبی شانس چندانی برای بقا ندارد.
    این دریاچه در گذشته بین 43 تا 46 درجه عرض جغرافیایی و 58 تا 62 درجه طول جغرافیایی قرار داشت.
    آساق**1663**

    انتهای پیام /*

    منبع : خبرگزاری جمهوری اسلامی ایران ایرنا




    تاریخ آخرین ویرایش:شنبه 1 خرداد 1395 02:03 ب.ظ

    از خطرناکترین درخت جهان چه می‌دانید؟+ تصاویر

    نوشته شده توسط:عیسی بابایی
    جمعه 31 اردیبهشت 1395-07:20 ب.ظ


    کد خبر: ۵۶۱۳۹۶۶
         
    تاریخ انتشار: ۲۹ اردیبهشت ۱۳۹۵ - ۱۴:۱۸

    از خطرناکترین درخت جهان چه می‌دانید؟+ تصاویر 

    برای در امان ماندن از خطرناکترین درخت جهان، باید حدود 9 متر با آن فاصله داشت.
    به گزارش گروه بین‌الملل باشگاه خبرنگاران جوان به نقل از العالم؛ خطرناک ترین درخت دنیا موسوم به "مانچینیل" در سواحل ایالت فلوریدا، امریکای مرکزی و دریای کارائیب یافت می شود.

    مردم، این درخت کشنده را در زمانهای دور کشف و برای زهرآگین کردن پیکان های (دارت ها) خود از آن استفاده کرده و همچنین با ریختن برگ این درخت در منابع آبی دشمنان، از آن بهره می‌گرفتند. هرگونه تماس با سم موجود در شیره این درخت، به بروز زخم هایی در بدن منجر می شود. صمغ این درخت هم چنین می تواند به حساسیتهای  شدید پوستی منجر شود.

    از خطرناکترین درخت جهان چه می‌دانید؟

    ایستادن زیر این درخت به ویژه در روزهای بارانی بسیار خطرناک است. شیره این درخت با ترکیباتی که داراست می تواند موجب از بین رفتن رنگ اتومبیل های متوقف شده در کنار جاده نیز شود. مقدار اندکی از ترکیبات این درخت، دارای سمی قوی است. میوه این درخت شبیه سیب بوده اما کشنده است.

    از خطرناکترین درخت جهان چه می‌دانید؟

    خوردن میوه این درخت احتمال دارد خطرات زیادی برای بدن داشته و موجب بروز تاولهایی در دهان، تورم گلو و ایجاد مشکلاتی برای دستگاه هاضمه شود. همچنین  دودناشی از سوزاندن این درخت، آثار جانبی مانند سرفه، التهاب حنجره و برونشیت و گاهی کوری را درپی دارد.

    از خطرناکترین درخت جهان چه می‌دانید؟
     
    حتی در صورت پوشیدن لباسهای محافظ بدن و چشم، نباید بدان نزدیک شد زیرا هرگونه تماس مستقیم با درخت بسیار خطرناک است و در صورت قطع شاخه ها، امکان پاشیدن شیره درخت وجود دارد که به التهاب دردناک پوست و چشم ها منجر می شود.


    انتهای پیام/

    منبع: باشگاه خبرنگاران جوان






    تاریخ آخرین ویرایش:جمعه 31 اردیبهشت 1395 07:22 ب.ظ



    • تعداد کل صفحات:878 
    • 1  
    • 2  
    • 3  
    • 4  
    • 5  
    • 6  
    • 7  
    • ...  
    + + + اوقات شرعی + نمایش تاریخ
    +